اتحاد کارگران انقلابی ایران ||| چهار هفته پس از امضای تفاهم نامه ی پاکستان که قرار بود مسیر صلح را هموار کند، بنبست دیپلماتیک میان واشنگتن و تهران بار دیگر جای خود را به غرش موشکها و نابودی زیرساختها داده است. بازخوانی مواضع آمریکا نشان میدهد که صلح در قاموس این کشور همچنان معنایی جز تسلیم مطلق ایران ندارد. اعمال کنترل بر تنگه هرمز گامی در همین مسیر است. بازخوانی مواضع جمهوری اسلامی هم نشان می دهد که با وجود شکاف های جناحی، تثبیت نتایج جنگ چهل روزه در مذاکرات به قیمت هر درجه هزینه انسانی و انهدام زیرساختی کشور را پیگیری می کند. قربانیان اصلی این رویارویی هولناک، مردمی هستند که صدایشان در میان شیپورهای جنگ و جنگ طلبی و غرش موشک ها و صدای انفجار پهبادها شنیده نمی شود.
پنج روزی می شود که هر دوطرفِ درگیر در جنگ فاتحه ی تفاهم نامه ی پاکستان را خوانده و آتشِ جنگ را تیزتر کرده اند. ایران در حال سوختن است. جنوب ایران در خون و آتش فرو رفته، و رنج مردمان از سوی دوطرف جنگ هیچ انگاشته می شود. در پنج روز گذشته شهرها و روستاهای زیادی در کشورمان، همراه با مراکز نظامی و اقتصادی مورد تهاجم موشک های امریکائی قرار گرفتند. در جنوب، زیرساختها یکی پس از دیگری نابود میشوند و شهرها و بندرها به جهنمی از آتش، دود و ویرانی بدل شدهاند.
جمهوری اسلامی هم مناطق مختلفی را در کشورهای همسایه، تحت نام حمله به پایگاه های امریکائی، مورد اهداف موشک های خود قرار داده است.
تداوم این وضعیت و بسته شدن دوباره تنگه هرمز، علاوه بر ایران و کشورهای درگیر در منطقه، فشار بر اقتصاد جهانی را بار دیگر افزایش می دهند و به گسترش عمومی فقر و تهیدستی در میان لایه های فرودست کشورهای مختلف، از دست رفتن فرصت های توسعه و گسترش آشوب و هرج و مرج در مناسبات جهانی منجر می شود.

تا چهار هفته ی پیش شرایط به گونه ای پیش می رفت که هر دو طرف با ادعای پیروزی در جنگ و دستاوردهای این پیروزی برای خودشان، پای تفاهم نامه ای را امضاء کردند که قرار بود در مهلتی دو ماهه شرایط برقراری صلح پایدار در منطقه را فراهم کند. امروز پس از چهارهفته هر دو طرف دوباره، و هارتر از گذشته وارد میدان شده و رجزخوانی هایشان همه ی مرزهای خشونت و آدمکشی را در نوردیده است. همه چیز حاکی از این است که هیچ کدام از طرفین نه رنج مردم و نه جان آنان برایشان پشیزی ارزش ندارد.
ما صلح طلب هستیم. ما صدای رنج مردم هستیم. ما صلحی را می خواهیم که بتواند جلوی نابودی ایران و بازگشت به عصر حجر را بگیرد؛ صلحی که در سایه آن مقدمات برچیده شدن بساط سرکوب و دیکتاتوری بار دیگر فراهم شود. آینده ایران به چنین صلحی گره خورده است.
رویدادهای واقعی به روشنی نشان می دهند که صلحی واقعی و پایدار از طریق میانجیگری های رسمی، یا صرف تدوین تفاهم نامه ها به دست نمی آید. صلح واقعی در غیاب مطالبه گری مستقل و مردمی در ابعاد گسترده و تاثیر گذار، چشم اندازی ندارد.
صلح، چنانکه تجربه واقعی نشان می دهد با خالی ماندن عرصه برای مناقشات گروهبندی های مختلف امنیتی و نظامی حاکم بر سرِ نحوه تداوم رویارویی با آمریکا از طریق مذاکره یا جنگ، تامین شدنی نیست.
فقط یک جنبش بزرگ توده ای و مستقل با هدف تامین صلح است که می تواند مرز روشنی میان حفظ استقلال سیاسی کشور، مخالفت قاطع با تجاوز خارجی و پایان دادن به ماجراجویی های منطقه ای جمهوری ترسیم کند. اهرم فشار واقعی، برآمد صدای واقعی زندگی از بستر رنج های کنونی جنگ است.
پنجشنبه بیست و پنجم تیرماه هزار و چهارصد و پنج

بیان دیدگاه