یک بحران، چند میدان اعتراض؛ مزد، شغل و معیشت در مرکز اعتراضات کارگری

اتحاد کارگران انقلابی ایران: رویدادهای کارگری هفته از ۲۸ شهریور تا ۳ مهر۱۴۰۵ که شرح مختصر و فهرست بندی شده آنها در پایان همین یادداشت کوتاه آمده است، در نگاه نخست، پراکنده به نظر می‌رسند: بازنشسته‌ای که برای مستمری و درمان تجمع می‌کند، کارگر معدن که با تعدیل روبه‌روست، جوان بیکار خوزستانی که مقابل یک مجتمع بزرگ برای استخدام محلی می‌ایستد، کارگر شیرازی که ۱۰ ماه مزد نگرفته، پرستاری که از شرایط کار و معیشت معترض است و خانواده‌ای که با آغاز مهر توان خرید لوازم مدرسه را ندارد. اما در سطحی عمیق‌تر، این رویدادها حلقه‌های یک زنجیره‌اند: مسئله مرکزی، افزایش فاصله میان درآمد حاصل از کار یا مستمری و هزینه بازتولید زندگی است

این فاصله خود را فقط در کوچک‌شدن سفره نشان نمی‌دهد. در محیط کار به شکل مطالبه افزایش مزد، معوقات، اعتراض به تبعیض مزدی و ناامنی شغلی ظاهر می‌شود؛ پس از بازنشستگی به مسئله مستمری و درمان تبدیل می‌شود؛ و در خانواده، خود را در دشواری تأمین مسکن، دارو و هزینه تحصیل فرزندان نشان می‌دهد. این پیوند درونی آشکار میان جلوه های گوناگون بحران بازتولید زندگی، با واکنش های یکسانی از نظر قدرت و دامنه و یا حتی همپوشانی کافی میان شکل های مختلف واکنش ها همراه نیست. هر چند اعتراض‌های این هفته از نظر شکل سازمان‌یابی نیز قابل توجه‌اند. و دست‌کم سه الگو در آنها قابل تشخیص است:

نخست، اعتراض چندشهری یک گروه اجتماعی؛ مانند بازنشستگان تأمین اجتماعی و مخابرات که مطالبات مشترک را هم‌زمان در چند شهر مطرح می‌کنند

دوم، اعتراض هماهنگ در چند محل کار؛ مانند کارکنان عملیاتی نفت و گاز که مطالبه مزدی را در چند مرکز و سکوی عملیاتی مطرح کردند

سوم، اعتراض محلی اما تکرارشونده؛ مانند جوانان جویای کار خوزستان و بازنشستگان فولاد اصفهان که با حل‌نشدن مطالبات، بارها به محل اعتراض بازمی‌گردند.

درک این تمایز برای سنجش روند اعتراض‌های کارگری مهم است. شمارش ساده «تعداد تجمع‌ها» کافی نیست؛ تعداد شهرها و محل‌های کار، تعداد دفعات تکرار اعتراض و میزان هماهنگی میان واحدها نیز باید سنجیده شود

رویدادهای کارگری ۲۸ شهریور تا ۳ مهر را می‌توان در چهار محور اصلی خلاصه کرد: مزد و معیشت؛ معوقات و امنیت شغلی؛ اعتراض کارگران و بازنشستگان؛ و حوادث و ایمنی کار

البته آغاز مهر یک مؤلفه دیگر را نیز برجسته کرد: بحران معیشتی اکنون بیش از گذشته به حوزه‌هایی منتقل شده که مستقیماً با آینده خانواده مزدبگیر ارتباط دارند. وقتی هزینه تحصیل، درمان و مسکن از توان درآمد خانوار فاصله می‌گیرد، مسئله مزد دیگر تنها بحث رقم دستمزد ماهانه نیست؛ مسئله امکان ادامه زندگی با حداقل های آن است.

