بیانیه سندیکا (شرکت واحد) در رابطه با همایش کانون کارگران بازنشسته و مستمری بگیران سازمان تامین اجتماعی شهرستان تهران در شهر چهاردانگه

همایش روز ۱۹ مهر در چهاردانگه، مسجد احمدیه، فقط یک جلسه معمولی نیست؛ فرصتی برای حساب‌کشی و طرح پرسش‌های روشن از مسئولان کانون‌هاست. فرصتی است تا بازنشستگان بعد از سال‌ها تحمل، اعتراض و پیگیری، واضح و شفاف بپرسند: چه کسانی از سفره ما در این سال‌ها خورده‌اند؟ چه کسانی از نام ما بالا رفته‌اند؟ چه کسانی از رنج ما برای خودشان نردبان ساخته‌اند؟

مشکل اساساً در یک یا دو فرد نیست و بسیار ساختاری‌تر از این حرف‌هاست، اما در عین حال سال‌هاست افرادی مثل اکبر عیوضی در کانون تهران چسبیده‌اند؛ نه برای خدمت، بلکه برای قدرت، امتیاز، رانت و معامله.

در این سال‌ها شماها چه کردید؟ برای افزایش دستمزد؟ برای توان خرید؟ برای هزینه جراحی و درمان؟ برای دارو؟ برای همسان‌سازی؟ برای سفره خالی بازنشسته؟

یک مورد را نام ببرید. فقط یک مورد. اما در عوض چه کردید؟

برای خودتان و فرزندانتان در تأمین اجتماعی و بیمارستان‌ها کار جور کردید؛ پیشخوان دولت جشنواره را گرفتید و فرزندانتان را آنجا نشاندید؛ کارگزاری بیمه آتیه‌سازان را گرفتید و از ثبت‌نام بیمه تکمیلی درصدهای سنگین برداشتید؛ از بیمه عمر بازنشستگان برای خودتان امکانات اقتصادی ساختید، از جمله ویلای حسین‌آباد کرج و معامله میوه با رقم یک میلیارد و هشت میلیون تومان.
عیوضی‌ها در سال‌های نزدیک انتخابات کانون، با هر ترفندی آدم جمع کردند، نطق کردند، وعده دروغین دادند، قسم خوردند… و دوباره رأی گرفتند و ماندند.


حالا بفرمایید: بعد از گرفتن رأی، برای بازنشستگان چه کردید؟ جز اینکه ساخت‌وسازهای نیمه‌تمام و معامله‌های شخصی‌تان را تکمیل کردید، چه کردید؟ اگر کار کردید، اگر پیگیری کردید، اگر نتیجه گرفتید، پس چرا بازنشستگان هر هفته در کف خیابان هستند؟ چرا هر هفته فریاد؟ چرا هر هفته تجمع؟ چرا هیچ مطالبه‌ای به نتیجه نرسیده؟

بازنشستگان حق دارند بپرسند: آیا می‌شود با حقوق بازنشستگی به این ثروت‌ها رسید؟ اگر نه، پس این پول‌ها از کجا آمده؟ این امتیازات چگونه داده شده؟ چرا هیچ گزارش مالی شفاف منتشر نشده؟ چرا عملکرد کانون‌ها محرمانه است؟ چرا فرزندان بازنشستگان بیکارند، اما فرزندان مسئولان کانون‌ها شاغل؟

همایش ۱۹ مهر قرار نیست به‌تنهایی مشکلات بازنشستگان را حل کند. بازنشستگان سال‌هاست تجمع کرده‌اند، اعتراض کرده‌اند و مطالبات خود را بارها مطرح کرده‌اند. مسئله این است که بخش زیادی از این مطالبات همچنان بی‌پاسخ مانده است. به همین دلیل، حضور در این همایش باید فرصتی باشد برای طرح روشن و مستقیم پرسش‌هایی که سال‌ها بی‌پاسخ مانده‌اند؛ درباره عملکرد کانون‌ها، منابع و هزینه‌ها، امتیازاتی که در اختیار برخی افراد قرار گرفته و نحوه دفاع از حقوق بازنشستگان.

هر بازنشسته‌ای که وارد این همایش و هر گردهم آیی دیگر می‌شود حق دارد بپرسد: این ثروت‌ها چگونه به دست آمده؟ چرا ما همچنان برای حقوق و درمان و معیشت خود در خیابانیم، اما مسئولان کانون‌ها و نزدیکان آنها از امکانات و امتیازات برخوردارند؟ چرا گزارش مالی شفاف از عملکرد کانون‌ها به بازنشستگان ارائه نمی‌شود؟ و چرا فرزندان بسیاری از بازنشستگان بیکارند، اما برای فرزندان مسئولان کانون‌ها فرصت‌های شغلی فراهم شده است؟



پاسخ به این پرسش‌ها و ارائه اسناد و گزارش روشن، حداقل چیزی است که بازنشستگان حق دارند از کسانی که به نام آنها مسئولیت گرفته‌اند مطالبه کنند. اما این مطالبه به یک روز محدود نمی‌شود. اگر قرار است تغییری ایجاد شود، به پیگیری مستمر، اتحاد بازنشستگان و تشکل‌های مستقل کارگران و بازنشستگان نیاز دارد.

چاره کارگران و زحمتکشان وحدت و تشکیلات است.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
 سیزدهم مهر ۱۴۰۵


مزد کم است، شغل ناامن؛ پیمانکاری حلقه اتصال بحران‌های کارگری

بیان دیدگاه