حسن مرتضوی ||| از نیمهشب تا سپیدهدم، ارتش آمریکا پهنهای از جنوب ایران تا سمنان را زیر آتش گرفت. موشکها در اطراف بیمارستانی فرود آمدند و بیماران و کارکنان ناچار به تخلیه شدند. خوابگاه سربازان جوان ویران شد؛ هفت تن کشته شدند و یازده تن زخمی شدند. در جنوب، زیرساختها یکی پس از دیگری نابود میشوند و شهرها و بندرها به جهنمی از آتش، دود و ویرانی بدل شدهاند.
دیشب، در سراسر تهران، صدای ضدهوایی میپیچید و مردم، هراسان و بیخواب، در انتظار آغاز دوبارهٔ حملات بودند.
من از شما دوستان و رفقای خارج از کشور که نه «مقاومتی» هستید تا بر آتش جنگ بدمید و نه مدافعان خونریزِ جنگطلبی و «تغییر رژیم» با خشم میپرسم:
چرا آنچه از دستتان برمیآید انجام نمیدهید؟
چرا علیه جنگ و این کشتار به خیابان نمیآیید؟
چرا همراه دوستان و نیروهای ضدجنگ در اروپا و آمریکا تظاهرات و کارزارهای اعتراضی برپا نمیکنید؟
چرا خاموش ماندهاید؟
چرا منفعلانه به مرگ مردم ایران مینگرید؟
دهها گروه و جمع و حلقهٔ هماندیشی ساختهاید؛ برای چه؟ برای آنکه فقط روی کاغذ بحث کنید و بار دیگر ثابت کنید که امپریالیسم و صهیونیسم پشت این فاجعهاند؟ دانستن کافی نیست. تحلیل، هنگامی که به عمل نمیانجامد، به شکلی از سکوت بدل میشود.
چرا ساکتید؟
چرا فریاد نمیزنید؟
ایران در حال سوختن است. جنوب ایران در خون و آتش فرو رفته است. نگویید شمارمان اندک است. نگویید خسته و فرسودهایم. نگویید دیگر توانی نمانده است.
در برابر این خونریزی ددمنشانه برخیزید.
نه به جنگ.
نه به کشتار.
نه به ویرانی ایران.
نه به رنج مردم ایران.

بیان دیدگاه