اتحاد کارگران انقلابی ایران ||| مدیریت پسماند در آذربایجان غربی چالشبرانگیز است. مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی با اعلام این موضوع، گذار از روشهای سنتی به شیوههای مدرن و مکانیزه را یک ضرورت اعلام کرد و گفت مدیریت این وضعیت نیازمند همکاری و هماهنگی دستگاههای اجرایی استان است.
نکتهی اول اینکه نه آقای مدیرکل، نه استاندار و نه حتی رئیسجمهور این مملکت بهتنهایی قادر به حل این مشکلات نیستند. نزدیک به نیم قرن حاکمیت جمهوری اسلامی نشان داده است که صرف بیان مشکلات و ضرورتهای تحول، به تغییر واقعی منجر نمیشود. آنچه آنان از مشکلات و مصائب میگویند، مردم ما با گوشت و پوست خود تجربه کرده و میکنند و کاملاً برای آنها آشناست.
نکته ی دوم اینکه بازی با اعداد و ارقام و اینکه در آذربایجان غربی روزانه دوهزار تُن زباله تولید می شود توجیهی برای ناکارآمدی آنان نیست. برای مقایسه کافیست بدانیم که میزان تولید روزانه ی زباله ی خانگی توسط سه و نیم میلیون نفر از جمعیت نروژ (به میزان جمعیت آذربایجان غربی) پنج و نیم تا شش هزار تُن است. تولید زباله به شکل عام -خانگی، صنعتی و ساختمانی- همین تعداد جمعیت نروژی از سی هزار تُن در روز تجاوز می کند. البته برای مقایسه دقیق باید روشن شود که رقم دو هزار تُن آذربایجان غربی شامل چه انواعی از پسماند است. در هر صورت، مشکل را نمیتوان صرفاً به حجم بالای تولید زباله نسبت داد.
قبل از اینکه به سومین نکته بپردازیم بگذارید نگاهی بیاندازیم به آنچه که که شیوه های مدرن و مکانیزه خوانده می شود بیاندازیم.
سیستمهای استاندارد، مکانیزه و نوین مدیریت پسماند با هدف کاهش حجم زبالهها، بازیافت حداکثری، تولید انرژی و حفظ محیط زیست در سطح جهان به کار گرفته میشوند. این سیستمها فرآیند تولید تا دفع نهایی زباله را به شکلی هوشمند و بهینه مدیریت میکنند.
یک ـ تفکیک و جمعآوری مکانیزه
سطلهای هوشمند زباله مجهز به حسگرهایی هستند که سطح پر شدن زباله را بهصورت آنلاین به مرکز کنترل گزارش میدهند تا زمانبندی جمعآوری بهینهسازی شود. برخی از انواع آنها دارای پرسکننده خورشیدی هستند که ظرفیت سطل را چندین برابر افزایش میدهد.
در روش سیستمهای پنوماتیک جمعآوری پسماند، زبالهها از طریق لولههای زیرزمینی با مکش هوای پرسرعت به ایستگاههای مرکزی منتقل میشوند. این سیستم نیاز به خودروهای حمل زباله در سطح شهر را به حداقل میرساند.
خودروهای هوشمند حمل زباله مجهز به سیستمهای «جیپیاس»، مسیریابی بهینه و وزنسنجهای دیجیتال برای ثبت آمار زبالهها هستند.
دو ـ فناوریهای نوین پردازش و بازیافت
در تأسیسات بازیافت مکانیکی و تفکیک مواد «اِمآراِف»، از روباتها، حسگرهای نوری و هوش مصنوعی برای جداسازی سریع و دقیق پلاستیکها، فلزات، شیشه و کاغذ بر اساس رنگ و جنس در خطوط بازیافت استفاده میشود.
بازیافت شیمیایی هم فرآیندی است که در آن پلاستیکهای غیرقابل بازیافت به روش مکانیکی، به مواد شیمیایی پایه یا سوخت تبدیل میشوند تا دوباره در چرخه تولید قرار گیرند.
کمپوستسازی مکانیزه سرعت فرآیند تبدیل پسماندهای تر و آلی به کود کشاورزی در محیطهای کنترلشده، سرپوشیده و مکانیزه را افزایش داده و بوی نامطبوع را مهار میکند.
سه ـ تبدیل پسماند به انرژی
در زبالهسوزی پیشرفته، پسماندهای غیرقابل بازیافت در کورههای صنعتی با دمای بسیار بالا برای تولید برق و حرارت سوزانده میشوند. این تأسیسات مجهز به سیستمهای پیشرفته فیلتراسیون گازهای خروجی هستند تا میزان انتشار آلایندهها کاهش یابد.
در سیستم هضم بیهوازی، پسماندهای آلی توسط باکتریها در محیط بدون اکسیژن تجزیه میشوند. این فرآیند منجر به تولید بیوگاز ـ قابل استفاده برای تولید برق و سوخت ـ و کود آلی میشود.
