چپ آمریکا در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای؛ پیشروی در حزب دموکرات یا ساختن آلترناتیوی مستقل؟


اتحاد کارگران انقلابی ایران ||| در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر آمریکا، هم‌زمان با گسترش نارضایتی از دو حزب اصلی، بحث درباره راهبرد انتخاباتی چپ بار دیگر اهمیت یافته است. در مرکز این بحث دو گرایش قرار دارند: نخست، استفاده از ظرفیت انتخاباتی حزب دموکرات برای پیشبرد سیاست‌های سوسیالیستی و تقویت موقعیت چپ؛ و دوم، تلاش برای ایجاد یک نیروی مستقل سیاسی و طبقاتی، خارج از ساختار دوحزبی آمریکا.
این اختلاف صرفاً بر سر شیوه ی شرکت در انتخابات نیست، بلکه به پرسشی بنیادی‌تر مربوط می‌شود: آیا حزب دموکرات را می‌توان از درون تغییر داد یا پیشروی پایدار چپ مستلزم گسست سازمانی و سیاسی از آن است؟


نارضایتی از دو حزب و فرصت تازه برای چپ
نظرسنجی مشترک نیویورک‌تایمز و دانشگاه سینا، منتشرشده در بیست و یکم اکتبر، نشان می‌دهد که تنها بیست و هشت درصد رأی‌دهندگان از حزب دموکرات و سی و شش درصد از حزب جمهوری‌خواه رضایت دارند. نکته قابل‌توجه اینکه چهل و سه درصد هواداران دموکرات نیز از حزب خود ناراضی‌ هستند؛ درحالی‌که این رقم در میان جمهوری‌خواهان شانزده درصد است.


با وجود این نارضایتی، دموکرات‌ها در همین نظرسنجی با اختلاف ده واحد درصد در رقابت مجلس نمایندگان پیشتازند. این وضعیت نشان می‌دهد که مخالفت با جمهوری‌خواهان و دولت ترامپ همچنان می‌تواند رأی‌دهندگان ناراضی از حزب دموکرات را به حمایت انتخاباتی از آن سوق دهد.

هم‌زمان، نگرش به سوسیالیسم نیز در حال تغییر است. مطابق نظرسنجی سپتامبر نیویورک‌تایمز/سینا، پنجاه و پنج درصد رأی‌دهندگان دموکرات دیدگاه مثبتی به سوسیالیسم دارند، درحالی‌که این میزان در کل جامعه سی و یک درصد است و پنجاه و یک درصد آمریکایی‌ها دیدگاهی منفی دارند. در میان رأی‌دهندگان جوان‌تر، استقبال از سوسیالیسم بیشتر است.

این آمارها از یک‌سو وجود زمینه اجتماعی برای گسترش چپ را نشان می‌دهند و از سوی دیگر یادآور می‌شوند که نارضایتی از احزاب الزاماً به معنای آمادگی برای حمایت از یک حزب مستقل سوسیالیستی نیست.

گرایش نخست: پیشروی از طریق حزب دموکرات
این گرایش، که بخش مهمی از فعالان سازمان سوسیالیست‌های دموکرات آمریکا «دی اس اِ» و جریان‌های ترقی‌خواه از آن استفاده می‌کنند، انتخابات مقدماتی حزب دموکرات را عرصه‌ای برای رقابت با جناح میانه‌رو و تشکیلات سنتی حزب می‌داند.

تجربه برنی سندرز، الکساندریا اوکاسیو کورتز و زهران ممدانی در شکل‌گیری این راهبرد اهمیت داشته است. هدف، استفاده از امکان دسترسی به برگه رأی، ظرفیت تبلیغاتی و پایگاه انتخاباتی دموکرات‌ها برای پیشبرد برنامه‌هایی نظیر افزایش دستمزد، گسترش خدمات درمانی عمومی، کنترل اجاره‌بها و تقویت حقوق اتحادیه‌های کارگری است.

