سقوط سفره‌ها در سایه سرکوب دستمزدها: کالبدشکافی بحران ساختاری طبقه کارگر

اتحاد کارگران انقلابی ایران ||| بررسی خبرهایِ کف خیابان و زیر پوست شهر بر بحران ساختاری و همه‌جانبه در همه ی سطوح جامعه صحه می گذارد.

درآمد مزدبگیران فرسنگ‌ها با تورم واقعی فاصله دارد. طبق اظهارات رئیس انجمن صنفی کارگران ساختمانی کردستان، حتی افزایش شصت درصدی حقوق نیز پاسخگوی هزینه‌ها نیست. وقتی تورم اقلام اساسی و به ویژه خوراکی‌ها شتابان است، ارزش واقعی دستمزد به شدت سقوط می‌کند. عدم افزایش مبلغ کالابرگ در شرایط تورم سه رقمی برخی کالاها، عملاً سفره کارگران را کوچک‌تر کرده است. سیاست‌های حمایتی به دلیل عدم تناسب با واقعیت‌های اقتصادی، کارایی خود را از دست داده است.

انباشت مطالبات معوقه معاش کارگران را زیر آوار خود لِه کرده است. کارگران گروه ملی فولاد، شهرداری شوش، تولی‌پرس و فولاد پارس سیستان همگی با عدم پرداخت دو تا چند ماه حقوق مواجه‌اند. بدتر آنکه در فولاد پارس، این تعویق با اخراج کارگر همراه شده که امنیت روانی و حیاتی خانواده‌ها را متلاشی می‌کند. اخراج کارگران فاز دوم پالایشگاه گاز ایلام، نمونه بارز نبودِ امنیت شغلی در کارهای قراردادی و پروژه‌ای است.

آسیب به ساختار بیمه‌ای و آینده مزدبگیران کماکان ادامه دارد. عدم پرداخت حق بیمه توسط کارفرمایان یا کاهش عمدی حق بیمه پرداختی کارگرانِ در آستانه بازنشستگی، مستقیماً میزان مستمری بازنشستگی آنان را سرکوب کرده و فقر را به دوران پیری آن‌ها منتقل می‌کند. افزایش سهم بیمه کارگران ساختمانی به بالای سه میلیون تومان در شرایط رکود، به معنای خارج شدن هفتاد تا هشتاد درصد این کارگران از چتر حمایتی درمانی و بازنشستگی است.

تجمع بازنشستگان تأمین اجتماعی دزفول نشان می‌دهد که زنجیره فقر قطع نشده است. برخورد حذفی و شدید شهرداری سراوان با لودر علیه دستفروشان، کور کردن آخرین روزنه‌های درآمدی خانواده‌های فرودست است.

اعتراضات دانش‌آموزی به تأثیر قطعی معدل در شهرهای بسیاری پی گرفته شد. کیفیت آموزش در مدارس دولتی به شدت پایین‌تر از مدارس غیرانتفاعی و خاص است. قطعی شدن معدل، شانس فرزندان حقوق‌بگیران را برای ورود به دانشگاه‌های باکیفیت و رایگان به شدت کاهش می‌دهد و صندلی‌های دانشگاه را به دهک‌های ثروتمند واگذار می‌کند. این سیاست، فقر را در نسل‌های بعدی طبقه کارگر بازتولید و نهادینه می‌کند.

اخبار مربوط به تعقیب قضایی گسترده و توقیف اموال، نشان‌دهنده حاکم شدن یک فضای به شدت امنیتی است. در چنین بستری قرار گذاشته اند هرگونه مطالبه گری کارگران را با برچسب امنیتی بودن سرکوب کنند.

همه چیز از انباشت بحرانها بر روی هم خبر می دهند. دستمزدها سرکوب شده، حقوق‌ها پرداخت نمی‌شود، آینده بازنشستگی در خطر است، چترهای حمایتی پاره شده‌اند، راه‌های فرعی امرار معاش سرکوب می‌شوند و راه‌های تحرک طبقاتی فرزندان کارگران مسدود گشته است. بار تمام بحران‌های اقتصادی و بودجه‌ای را بر دوش طبقه کارگر و مزد و حقوق بگیران انداخته اند.

شنبه بیست و سوم خردادماه هزار و چهارصد و پنج

  بحران معیشت و اهرم «نه جنگ، نه صلح»: نگاهی به وضعیت کارگران در آستانه خرداد

بیان دیدگاه