اینترنتِ طبقاتی یا سیاستِ تحقیر؟

خبرهای روز ||| تضاد طبقاتی تن به آتش بس نداده است! نوشته ی «اینترنتِ طبقاتی یا سیاست تحقیر» کالبدشکافیِ سیاست حکومتی است که حق شهروندی را به امتیاز طبقاتی تقلیل داده است. نویسنده پرده از مهندسیِ سیستمیِ تبعیضی برمی‌دارد که در آن اینترنت نه یک ابزار، بلکه مرز جدیدی برای جداسازی اقلیتِ برخوردار از اکثریتِ تحقیرشده است.


این‌دفعه دیگر مسئله حتی بر سر کیفیت یا سرعت اینترنت هم نیست. شما از مرز بی‌کفایتی عبور کرده‌اید و به قلمرو تحقیر عامدانه پا گذاشته‌اید. مسئله عبارت است از سلبِ عریانِ یک حقِ پایه حتی در نازل‌ترین سطوح تصورپذیرش. زبان آدمیزاد می‌فهمید؟ دارم از یک حق پایه می‌گویم. وقتی اتصال به جهان بیرون را به مجوز و پول و رابطه آلوده می‌کنید، یعنی رسماً اعلام کرده‌اید که شهروندان را نه بر اساس حق که بر اساس نزدیکی به قدرت سیاسی و برخورداری از ثروت اقتصادی طبقه‌بندی می‌کنید. به این نمی‌گویند مدیریت بحران. اسمش مهندسیِ عامدانه و بی‌شرمانۀ تبعیض است.

نظمی کثیف و خفقان‌آور ساخته‌اید: اقلیتی شامل خودتان و فرزندان‌تان و هم‌پیمانان‌تان بی‌وقفه و بی‌دردسر به جهان متصل‌اند و اکثریت مردم یا در تاریکی مطلق خفه شده‌اند یا باید برای چند لحظه اتصال لرزان اجباراً بهایی تحقیرآمیز و گزاف بپردازند. این شکاف، این بی‌عدالتی، این تقسیمِ عریانِ جامعه به برخوردار و نابرخوردار نه تصادفی است نه ناگزیر. این انتخاب شماست برای تحقیر اکثریت شهروندان. این به امضای شما شکل گرفته است. طراحی‌اش کرده‌اید. تحمیلش کرده‌اید. هر روز نیز با وقاحت از خط‌مشی تحقیرآمیزتان دفاع می‌کنید.

هر ساعت تداوم این وضعیت تحقیرآمیز یعنی استمرار تبدیلِ یک حقِ بدیهی به کالایی که فقط به «برگزیدگان» شما فروخته می‌شود. این یعنی حراجِ برابری شهروندی با امضای شما. این یعنی اعلام جنگی سهمگین‌تر از تمام جنگ‌های سابق‌تان با اصل برابریِ شهروندی. آگاهانه و وقیحانه دارید حق را به امتیاز بدل می‌کنید و اسمش را گذاشته‌اید مدیریت بحران. این همان جایی است که بی‌کفایتی‌تان به اراده برای تحقیر ما تبدیل می‌شود.

این وضعیت تحقیرآمیز با هیچ بهانۀ امنیتی مطلقاً توجیه‌پذیر نیست. آنچه می‌کنید نه حفاظت از جامعه که آزاررسانی عامدانه است. این سیاست شریرانه به یک تهدید بدل شده است. دارید جامعه را از درون می‌فرسایید. دارید اعتماد را می‌سوزانید، پیوندها را می‌درید، خشم را لایه‌لایه انباشته می‌کنید، بله، خشم، خشمی انبوه و متراکم و رو به انفجار. خیال نکنید این خشم برای همیشه زیر خاکستر می‌ماند. این مسیر اصلاً مسیرِ ثبات نیست، مسیرِ تولیدِ بحران است.

این همان‌جایی است که باید با صراحت و بی‌پرده به شما اقلیتِ صاحب‌قدرت هشدار داد: محروم‌سازیِ اکثریتِ مردم از دسترسی آزاد به اطلاعات یکی از عمیق‌ترین و ماندگارترین کانون‌های نارضایتی خواهد شد. زخمی که می‌زنید نه سطحی است و نه به‌آسانی ترمیم‌پذیر. هر روز عمیق‌تر می‌شود، عفونی‌تر، خطرناک‌تر. دیر یا زود، به سهم خود، به نیروی محرکۀ عصیان بدل خواهد شد.

مطالبۀ ما نه پیچیده است و نه قابل‌چانه‌زنی: اتصال کامل و پایدار و بی‌تبعیض به اینترنت جهانی. همین حالا، نه فردا. نسخه‌های طبقاتی را برنمی‌تابیم. وعده‌های توخالی را نمی‌خواهیم. هر لحظه تأخیر یعنی اصرار شما بر تحقیر ما. این را خوب بدانید: جامعه‌ای که عامدانه تحقیر می‌شود، دیر یا زود این تحقیر را پس خواهد زد، نه آرام، نه تدریجی، با تمام قدرت.

محمد مالجو – هشتم اردیبهشت هزار و چهارصد و پنج

آتش بس، صلح پایدار و الزامات آن  در شرایط کنونی

اینترنت پرو؛ نهادینه‌سازی رانت دیجیتال در عصر ابهام قدرت

بیان دیدگاه