از توهم التماس تا قدرت همبستگی: راهکار حقوق‌بگیران در برابر بن‌بست معیشت

اتحاد کارگران انقلابی ایران ||| کلمات برای توضیح فلاکتی که سایه ی خود را بر سر مزد و حقوق بگیران گسترده، کافی نیست. دستمزدی که در بهترین حالت هزینه ی هشت روز را تامین میکند، دیگر حتی قادر نیست بازتولید نیروی از دست رفته ی کارگران را به انجام برساند.

راه حل مقابله با این وضعیت به زبان ساده از دو مسیر تامین می شود. بالابردن توان و قدرت خرید، و پائین آوردن هزینه ی تامین معیشت و منزلت. مزد و حقوق بگیران در مسیر دستیابی به این راه حل ها با دیوار سختِ حاکمیت، سرمایه و باندهائی روبرو هستند که همیشه راه هائی برای گل آلود کردن آب می یابند، تا بتوانند براحتی در آن ماهی بگیرند.

سال‌ها تجربه نشان داده است که ساختار حاکم، سرکوب مزدی را نه یک اشتباه محاسباتی، بلکه یک سیاست آگاهانه برای جبران کسری بودجه، تامین هزینه‌های رانتی و انتقال بار تورم به دوش طبقات محروم می‌داند.

دخیل بستن به مسئولانی که خود ارقام ده‌ها برابری تورمِ دارویی و خوراکی را رقم زده‌اند، تنها زمان را به نفع طبقه حاکم کش می‌دهد و ناامیدی را نهادینه می‌کند.

وقتی به اعتراف رسانه های رسمی خط فقر به نود و دو میلیون تومان می‌رسد و طبقه‌ی متوسط و یقه‌سفیدها نیز مانند کارگران، سفره‌شان قیچی شده و تنها دغدغه‌ی نان پیدا کرده‌اند، یک وضعیت عینی برای همگرائی و نزدیکی طبقاتی شکل گرفته است. سیاست‌های نئولیبرالی، فساد ساختاری و سرکوب دستمزدها، دشمن معیشت همه این گروه ها است.

برای عقب راندن ساختاری که تنها زبان قدرت را می‌فهمد، تمرکز باید از انحراف جنبش مطالباتی به سمت چانه زنی و درخواست از بالائی ها، به اتحاد بین پایینی‌ها تغییر کند.

تقویتِ سمت گیری به سوی ایجاد شبکه های همبستگی میان کارگران، معلمان، بازنشستگان و سایر حقوق‌بگیران، و حمایت از تشکل های مستقلِ موجود می تواند توازن قوا را به سود جنبش های اجتماعی و مطالباتی تغییر دهد.

در غیاب سندیکاها و تشکل های مستقل، ایجاد هسته‌های مستقل در سطوح کارگاه‌ها، محلات و گروه‌های کاری برای پیگیری مطالبات زیستی از اهمیت بالائی برخوردار هستند. این نزدیکی ها و هم فکری ها در بزنگاه تاریخی نقش بزرگی در مقابله با موج سواری دشمنان طبقه بازی خواهند کرد.

شرایطی که ما را در آن قرار داده اند، چشم انداز محتملی را بین مردم به بحث گذاشته است. اوضاع اینگونه نمی تواند ادامه پیدا کند، امیدی به هیچ کدام از حناح های حکومتی نیست، خدا خودش رحم کند، کارد به استخوان امان رسیده است…..

نکته حائز اهمیت اینکه در همین شرایط، خانه دارها نگران مستاجرها، شاغلین در فکر بیکاران، و آنهائی که از سلامت نسبی ی برخوردار هستند غصه خانواده هائی را می خورند که بیمار دارند.

در چنین زمانه ای ایجاد و تقویت ابزارهای خودگردان همیاری در محلات و محیط‌های کاری برای تقویت توانِ ماندگاری در شرایط امروزی، و ایجاد امکان برای تقویت بُنیه ی مالی خودشان در آینده ی کاملا محتملی که مقاومت علنی علیه استثمار و غارت منابع شکل خواهد گرفت، کمک بزرگی خواهد بود.

از حکومتی که سودش در استثمار و بی‌حقوق‌سازی نیروی کار است، معجزه‌ای صادر نخواهد شد. سفره خالی کارگر و طبقه متوسط، نه با ناله و خواهش از مسئولان، بلکه تنها با اتکا به نیروی جمعی و تحمیل اراده‌ی متحد تمامی مزد و حقوق‌بگیران دوباره پر خواهد شد.

چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1405


تشدید بی‌سابقه برخوردهای انضباطی و امنیتی با دانشجویان در آستانه بازگشایی دانشگاه‌ها 

دست دولت در جیب بازنشستگان؛ این بار به نام طلا!

بیان دیدگاه