از فیس بوک محمد مصطفائی ||| وقتی چند سرباز آمریکایی کشته میشوند، رئیسجمهور آمریکا فوراً از «پرداخت بهای چند برابر» سخن میگوید. وزیر دفاع آمریکا از «فداکاری» آنان حرف میزند. فرماندهان نظامی آماده پاسخ میشوند. نام آنان در گزارشها میآید، مرگشان معنا پیدا میکند و دولتشان برای آنان مطالبه پاسخ میکند.

اما پرسش این است: سربازان ایرانی انسان نیستند؟
آن سربازان وظیفهای که در آسایشگاه تیپ ۳۸۸ بمپور در سیستان و بلوچستان کشته شدند، فرزند کسی نبودند؟ خانواده نداشتند؟ آرزو نداشتند؟ زندگی نداشتند؟ آنان تصمیمگیر جنگ بودند؟ سیاستگذار بودند؟ در اتاقهای فرماندهی و مذاکره نشسته بودند؟
وقتی سرباز آمریکایی کشته میشود، نامش «فداکاری» است. وقتی سرباز ایرانی کشته میشود، نامش «هدف نظامی» میشود. وقتی پایگاه آمریکا هدف قرار میگیرد، جهان از خطر گسترش جنگ حرف میزند. وقتی پادگان ایران بمباران میشود، برخی آن را «کمک» یا «مداخله بشردوستانه» مینامند.
همینجاست که میگویند جنگ قانون ندارد؛ یا دقیقتر بگوییم، جنگ قانون را زیر پا میگذارد و بعد برای آن توجیه میسازد. در جنگ، هر طرف انسانهای خود را عزیز و قربانیان طرف مقابل را بیچهره میکند. هر طرف برای مرگ نیروهای خود عزاداری میکند، اما مرگ جوانان طرف مقابل را در زبان سرد نظامی پنهان میسازد.
همین منطق است که جنگ را بیرحم میکند: انسانها از انسان بودن تهی میشوند و به «هدف»، «تلفات»، «پاسخ»، «بازدارندگی» و «هزینه» تبدیل میشوند.
جان سرباز آمریکایی ارزش دارد؛ جان سرباز ایرانی هم ارزش دارد. خانواده آمریکایی حق سوگواری دارد؛ خانواده ایرانی هم حق سوگواری دارد. هیچ مادری نباید فرزندش را قربانی غرور سران قدرت ببیند؛ نه در آمریکا، نه در ایران، نه در اردن، نه در جنوب ایران و نه در هیچ جای جهان.
اگر کشتن سرباز آمریکایی نیازمند پاسخ است، کشتن سرباز ایرانی هم نیازمند پاسخگویی است. اگر دولت آمریکا برای کشتههای خود مطالبه عدالت میکند، مردم ایران هم حق دارند بپرسند چه کسی فرزندانشان را به میدان جنگ کشاند، چه کسی آنان را بیدفاع گذاشت، چه کسی پادگانها را هدف گرفت و چه کسانی از دور، این جنگ را فرصت سیاسی نامیدند.
جمهوری اسلامی مسئول مستقیم رساندن ایران به این نقطه خطرناک است؛ با سیاستهای ماجراجویانه، سرکوب داخلی، فساد، اعدام، توسعه نیروهای نیابتی و بیاعتنایی به جان مردم. اما این مسئولیت، مجوز بمباران ایران و بیارزش کردن جان سربازان ایرانی و مردم عادی نیست.
آنچه آمریکا انجام می دهد بی شک جنایت جنگی است. حمله به زیرساختها، پلها، مسیرهای حملونقل، تأسیسات حیاتی و مناطقی که زندگی غیرنظامیان به آن وابسته است، فقط یک اقدام نظامی ساده نیست. در حقوق بینالملل بشردوستانه، تفکیک میان اهداف نظامی و غیرنظامی، رعایت تناسب و حمایت از غیرنظامیان از قواعد بنیادین است. هیچ قدرتی حق ندارد با شعار امنیت، بازدارندگی، تغییر رژیم یا مداخله بشردوستانه، زندگی مردم عادی را هدف قرار دهد یا ویرانی یک کشور را عادی جلوه دهد.
اگر پلی، جادهای، فرودگاهی، ایستگاه راهآهن، مرکز درمانی، تأسیسات آب و برق یا هر زیرساخت حیاتی هدف قرار میگیرد، باید پرسید: آیا واقعاً هدف نظامی مشخص و ضروری بوده است؟ آیا آسیب به غیرنظامیان قابل پیشبینی بوده؟ آیا اصل تناسب رعایت شده؟ آیا راه کمضررتری وجود نداشته است؟ اگر پاسخ این پرسشها روشن نباشد، نمیتوان با چند واژه سیاسی مسئولیت را پنهان کرد.
بمباران زیرساختها با شعار آزادی توجیه نمیشود. کشته شدن غیرنظامیان با واژه امنیت بیاهمیت نمیشود. ویرانی پلها، جادهها و مراکز حیاتی فقط خسارت فنی نیست؛ ضربه مستقیم به زندگی مردم است. جنگ برای مردم ترس، فقر، سوگواری، مهاجرت، ناامنی و ویرانی میآورد. اما برای قدرتها، جنگ فقط میدان مرگ نیست؛ بازار منفعت هم هست.
آمریکا پیش از هر چیز دنبال منافع خود است. در ظاهر از امنیت، بازدارندگی و دفاع از متحدانش سخن میگوید، اما در عمل، هر بحران تازه در خاورمیانه دولتهای منطقه را وابستهتر به خرید سلاح، سامانههای دفاعی، تجهیزات نظامی و حمایت امنیتی آمریکا میکند. جنگ و ناامنی، بازار فروش نفت و تسلیحات را گرمتر میکند.
نمونه روشن آن، قراردادهای بزرگ تسلیحاتی با کشورهای خاورمیانه است؛ از جمله قراردادهای نزدیک به دو میلیارد دلاری با عربستان برای تجهیزات و تسلیحات نظامی. این فقط یک قرارداد نیست؛ نشانه منطق بزرگتری است: جنگ برای مردم مرگ و ویرانی میآورد، اما برای شرکتهای تسلیحاتی و دولتهای فروشنده سلاح، سود و نفوذ میسازد.
پس باید پرسید: آیا واقعاً مسئله فقط آزادی مردم ایران است؟ اگر چنین است، چرا همزمان با بمباران، بازار فروش سلاح گرمتر میشود؟ چرا هر بحران تازه در خاورمیانه به قراردادهای تازه نظامی تبدیل میشود؟ چرا مردم ایران، مردم آمریکا، مردم عربستان و مردم منطقه باید هزینه سیاستهایی را بپردازند که سودش به جیب صاحبان قدرت، شرکتهای تسلیحاتی و شبکههای نفت و امنیت میرود؟
آمریکا دنبال منافع خود است.
جمهوری اسلامی دنبال بقای خود است.
اسرائیل دنبال منافع امنیتی و منطقهای خود است.
جنگطلبان هم هرکدام از زاویه خود، از بحران بهره میبرند و در این میان، این مردماند که کشته میشوند.
به امید اینکه مردم ایران هرچه زودتر، هم از منجلاب جنگ و هم از جمهوری اسلامی نجات یابند.
پ ن: نوشته ی آقای محمد مصطفائی فاقد تیتر است. تیتر انتخابِ سایت اتحاد کارگران انقلابی است.

بیان دیدگاه