موفقیت‌های انتخاباتی سال ۲۰۲۶ به این گرایش اعتبار بیشتری بخشیده است. بر اساس بررسی شبکه «سی بی اس»، حدود دوسوم نامزدهای مجلس نمایندگان که از حمایت دو تشکل چپ «دی اس اِ» و «دموکرات های عدالتخواه» برخوردار بودند، در انتخابات مقدماتی موفق شدند. شماری از آنان نمایندگان مستقر دموکرات را شکست دادند.

نشریه چپ‌گرای «در این روزگار» نیز در مطالب خود درباره موفقیت سوسیالیست‌ها در انتخابات مقدماتی، این تحولات را نشانه افزایش توان چپ برای به چالش کشیدن رهبری سنتی حزب دموکرات ارزیابی کرده است.

اما مسئله حل‌نشده این راهبرد، حفظ استقلال سیاسی و برنامه‌ای است. منتقدان می‌پرسند آیا نمایندگان سوسیالیست پس از ورود به کنگره می‌توانند در برابر فشار رهبری حزب، سازش‌های پارلمانی و وابستگی به ساختار انتخاباتی دموکرات‌ها مقاومت کنند؟

گرایش دوم: ایجاد نیروی مستقل کارگری و سوسیالیستی
در برابر این رویکرد، بخشی از چپ سوسیالیستی و مارکسیستی آمریکا معتقد است که وابستگی انتخاباتی به حزب دموکرات، حتی در صورت پیروزی نامزدهای رادیکال، در بلندمدت مانع شکل‌گیری یک آلترناتیو مستقل طبقاتی خواهد شد. این دیدگاه در نشریاتی مانند «وب‌سایت جهانی سوسیالیستی» و در مباحث سازمان‌هایی نظیر «آلترناتیو سوسیالیستی» مطرح می‌شود؛ هرچند این جریان‌ها در تاکتیک‌ها و ارزیابی‌های سیاسی خود یکسان نیستند.


برای نمونه، «وب‌سایت جهانی سوسیالیستی» در بررسی پیروزی کریس رب، نامزد سوسیالیست در انتخابات مقدماتی پنسیلوانیا، استدلال کرده است که حزب دموکرات نهادی قابل تبدیل به ابزار سیاسی طبقه کارگر نیست و چپ باید از آن گسست کند. از این منظر، مسئله اصلی صرفاً انتخاب چند نماینده سوسیالیست نیست؛ بلکه ایجاد سازمانی سیاسی است که به اتحادیه‌های کارگری، جنبش مستأجران، فعالان ضدجنگ و مبارزات اجتماعی متکی باشد و بتواند مستقل از دو حزب سرمایه‌داری عمل کند.

طرفداران این مسیر البته با موانع بزرگی هم چون نظام انتخاباتی اکثریتی، قوانین دشوار دسترسی احزاب کوچک به برگه رأی، هزینه بالای انتخابات، محدودیت پوشش رسانه‌ای و نگرانی رأی‌دهندگان از تقسیم آرای مخالف جمهوری‌خواهان مواجه‌ هستند. در نتیجه، بخشی از مدافعان استقلال سیاسی بر ساختن تشکیلات محلی، سازمان‌دهی در محیط‌های کار و محلات و شرکت گزینشی در انتخابات تأکید می‌کنند؛ حتی اگر این مسیر در کوتاه‌مدت به پیروزی‌های انتخاباتی کمتری منجر شود.

نقطه مشترک دو گرایش: پیوند سیاست طبقاتی با مبارزه انتخاباتی
با وجود اختلاف راهبردی، در بخش‌هایی از هر دو گرایش بر اهمیت سازمان‌دهی حول مطالبات اقتصادی و اجتماعی تأکید می‌شود. بحران مسکن، افزایش هزینه زندگی، بدهی خانوارها، دستمزدها، خدمات درمانی و امنیت شغلی از موضوعاتی هستند که چپ می‌کوشد از طریق آن‌ها با بخش‌های وسیع‌تری از جامعه، فراتر از پایگاه سنتی رأی‌دهندگان ترقی‌خواه، ارتباط برقرار کند.