در همین بستر است که اعتراض بازنشسته برای مستمری، اعتراض کارگر برای مزد پرداخت‌نشده، مطالبه جوان بیکار برای شغل و نگرانی خانواده از هزینه مدرسه را می‌توان نه رویدادهایی جدا از هم، بلکه جلوه‌های متفاوت یک فشار اجتماعی مشترک دید

 از اعتراض چندشهری تا سفره و مدرسه: نگاهی به محورهای اصلی مسایل کارگری در هفته ای که گذشت

هفته پایانی شهریور و آغاز مهر با مجموعه‌ای از اعتراض‌های کارگران و بازنشستگان، مطالبات مزدی و شغلی، معوقات طولانی‌مدت و حوادث کار همراه بود. در کنار این رویدادها، بازگشایی مدارس وجه دیگری از بحران معیشت مزدبگیران را آشکار کرد: هزینه آموزش فرزندان نیز بیش از پیش به یکی از اقلام سنگین سبد خانوار تبدیل شده است.

مرور رویدادهای هفته نشان می‌دهد سه مطالبه «مزد و مستمری متناسب با هزینه زندگی»، «امنیت شغلی و حق اشتغال» و «تأمین اجتماعی و درمان» در مرکز بخش بزرگی از اعتراض‌ها قرار داشته‌اند.

بازنشستگان؛ اعتراض در چندین شهر

یکشنبه ۲۹ شهریور، بازنشستگان تأمین اجتماعی در دست‌کم شش شهر ــ شوش، اهواز، رشت، دزفول، تهران و کرمانشاه ــ تجمع کردند. محور مشترک این اعتراض‌ها افزایش مستمری متناسب با هزینه زندگی، اجرای ماده ۹۶ قانون تأمین اجتماعی، اجرای تعهدات درمانی ماده ۵۴، متناسب‌سازی و پرداخت مطالبات معوق بود.

در شوش شعارهایی مانند «فقط کف خیابون، به دست میاد حقمون» و «حقوق بازنشسته فقط واسه یه هفته» سر داده شد. گزارش‌های منتشرشده از تهران نیز علاوه بر مطالبات اقتصادی، حاوی شعارهایی درباره آزادی زندانیان سیاسی و مخالفت با احکام اعدام بود.

بازنشستگان فولاد اصفهان نیز در همین هفته چند بار تجمع کردند. آنان بر تأمین خدمات درمانی و بیمه‌ای، اجرای متناسب‌سازی، افزایش مستمری و پرداخت مطالبات تأکید داشتند. تکرار تجمع‌های این گروه در فاصله کوتاه چندروزه نشان می‌دهد که با یک اعتراض موردی روبه‌رو نیستیم، بلکه یک حرکت مطالبه‌محور مستمر شکل گرفته است.

دوشنبه ۳۰ شهریور نیز اعتراض هفتگی بازنشستگان مخابرات در چندین نقطه کشور ادامه یافت. بر پایه گزارش‌های گردآوری‌شده، اصفهان، کرمانشاه، گیلان، آذربایجان شرقی، سنندج، بیجار و همدان از جمله محل‌های برگزاری این اعتراض‌ها بودند. اجرای کامل آیین‌نامه ۸۹/۲۴، متناسب‌سازی، بیمه تکمیلی مناسب و پرداخت مطالبات معوق از خواسته‌های اصلی آنان بود.

به این ترتیب، اعتراض بازنشستگان یکی از گسترده‌ترین اشکال اعتراض جمعی در این هفته بود؛ اعتراض‌هایی که دیگر نمی‌توان آنها را صرفاً به «افزایش مستمری» تقلیل داد و مسائل درمان، مدیریت صندوق‌ها و شرکت‌ها و کیفیت خدمات اجتماعی نیز به بخش ثابتی از مطالبات تبدیل شده است.

نفت و گاز؛ اعتراض هم‌زمان در چند مرکز عملیاتی

یکی دیگر از رویدادهای مهم هفته، اعتراض کارکنان عملیاتی نفت و گاز در دوشنبه ۳۰ شهریور بود.

بر اساس گزارش‌ها و تصاویر رسیده، کارکنان در مرکز انتقال نفت شازند، بهرگانسر، بخش‌هایی از مناطق نفت‌خیز جنوب و سکوهای نفت و گاز پارس با در دست گرفتن پلاکاردهایی مطالبات خود را مطرح کردند.

