اتحاد کارگران انقلابی ایران ||| حاصل نزدیک به پنج دهه سرکوب مزدی، در ترکیب با تجاوز نظامی و محاصره اقتصادی شرایطی را برای اکثریت بزرگ مردم کشور و بویژه مزد و حقوق بگیرانی که درآمد ثابتی دارند، رقم زده است که در آن حقّ زندگی و حیات آنها به شدت گروگان گرفته شده است.
نگاهی به رخدادهای یک هفته ی گذشته جنبش مطالباتی مزد و حقوق بگیران ضمن تائید این واقعیت تلخ که امکانِ ادامه ی تحملِ چنین شرایطی برای بازنشستگان، بیکاران و مزد و حقوق بگیران پائین آمده، یک ارزیابی از اشتراکات مطالبات مردم و اشکال متنوع اعتراضات آنها علیه شرایط موجود بدست می دهد.
بحران سبد معیشت در بین همه ی بخش های شاغلین، بیکاران و بازنشستگان در صدر قرار دارد. کاهش چشمگیر شاخصهای مصرفی و افزایش سرسامآور هزینههای اساسی مانند مسکن، خوراک و لوازمالتحریر نشاندهنده عمیقتر شدن شکاف میان دستمزدها و هزینههای واقعی زندگی است.
تاثیر تورم و گرانی بر اکثریت مردم، و اقلیتی که تورم و گرانی نه تنها برای آنها بارِ اضافی تولید نمی کند، بلکه -با برخورداری از سرمایه و رانت- درآمدهای بادآورده ی دیگری را نصیب آنها می کند، شکاف طبقاتی را آشکارا در جامعه به نمایش گذاشته است. اعتراضات هفتگی، و نسبتا همزمانِ بازنشستگانِ تأمین اجتماعی، مخابرات، نفت و فولاد، پرستاران و کارگران نشان میدهد که تورم و سیاستهای اقتصادی، حقوق بگیران و دارندگان درآمدهای ثابت را به طور همزمان تحت فشار شدید قرار داده است.
اعتراضات کارگران و پرستاران شاغل پتانسیل آن را دارد که توان جنبش کارگری و مطالباتی را در پیگیری امر همگرائی و سازماندهی قدرت واقعی آنها بالا ببرد. در هفته ی گذشته از تجمعات کادر درمان در کرمانشاه و کارگران شهرداری خرمآباد تا اعتصاب و اعتراض نیروهای عملیاتی نفت و گاز در چندین مرکز مهم، مطالبات بر محورهایی چون اصلاح دستمزد، حذف پیمانکاران نیروی انسانی و پایان دادن به تبعیض در پرداختها قرار داشت.
در هفته های اخیر شاهد حضور اعتراضی جوانان بیکار و جویای کار هستیم که در پی بیکارسازی های ناشی از جنگ و فرصت طلبی صاحبان سرمایه جمعیت آنها افزایش پیدا کرده است. تجمعات جوانان جویای کار در مناطق نفتخیز و صنعتی حول محور استخدام نیروهای بومی و شفافیت در جذب نیروی کار شکل گرفته که گاه با سرکوب نیروی انتظامی همراه بوده است. اخراج کارگران فولاد شادگان و نساجی بروجرد نیز بحران امنیت شغلی و بیکاری را بیشتر به روی صحنه آورده است.
راهاندازی کارزارهای ترمیم مزد در ششماهه دوم سال نشاندهنده تلاش بخشهایی از تشکلهای کارگری وابسته به حکومت برای به انحراف کشاندن مسیر مطالبه گری کارگران به کانالی خاص است. فعالین مستقل کارگری یکی از اهداف این دست کارزارهای سازماندهی شده شبه حکومتی را قطع ارتباط میان شکل اعتراض، نوع مطالبه و پیگیری مطالباتی در قالب خودسامان یابی مستقل مطالبه گران می دانند و اولویت بخشی به اعتراضاتی که ضمن انطباق با توازن قوا و شرایط سیاسی کنونی، شرایط خودسامان یابی مستقل و تشکل یابی صنفی یا شبکه ای در میان لایه های مختلف کارگری را پدید آورد را حائز اهمیت اساسی می دانند. بحث کارگران سمتگیری به سوی ساختارهای مستقلی است که اولا پتانسیل حضور مستقل کارگران متشکل را بالا برده، و دوما اراده و توان تحمیل مطالبات آنها به کارفرما را داشته باشند.
پاسخ به این سوال که در شرایط حاضر چشم انداز کدام است؛ و مبارزه طبقاتی کارگران به کدام سمت و سو می رود، ساده نبوده و پاسخ واقعی به عوامل متعدد دیگری وابسته است.
تغییر در وضعیت نه جنگ و صلحی که بر جامعه حاکم است، تاثیر مستقیمی بر جنبش مبارزاتی طبقه کارگر دارد. شدّت گیری مجدّدِ جنگ می تواند جنبش اعتراضی مزد و حقوق بگیران را تضعیف کند. در این صورت و در ادامه گسترش و فقر و فلاکت این «احتمال» قوی تر خواهد شد که جامعه بدون تقویت چشم انداز مبارزه متشکل و سازماندهی شده، درگیرِ شورش گرسنگان شود.
از سوی دیگر شکل گیری صلحی پایدار و افزایش امیدِ به پایان وضعیت برزخی کنونی، فضا را برای مطالبه گری مساعدتر می کند. در آن صورت اعتراضات، به احتمال زیاد پتانسیل بیشتری برای عبور از مطالبات تدافعی و چربش سهم مطالبات تهاجمی در سبد مجموعه مطالبات بخش های مختلف مزد و حقوق بگیران خواهند داشت.
پیوند استوار میان مطالبات، شکل های مطالبه گری، استقلال عمل و خودسامان، برخورداری از صدایی قدرتمند در حوزه رسانه ای و همچنین گسترش همگرایی میان بخش های مستقل است که می تواند جنبش کارگری را به جنبشی پرتوان و قدرتمند تبدیل کند.
چهارشنبه اول مهر هزار و چهارصد و پنج

بیان دیدگاه