در این زمینه، فعالیت اتحادیه‌های مستأجران و کارزارهای انتخاباتی محلی اهمیت ویژه‌ای یافته است. تفاوت اصلی بر سر آن است که آیا این سازمان‌دهی باید به تغییر توازن نیروها درون حزب دموکرات منجر شود یا به ایجاد تشکیلات انتخاباتی مستقل از آن.

محدودیت‌های واقعی پیشروی چپ

داده‌های انتخاباتی نشان می‌دهند که پیشروی چپ هنوز با محدودیت‌های مهمی مواجه است. مؤسسه بروکینگز در بررسی دویست و هشتاد و دو نامزد مورد حمایت شاخه‌های مختلف «دی اس اِ» در انتخابات ۲۰۲۶ دریافت که موفقیت این نامزدها عمدتاً در مناطق دارای پایگاه نیرومند دموکرات‌ها متمرکز بوده است. تنها ده نامزد مورد حمایت «دی اس اِ» در حوزه‌هایی با گرایش حزبی کمتر از ده واحد درصد به سود دموکرات‌ها توانسته‌اند در رقابت‌های مقدماتی پیروز شوند.

این یافته نشان می‌دهد که گسترش نفوذ چپ در مناطق سنتی دموکرات، هنوز لزوماً به معنای توانایی جذب گسترده رأی‌دهندگان مستقل یا بخش‌های محافظه‌کارتر طبقه کارگر نیست. در عین حال، موفقیت نامزدهای سوسیالیست در انتخابات مقدماتی و رشد تشکل‌های محلی نشان می‌دهد که چپ از ظرفیت سازمانی و انتخاباتی بیشتری نسبت به یک دهه پیش برخوردار شده است.

جمع‌بندی: دو راهبرد، یک مسئله حل‌نشده
انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ می‌تواند مرحله مهمی در بازتعریف موقعیت چپ آمریکا باشد، اما بعید است اختلاف راهبردی میان این دو گرایش را به‌تنهایی حل کند. گرایش نخست بر این باور است که می‌توان با پیروزی در انتخابات مقدماتی، افزایش شمار نمایندگان سوسیالیست و تقویت جنبش‌های اجتماعی، به‌تدریج توازن قدرت را در حزب دموکرات تغییر داد. گرایش دوم معتقد است که بدون استقلال سازمانی و سیاسی از حزب دموکرات، حتی موفقیت‌های انتخاباتی چپ نیز ممکن است در چارچوب سیاست‌های متعارف دوحزبی جذب و محدود شوند.

از مجموعه تحلیل‌های منتشرشده می‌توان نتیجه گرفت که مسیر نخست تاکنون موفقیت‌های انتخاباتی ملموس‌تری داشته، درحالی‌که مسیر دوم بر مسئله‌ای بنیادی‌تر، یعنی ضرورت استقلال سیاسی طبقه کارگر، تأکید می‌کند.

بااین‌حال، مسئله تعیین‌کننده برای هر دو گرایش، تبدیل نارضایتی اجتماعی به سازمان‌دهی پایدار سیاسی است. بدون چنین سازمان‌دهی‌ای، نه پیروزی نامزدهای سوسیالیست در حزب دموکرات لزوماً به تغییرات ساختاری منجر می‌شود و نه خروج از چارچوب دوحزبی به‌خودی‌خود یک آلترناتیو نیرومند ایجاد می‌کند.

از این منظر، اهمیت انتخابات سوم نوامبر تنها در تعداد کرسی‌هایی نیست که نامزدهای چپ به دست می‌آورند؛ بلکه در میزان توانایی آنان برای گسترش پایگاه اجتماعی، تقویت سازمان‌های مستقل مردمی و ایجاد پیوند پایدار میان مبارزات کارگری و کنشگری انتخاباتی خواهد بود.

دوشنبه چهارم مهر 1405



Selected Resources:

New York Times/Siena Poll, October 21, 2026

In These Times – June and August 2026

World Socialist Web Site May 2026

Reports: Socialist Alternative August 2026

CBS News

Brookings Institution: On the 2026 Primary Elections

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