اصلاح کف حقوق، پرداخت فوق‌العاده‌ها، اصلاح نظام پرداخت و رفع تبعیض در حقوق و مزایا از جمله محورهای این اعتراض بود.

اهمیت این حرکت تنها در تعداد محل‌های برگزاری آن نیست. اعتراض تقریباً هم‌زمان در چند محیط عملیاتی و حول مطالبات مشترک صورت گرفت؛ الگویی که آن را از اعتراض منفرد در یک واحد تولیدی متمایز می‌کند.

اعتراض برای کار؛ از هفت‌تپه تا دعبل خزاعی

بیکاری و مطالبه استخدام نیروهای بومی نیز یکی از محورهای اعتراض در خوزستان بود.

جوانان جویای کار شهر حُر در مقابل مجتمع کشت و صنعت هفت‌تپه تجمع کردند و خواستار استخدام نیروهای بومی شدند. معترضان می‌گویند بازنشستگی، انتقال یا خروج برخی کارکنان ظرفیت‌هایی برای جذب نیروی جدید ایجاد کرده و همچنین با فعال‌شدن واحدهای تعطیل یا کم‌فعالیت می‌توان فرصت‌های شغلی تازه ایجاد کرد.

در نیشکر دعبل خزاعی نیز جوانان روستاهای موران و عمیشه بزرگ اعتراض برای اشتغال محلی را ادامه دادند. گزارش اول مهر از تجمع دوباره آنان حکایت داشت؛ در حالی که معترضان می‌گفتند وعده‌های قبلی برای رسیدگی به مسئله استخدام نیروهای بومی به نتیجه نرسیده است.

تکرار این اعتراض‌ها نشان می‌دهد «حق اشتغال محلی» به‌ویژه در مناطقی که واحدهای بزرگ صنعتی و کشاورزی در کنار جمعیت بیکار محلی فعالیت می‌کنند، به یک مطالبه قابل توجه تبدیل شده است.

تعدیل و بلاتکلیفی شغلی

در سیرجان، کارگران پروژه باطله‌برداری معدن شماره ۳ گهرزمین تجمع کردند. گزارش منتشرشده از بلاتکلیفی حدود ۱۱۶ کارگر حکایت داشت. به کارگران گفته شده بود یا باید انتقال به پروژه‌هایی در مناطق دیگر کشور را بپذیرند یا تسویه‌حساب کنند.

در خوزستان نیز کارگران اخراجی فولاد شادگان همچنان خواستار بازگشت به کار بودند. حضور برخی کارگران همراه فرزندانشان در اعتراض، هم‌زمان با آغاز سال تحصیلی، رابطه مستقیم از دست رفتن شغل با معیشت خانواده را برجسته کرد.

پرونده کارگران اخراجی نساجی بروجرد نیز همچنان حل‌نشده باقی ماند.

در سوی دیگر، حدود ۲۰۰ کارگر قراردادی فولاد پارس هفت‌تپه از اجرا نشدن طرح طبقه‌بندی مشاغل خبر دادند. بنا بر گزارش کارگران، اجرا نشدن این طرح موجب شده است دریافتی آنان در محدوده حداقل‌های قانونی باقی بماند.

معوقات مزدی؛ تا ۱۰ ماه بدون حقوق

یکی از سنگین‌ترین نمونه‌های معوقات هفته مربوط به کارخانجات مخابراتی ایران در شیراز بود. کارگران اعلام کردند حدود ۱۰ ماه حقوق و دو عیدی از کارفرما طلب دارند و نسبت به آینده کارخانه و امنیت شغلی خود نیز نگران‌اند. گزارش این معوقات در ۲۸ شهریور منتشر شد.

کارگران شهرداری ایرانشهر نیز با دو ماه معوقه روبه‌رو بودند و کارگران شهرداری نقده از تأخیر در پرداخت حقوق و دشواری تأمین هزینه تحصیل فرزندان خود خبر دادند.

این نمونه‌ها نشان می‌دهد معوقات مزدی را نمی‌توان صرفاً تأخیر در یک پرداخت مالی تلقی کرد. وقتی مزد چند ماه پرداخت نمی‌شود، بحران از محیط کار به اجاره خانه، خوراک، درمان و تحصیل فرزندان منتقل می‌شود.

