اتحاد کارگران انقلابی ایران (مقدمه ی مترجم) ||| یافتههای «شاخص آزادی قلم» در سال گذشته ی میلادی نشان میدهد که سرکوب نویسندگان و اهالی فکر، در ایران و در جهان، وارد مرحله جدیدی شده است. امروزه دولتها فراتر از زندان، با بهکارگیری یک دستورالعمل جهانیِ رو به تکامل—شامل ابهامهای قانونی، بازداشتهای موقت، تبعید اجباری و آزار سیستماتیک—در حال خفه کردن آزادی بیان هستند. به گزارش «سازمان پِن امریکا» تعداد نویسندگان در معرض خطر برای نخستین بار از مرز هزار پرونده عبور کرده است. این بحران دیگر محدود به کشورهای اقتدارگرا نیست، بلکه افزایش چشمگیر بازداشت تحلیلگران فضای مجازی، پژوهشگران آکادمیک و ثبت مواردی از بازداشت در امریکا نشان میدهد که فضای تفحص فکری در سراسر جهان با خطری مشترک مواجه است. با این حال، پایداری نویسندگان در به چالش کشیدن روایتهای رسمی و موفقیتهای هرچند کوچک در آزادی برخی زندانیان، ثابت میکند که همبستگی بینالمللی و مرئی نگه داشتن این پروندهها، پادزهری حیاتی در برابر این موج تاریک اندیشی و سرکوب آزادی بیان است. – بهمن زرّین
سازمان پِن امریکا: شاخص آزادی قلم انجمن قلم امریکا در هفتمین سال انتشار خود، رکوردهای بیسابقه متعددی را ثبت کرده است؛ رکوردهایی که در مجموع، زنگ خطری را به صدا درمیآورند مبنی بر اینکه نویسندگان در زمینهها و قالبهای مختلفِ بیان، با تهدیدهای فزایندهای روبهرو هستند. برای نخستین بار در تاریخ، در سال ۲۰۲۵ بیش از چهارصد نویسنده در طیف گستردهای از کشورها، از جمله ایالات متحده، در زندان بودند. این رقم نشاندهنده افزایش شصت و هشت درصدی شمار نویسندگان زندانی در سراسر جهان از زمان انتشار اولین شاخص در سال ۲۰۱۹ است. تعداد رو به افزایشی از کشورها — از رژیمهای مستبد و اقتدارگرا گرفته تا جوامع بهظاهر دموکراتیک با سنتهای دیرینه در گفتمان آزاد — در حال سرکوب آزادی بیان، ادبیات، هنر و هرگونه شکل از مخالفت هستند.
سه کشور از ده کشور صدر جدول که نویسندگان را پشت میلههای زندان نگه داشتهاند. ایران، اسرائیل و روسیه در طول سال ۲۰۲۵ درگیر جنگ بودند و در زمان انتشار این گزارش نیز همچنان درگیر آن هستند. انجمن قلم آمریکا از دیرباز مستند کرده است که چگونه نویسندگان و جوامع خلاق در طول جنگ و درگیری، بهطور فزایندهای مورد هدف قرار میگیرند و ساکت میشوند. شاخص امسال این روند را تأیید میکند.
نویسندگان در زمان جنگ، جایگاهی منحصربهفرد و بهشدت تأثیرگذار دارند. آنها نهتنها جنگ و پیامدهای آن را ثبت میکنند، بلکه الگوهای آن را نیز مدون میسازند، به روایتهای کمتر پرداختهشده شکل میدهند و گسستها و شکافها را بسیار پیش از آنکه سایر مردم دنیا بتوانند ابعاد کامل این ویرانی را تصور یا ترسیم کنند، آشکار میسازند. سرکوب نویسندگان، فرهنگ و آزادی بیان در زمان جنگ، و بهویژه هدف قرار دادن نویسندگانی که از هرگونه زبان یا مضامین ضدجنگ در شعر، موسیقی، فیلمنامه، تفسیرها، مقالات یا آثار ادبی خود استفاده میکنند، یکی از روندهای کلیدی در دادههای جمعآوریشده در طول سال ۲۰۲۵ بود.
بنابراین تصادفی نیست که در سال ۲۰۲۵، کشوری که بیشترین جهش آماری را در این پروندهها داشته، ایران بوده است. نویسندگان ایرانی که در زندگی مدنی مشارکت دارند و گفتمان مدنی را ثبت میکنند، به ناچار توسط حکومت خود مجازات میشوند و اکنون با جنگی که در فوریه ۲۰۲۶ میان ایران، ایالات متحده و اسرائیل آغاز شد، بیش از پیش در معرض خطر قرار گرفتهاند.
