از صنف تا سیاست؛ چگونه کارگران بنادر معادلات ژئوپلیتیک جهان را به چالش کشیدند!

دیار یاران آزادی ||| کارگران بنادر  و دریانوردان در یک اقدام هماهنگ بین المللی روز  جمعه ۳۰ اکتبر در  صد و سیزده  بندر جهان دست به اعتصاب و تجمع زدند.
اعتصاب سراسری و بین‌المللی کارگران بنادر در روز جمعه (سی ام اکتبر ۲۰۲۶)، نمونه‌ای بارز از بازگشت «اتحادیه های  ضد جنگ و انترناسیونالیستی» به موازات مطالبات معیشتی است. این حرکت گسترده که ابتدا با هماهنگی اتحادیه‌های بنادر در فرانسه، ایتالیا، یونان، منطقه باسک اسپانیا، ترکیه و مراکش شکل گرفت، به بیش از یکصد و سیزده بندر در بیست و دو کشور جهان  گسترش یافت.

ایتالیا
ترکیه
یونان
فرانسه

هدف اصلی این اعتصاب، مخالفت با بارگیری، تخلیه و ترانزیت محموله‌های تسلیحاتی و مهمّات به مقصد رژیم اسرائیل‌ و مناطق جنگی خاورمیانه، مقابله با «نظامی‌سازی بنادر تجاری»، و هم‌زمان مطالبه برای قراردادهای دسته جمعی، افزایش دستمزدها در برابر تورم و مخالفت با تعدیل نیرو ناشی از اتوماسیون است.
برای درک ابعاد این حرکت اعتراضی، می‌توان آن را با سایر جنبش‌ها و حرکات اعتراضی بین‌المللی کارگری -مانند اعتصابات زنجیره‌ای زنجیره تأمین در جریان بحران کرونا، اعتصابات تاریخی ضد جنگ در زمان جنگ ویتنام و عراق، یا اعتراضات اقلیمی بین‌المللی- مقایسه کرد و اشتراکات و تفاوت‌های آن‌ها را بررسی نمود

اشتراکات حرکت بزرگ کارگران بنادر با سایر حرکات اعتراضی بین‌المللی
قدرت اهرم زنجیره تأمین جهانی – بنادر شاهرگ‌های حیاتی اقتصاد جهانی هستند. همانند اعتصابات هماهنگ حمل‌ونقل دریایی در گذشته، اعتصاب روز جمعه با هدف قرار دادن بیش از چهل درصد از حجم ترافیک کانتینری در مدیترانه و به خطر انداختن تجارتی به ارزش بیش از دو میلیارد دلار، از «جغرافیا و موقعیت استراتژیک» خود به عنوان قوی‌ترین ابزار فشار علیه دولت‌ها و شرکت‌های چندملیتی استفاده کرده است.

پیوند مطالبات معیشتی با مسائل سیاسی کلان – این اعتصاب صرفاً صنفی یا صرفاً سیاسی نیست. کارگران پیوند مستقیمی بین «اقتصاد جنگی دولت‌ها» (افزایش بودجه‌های نظامی) و «ریاضت اقتصادی کارگران» (کاهش قدرت خرید، تورم و افت بودجه رفاهی) ترسیم کرده‌اند. این ویژگی در اعتصابات بزرگ اتحادیه‌های کارگری اروپا در دهه ۱۹۷۰ و اعتراضات علیه جهانی‌سازی -مانند سياتل ۱۹۹۹- نیز کاملاً مشهود بود.
همبستگی فرامرزی (انترناسیونالیسم کارگری) – این اقدام برآمده از یک شبکه هماهنگی است که نطفه آن در نشست مه ۲۰۲۶ در استانبول بسته شد. این سطح از هماهنگیِ هم‌زمان میان اتحادیه‌های متکثر (مانند «ث ژ ت» فرانسه، «یو اِس بی» ایتالیا، و فدراسیونِ کارگران حمل و نقل آبی هند) نشان‌دهنده احیای همبستگی طبقاتی فرامرزی است.
مقاومت در برابر تکنولوژی‌های حذفی – در مطالبات اعتصاب روز جمعه، مخالفت با اتوماسیون اجباری و استفاده از هوش مصنوعی برای حذف فرصت‌های شغلی گنجانده شده است. این دغدغه کاملاً با اعتصابات اخیر کارگران بنادر آمریکا و اعتصابات هماهنگ کارگران بخش‌های فناوری و لجستیک در سراسر جهان مشترک است.

تفاوت‌های ویژه حرکت اعتصابی کارگران بنادر با اعتراضات پیشین
حق وتوی کارگری در سیاست خارجی – برخلاف اعتراضات ضد جنگ سنتی (مانند تظاهرات میلیونی سال ۲۰۰۳ علیه جنگ عراق) که صرفاً تجمعات خیابانی بودند و تأثیری بر روند لجستیک جنگ نداشتند، اعتصاب امروز مستقیماً قدرت اجرایی ماشین جنگی را هدف قرار داده است. کارگران بنادر عملاً از نیروی کار خود به عنوان یک «حق وتو» در زنجیره انتقال تسلیحات استفاده می‌کنند.

تغییر ژئوپلیتیک اعتصاب – تمرکز این حرکت بر بنادر مدیترانه و کشورهای جنوب اروپا و غرب آسیا (ترکیه و مراکش) تا هند است. این هماهنگی فرامنطقه‌ای نشان می‌دهد که زنجیره همبستگی کارگری از کشورهای غربی فراتر رفته و به شکل مؤثری نقاط استراتژیک در کشورهای در حال توسعه را نیز در بر می‌گیرد.

شکل گیری لجستیک مقاومت

حرکت اعتراضی امروز کارگران بنادر نشان داد که برخلاف جنبش‌های صرفاً معیشتی یا تظاهرات خیابانی پراکنده، نوعی «لجستیک مقاومت» شکل گرفته است. کارگران با ترکیب کردن مطالبات بسیار ملموس خود (دستمزد و امنیت شغلی) با آرمان‌های انسانی بین‌المللی (توقف جنگ و نسل‌کشی)، مدل جدیدی از اعتراضات بین‌المللی را به نمایش گذاشته‌اند که از پتانسیل بالایی برای به چالش کشیدن ساختارهای سیاسی و اقتصادی جهان برخوردار است. جمعه هشتم آبان هزار و چهارصد و پنج


نظر شما در مورد این نوشته چیست؟