پرستاران کرمانشاه؛ اعتراض معیشتی در بخش درمان

سه‌شنبه ۳۱ شهریور، گروهی از پرستاران کرمانشاه مقابل ساختمان دانشگاه علوم پزشکی تجمع کردند.

آنان به وضعیت معیشتی، شرایط کاری و مطالبات صنفی خود اعتراض داشتند و شعار «مشکل ما حل نشه، کار شما سخت میشه» سر دادند.

این تجمع در شرایطی برگزار شد که گزارش‌های هفته از تأخیر چندماهه برخی پرداخت‌ها به کارکنان علوم پزشکی و تأخیر طولانی‌تر در بخشی از مطالبات مربوط به خدمات پرستاری حکایت داشت.

در نتیجه، مسئله کادر درمان در این هفته نیز دو وجه هم‌زمان داشت: **شرایط کار و مطالبات مزدی.**

آغاز مهر؛ وقتی هزینه تحصیل به مسئله کارگری تبدیل می‌شود

یکی از برجسته‌ترین مضامین رسانه‌ای هفته، هزینه بازگشایی مدارس بود.

مرور تیترهای مطبوعات در فاصله ۲۸ شهریور تا ۲ مهر نشان می‌دهد موضوعاتی مانند گرانی لوازم‌التحریر، شهریه مدارس، هزینه تغذیه دانش‌آموزان، قیمت تلفن همراه و ابزار آموزشی، ترک تحصیل، کاهش تقاضای نوشت‌افزار و وضعیت مدارس روستایی تقریباً هر روز در بخشی از مطبوعات مطرح شده است.

تیترهایی نظیر «تراژدی گرانی لوازم‌التحریر»، «نقش فقر و تبعیض آموزشی در ترک تحصیل»، «زنگ تفریح در مدارس در محاصره گرانی»، «مهر گران و هزینه‌هایی که به سبد خانوار افزوده می‌شود»، «بازگشایی مدارس در کفه ترازوی حقوق کارگران»، «زنگ مدرسه در سکوت فقر» و «وقتی جیب‌ها به مدرسه نمی‌رسد» همگی از یک مسئله مشترک حکایت دارند.

صرف‌نظر از صحت ارقام متفاوتی که در هر گزارش منتشر شده، فراوانی این موضوع در رسانه‌ها خود قابل توجه است: **بحران قدرت خرید از خوراک و مسکن عبور کرده و مستقیماً امکان دسترسی خانواده‌ها به آموزش را تحت فشار قرار داده است.**

برای یک خانواده مزدبگیر، آغاز سال تحصیلی به معنی اضافه‌شدن هم‌زمان هزینه پوشاک، کیف و کفش، نوشت‌افزار، رفت‌وآمد، تغذیه و در مواردی ابزار دیجیتال به سبدی است که پیش از آن نیز زیر فشار خوراک، مسکن و درمان قرار داشته است.

از این منظر، آموزش دیگر موضوعی جدا از مسئله مزد نیست؛ بخشی از همان مسئله معیشت است.

حوادث کار؛ سقوط، سوختگی و مرگ در محیط کار

حوادث کار نیز در طول هفته ادامه داشت.

از جمله موارد ثبت‌شده می‌توان به مرگ کارگر کشاورزی بر اثر گرفتارشدن در دستگاه برداشت، مرگ یک کارگر فصلی در سانحه رفت‌وآمد، جان‌باختن یکی از مصدومان حادثه واحد فرآوری سیلیس ملایر، سقوط کارگران ساختمانی از ارتفاع و حادثه پالایشگاه آبادان اشاره کرد.

در پالایشگاه آبادان سه کارگر در حادثه کوره واحد ۷۰ دچار سوختگی شدند و برای درمان به بیمارستان انتقال یافتند. تکرار حوادث سقوط از ارتفاع نیز بار دیگر مسئله ایمنی در کارهای ساختمانی و مشاغل پرخطر را برجسته کرد

بیان دیدگاه