ما به نقشی که نویسندگان ایفا میکنند واقفیم؛ آنها نهتنها قصهگو، بلکه ثبتکنندگان وقایع و ناقلان حافظه جمعی هستند که وجودشان برای فرآیندهای مستندسازی، حفظ فرهنگ، بازشناسی هویت فردی و اعتراض جمعی حیاتی است. نویسندگان با ممارست در آزادی بیان خود، رسالت اجتماعی ویژهای را بر دوش میکشند؛ آنها آینهای برای جامعهای هستند که به آن تعلق دارند و دریچهای برای درک و فهم دیگران و نسلهای آینده به شمار میروند.
حکومتهای مستبد در طول تاریخ، همواره نویسندگان را هم از طریق خاموشسازی تدریجی و ریشهدار و هم از طریق سرکوب شدید و خشونتآمیز هدف قرار دادهاند. آنها نویسندگان، پژوهشگران، روزنامهنگاران و داستانهایی را که بازگو میکنند، تهدیدی ذاتی و همیشگی علیه تلاشهای خود میدانند؛ تلاشهایی که هدفشان یکدستسازی افسانههای ملی، تحمیل روایتهای هژمونیک (سلطهجویانه) و ارائه نسخهای دستکاریشده و بهعمد طراحیشده از «تاریخ»، «واقعیت» و «حقیقت» است.
انجمن قلم آمریکا در گزارش سال گذشته خود، نویسندگان را به «قناری در معدن زغال سنگ» (پیشقراولان هشدار خطر) تشبیه کرد. دادههای سال ۲۰۲۵ نشان میدهند که آن خطر پیشبینیشده، اکنون واقعاً به حقیقت پیوسته است. در این برهه حساس، همبستگی معنادار با نویسندگان — از طریق حمایت مداوم، حفاظت و طنینانداز کردن صدای آنها — یک انتخاب اختیاری نیست، بلکه امری حیاتی برای ایستادگی در برابر سرکوب و پاسداری از اصالتِ حقیقت و حافظه جمعی است.
امسال برای نخستین بار، ایالات متحده در شمار کشورهایی قرار گرفته است که بر اساس روششناسی این شاخص، حداقل یک نویسنده را در سال ۲۰۲۵ زندانی کردهاند؛ امری که نشان میدهد تهدیدها علیه نویسندگان دامنگیر طیف وسیعتری از کشورها شده است. موضوعی که مایه نگرانی ویژه است، ابزاردست قرار دادن «سازمان مهاجرت و گمرک ایالات متحده» توسط دولت آمریکا است که دامنگیر سامی حمدی (تحلیلگر بریتانیایی) و آلیستر کیچن (نویسنده ستون نظرات و اهل استرالیا) شد که هر دو در فرودگاهها بازداشت شدند.
حمدی، تحلیلگر سیاسی بریتانیایی و از منتقدان صریح اسرائیل، در یک تور سخنرانی به سر میبرد و تازه در کنفرانسی شرکت کرده بود که توسط شورای روابط آمریکایی-اسلامی در ساکرامنتو، کالیفرنیا برگزار شده بود. او در فرودگاه بینالمللی سانفرانسیسکو توسط مأموران «سازمان مهاجرت و گمرک ایالات متحده» متوقف شد و به مدت دو هفته در بازداشت ایالات متحده ماند.
کیچن، دانشجوی کارشناسی ارشد سابق در دانشگاه کلمبیا، در جریان یک توقف پروازی در فرودگاه بینالمللی لسآنجلس مورد بازجویی قرار گرفت و به ملبورن دیپورت شد (کیچن در آمار شاخص امسال گنجانده نشد چون کمتر از ۴۸ ساعت بازداشت بود). کیچن در دوران حضورش در کلمبیا، گزارشهای مفصلی درباره تحصنهای همبستگی دانشجویان با غزه و آزار و اذیت دانشجویان معترضِ حامی فلسطین توسط مدیریت دانشگاه تهیه کرده بود. کیچن در مصاحبهای با روزنامه گاردین اظهار داشت که مأموران به صراحت به من گفتند دلیل بازداشت شما، نوشتههایتان درباره اعتراضات دانشجویی کلمبیا است.