تولید سوخت مشتق از پسماند «آردیاِف» هم شیوهای است که در آن زبالههای خشک و پرانرژی به شکل سوخت فشرده جهت استفاده در کارخانههای سیمان یا نیروگاهها فرآوری میشوند.
چهار ـ دفن مهندسی و بهداشتی
اگرچه تلاش اصلی بر به حداقل رساندن دفن زباله است، اما برای بیخطرسازی باقیمانده پسماندها از روشهای مهندسی گوناگونی استفاده میشود. عایقبندی لایهها برای جلوگیری از نفوذ شیرابه زباله به آبهای زیرزمینی و لولهکشی درون سایتهای دفن برای جمعآوری گاز متان حاصل از تجزیه زبالهها و استفاده از آن برای تولید انرژی و البته جلوگیری از انتشار گازهای گلخانهای به کار گرفته میشوند.
گسترش این سیستمها نقش بسیار مهمی در کاهش آلودگیهای شهری، صرفهجویی در منابع طبیعی و حرکت به سمت اقتصاد چرخشی دارد.

سومین نکته اینکه ناکارآمدی در جمهوری اسلامی را نمیتوان صرفاً با ناتوانی فنی یا اجرایی مسئولان توضیح داد. واقعیت این است که کارآمدی در این نظام مشروط به اولویتهای سیاسی و امنیتی حاکمیت و در درجه نخست، حفظ و تقویت قدرت آن است. هرجا که موجودیت نظام یا توان دفاعی و امنیتی آن در میان باشد، حکومت نشان داده است که میتواند با صرف هزینههای هنگفت، امکانات علمی، فناوری و نیروی انسانی را بسیج کند. توسعه توان موشکی، ایجاد تأسیسات و شهرهای زیرزمینی و سازماندهی جنگ نامتقارن نمونههایی از این توانایی هستند.
مسئله بنابراین فقدان مطلق توانایی نیست، بلکه نحوه تعیین اولویتها و تخصیص منابع است. حکومت میتواند برای حوزههایی که حیاتی تشخیص میدهد سرمایهگذاریهای کلان انجام دهد، حتی اگر هزینههای سنگین اقتصادی و اجتماعی آن بر دوش مردم تحمیل شود. در مقابل، حفاظت از محیط زیست، سلامت عمومی و مدیریت علمی پسماند از چنین جایگاهی در اولویتهای آن برخوردار نیستند. تداوم مازوتسوزی در نیروگاهها، با وجود پیامدهای شناختهشده آن برای آلودگی هوا و سلامت مردم، نمونهای از همین تعارض میان تأمین نیازهای فوری و حفاظت از محیط زیست است.
فساد ساختاری، مناسبات رانتی و نبود نظارت مستقل نیز موانع دیگری بر سر راه حل مشکلات حیاتی کشور هستند. حتی در حوزههایی که به دلیل شرایط امنیتی و اقتصادی اهمیت راهبردی پیدا کردهاند، پیشرفت پروژهها لزوماً متناسب با نیازهای اعلامشده نیست. برای نمونه، با افزایش فشار بر حملونقل دریایی و اهمیت یافتن مسیرهای زمینی، تکمیل شبکه ریلی کشور ضرورتی دوچندان یافته است، اما راهآهن رشت ـ آستارا، بهعنوان یکی از حلقههای مهم کریدور شمال ـ جنوب، همچنان تکمیل نشده است.
لازمه تغییر ریل از شیوه سنتی مدیریت پسماند به شیوه مدرن و مکانیزه، علاوه بر تغییر اولویتهای حاکمیت، حضور مؤثر و تأثیرگذار مردم در تصمیمسازیهاست. مردمی که بیشترین آسیب ناشی از ناکارآمدی مسئولان متوجه آنهاست، محقترین افراد در تصمیمسازی هستند. پس از این، قطع ید از شرکتهای پیمانکاری نورچشمی و رانتخوار در این حوزه ضروری است.
ساماندهی مدیریت پسماند همچنین نیازمند سرمایهگذاری کلان در تهیه و نگهداری زیرساختهای لازم و ایجاد سازوکار برای نظارت مردمی و تشکلهای مستقل از حکومت بر نحوه هزینهکرد این سرمایه است. نقش رسانه مستقل در این مسیر بسیار مؤثر است. گردش آزاد و بدون سانسور اطلاعات از ارکان اصلی دموکراسی بوده و زمینه دخالتگری مردم را هموار میکند.
ضرورتهای عنوانشده در بالا سنگهای بزرگی برای نزدن نیستند. کافی است نگاهی به آنچه در گوشه و کنار این جهان بزرگ میگذرد بیندازیم. هرکدام از این ضرورتها مطالبهای هستند که تأمین آن میتواند مسیر تحقق مطالبات دیگر و در نهایت رسیدن به محیط زیستی سالم و بهدور از آلودگی را هموار کند.
یکشنبه بیست و ششم مهرماه هزار و چهارصد و پنج
استمرار اعتراضات، پیشرویهای محدود و ضرورت همگرایی در جنبش کارگری

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