این سرکوبِ دیدگاههای خاص، در دیگر اقدامات موازی برای خفه کردن صدای دانشگاهیان و خبرنگاران در طول سال نیز بازتاب یافت؛ بهویژه کسانی هدف قرار گرفتند که درباره مسائل مربوط به فلسطین نوشتند و موضع گرفتند، یا کسانی که از دولت وقت آمریکا و سیاستهای داخلی و خارجی آن انتقاد کردند. از جمله این افراد میتوان به دانشجویی به نام رومیسا اوزتورک اشاره کرد؛ او مقالهای تحلیلی برای یک روزنامه دانشگاهی نوشته بود که در آن از جنگ اسرائیل در غزه انتقاد کرده و از دانشگاه خواسته بود قطعنامههای حامی فلسطین را تصویب کند، که او نیز توسط «سازمان مهاجرت و گمرک ایالات متحده» بازداشت شد.
ماریو گوارا، روزنامهنگار السالوادوری مقیم آتلانتا که بیش از دو دهه در آمریکا زندگی کرده بود، در ماه ژوئن در حالی که مشغول تهیه گزارش از یک تجمع اعتراضی -تحت عنوان «نه به شاه» بود توسط «سازمان مهاجرت و گمرک ایالات متحده» دستگیر شد؛ او متعاقباً به مدت ۱۱۲ روز بازداشت و در نهایت در ماه اکتبر، صرفاً به دلیل گزارشگریاش، به السالوادور دیپورت شد.
در سراسر جهان، نگرانیها درباره رعایت نشدن روال قانونی دادرسی و شرایط نامناسب زندانها در محیطهای مختلفی خودنمایی میکند؛ از بازداشتگاههای «سازمان مهاجرت و گمرک ایالات متحده» در ایالات متحده گرفته تا زندانهایی در سراسر دنیا که دهها نویسنده را در خود جای دادهاند و مقامات حکومتی در آنها تلاش میکنند نویسندگان را هرچه بیشتر منزوی کرده و تأثیر کلام و اندیشه آنها را از بین ببرند. در پروندههای متعددی که در شاخص ما گنجانده شدهاند، نویسندگان زندانی بهطور سیستماتیک در معرض حبس انفرادی، بدرفتاری، شکنجه و محرومیت از مراقبتهای پزشکی قرار دارند.
در ایران، نرگس محمدی -فعال حقوق بشر، نویسنده، برنده جایزه صلح نوبل و برنده جایزه آزادی قلم «پن/باربی» در سال ۲۰۲۳- که تاکنون بارها بهخاطر نوشتهها و فعالیتهایش زندانی شده است، در دسامبر ۲۰۲۵ باز هم با خشونت بازداشت شد او با «بدرفتاریهای تهدیدکننده جان» و ضربوشتم شدید روبهرو شده که بیماری قلبی و دیگر مشکلات پزشکی او را وخیمتر کرده است.
امسال همچنین یازدهمین سالگرد صدور حکم حبس ابد برای الهام توختی، اقتصاددان و وبلاگنویس اویغور و برنده جایزه آزادی قلم «پن/باربی» در سال ۲۰۱۴ بود. او از سال ۲۰۱۷ در قطع ارتباط کامل با جهان خارج بازداشت بوده و هیچ اطلاعاتی از وضعیت یا محل نگهداری او در دست نیست.
در مصر، جلال البحيري، برنده جایزه آزادی قلم «پن/باربی» در سال ۲۰۲۵، هشتمین سال حضور خود را در زندان سپری کرد و در ماه اوت با پروندههای جدیدی روبهرو شد که با هدف تمدید بازداشت موقت او طراحی شده بودند. البحيري در ماه ژوئیه، نامهای از بازداشتگاه اصلاحی «بدر» در قاهره نوشت؛ جایی که خودش آن را «مرکز شکنجه» زندانیان سیاسی توصیف میکند. او در این نامه مینویسد: این دقیقاً یک التماس برای زندگی یا درخواستی برای نجات یافتن نیست؛ این صرفاً سبک کردن بار دل است، محدود به آنچه که یک دستمال کاغذی میتواند در خود جای دهد، یا به اندازه پنج میلیمتر جوهرِ باقیمانده در این خودکارِ قاچاقشده. خودکاری که در دنیای بیرون میتوان با پولش صدتای دیگر مثل آن را خرید، اما اینجا تقریباً هیچوقت — هیچوقت — پیدا نمیشود. و به همین دلیل است که اکنون مینویسم.
علاوه بر ساکت کردن نویسندگان، حکومتها بهطور فزایندهای از دیپلماسی فرهنگی و پلتفرمهای بینالمللی استفاده میکنند تا در عین حفظ سرکوب در داخل، تصویری از فضای باز و تساهل را در سطح جهانی به نمایش بگذارند. رویدادهایی مانند جشنواره کمدی عربستان سعودی، میزبانی ویتنام از کنوانسیون جرایم سایبری سازمان ملل متحد و مشارکت در نهادهایی همچون شورای حقوق بشر سازمان ملل، به وضوح نشان میدهند که چگونه اینگونه تعاملات میتوانند بر نقض داخلیِ آزادی بیان سرپوش بگذارند.
در بحبوحه سالی که با افزایش سرکوب در سراسر جهان همراه بود، جامعه بینالمللی حقوق بشر شاهد روزنههای امیدِ کوتاهی برای نویسندگان و فعالان آزادی بیان در سراسر دنیا بود. در بلاروس، در پی مذاکرات میان دولتهای ایالات متحده و بلاروس، دهها زندانی سیاسی در طول سال به تبعید فرستاده و آزاد شدند؛ از جمله الس بیالیاتسکی (برنده جایزه نوبل)، ماکسیم زناک (وکیل)، اولادزیمیر ماتسکیویچ (پژوهشگر) و کاتسیارینا آندریوا (روزنامهنگار) که تعداد قابلتوجهی از نویسندگان حاضر در شاخص امسال را شامل میشدند.
در سپتامبر ۲۰۲۵، علاء عبدالفتاح، نویسنده مصری-بریتانیایی، پس از تحمل دوازده سال حبس در مصر، با عفو ریاستجمهوری آزاد شد. عبدالفتاح که وبلاگنویس و فعال حامی دموکراسی است، بیش از نیمی از دوران بزرگسالی خود را در زندان سپری کرده است. او پس از آزادی به آغوش خانوادهاش بازگشت تا در کنار پسرش زندگی کند؛ فرزندی که در دوران حبس او به دنیا آمده بود.
در حالی که تهدیدها علیه نویسندگان به طور سالانه و با شتابی بیشتر در هر سال رو به افزایش است، آزادی عبدالفتاح گامی در جهت اصلاح یک بیعدالتی عمیق بود. این رویداد همچنین فراخوان روشنی را خطاب به نهادها و دولتهای دموکراتیک در سراسر جهان طنینانداز کرد؛ چرا که نشان داد حمایت مداوم و خستگیناپذیرِ تکتک نویسندگان و سازمانهای فعال در این چرخه حمایتی از نویسندگان زندانی و نویسندگان در معرض خطر، باید در اولویت قرار گیرد و چنین تلاشهایی در عمل میتواند به تغییرات ملموس و واقعی منجر شود.

بر اساس اطلاعات موجود، پنجاه و چهار نویسنده در سال ۲۰۲۵ تازه بازداشت و روانه زندان شدهاند که با این احتساب، شمار کل افراد در بند بهخاطر ممارست در آزادی بیان در طول این سال به ۴۰۱ نفر رسید. از میان این ۴۰۱ نفر، نود و هفت نویسنده در سال ۲۰۲۵ در بازداشت موقت (پیش از محاکمه) یا بدون اتهام نگهداری میشدند، در حالی که این رقم در سال ۲۰۲۴، هشتاد و پنج نفر بود.
شمار نویسندگان زندانی در سال ۲۰۲۵ (چهارصد و یک نفر)
نویسندگان زندانی، در ۴۴ کشور جهان بهطور ناعادلانهای در ارتباط با نوشتهها، آثار یا فعالیتهای حمایتی مرتبط خود بازداشت یا حبس شدند؛ این رقم، رکورد جدیدی را در تعداد کشورهای ثبتشده در تاریخ هفتساله این شاخص نشان میدهد. برای نخستین بار، یک پرونده از ایالات متحده
به دلیل بازداشت سامی حمدی، تحلیلگر بریتانیایی توسط «سازمان مهاجرت و گمرک ایالات متحده» در این آمار گنجانده شد و همچنین پروندههای جدیدی از بازداشت نویسندگان در کشورهایی چون لیبی، موزامبیک، توگو، ونزوئلا و یمن به ثبت رسید. همانند سالهای گذشته، کشورهای منطقه آسیا-اقیانوسیه بیشترین شمار نویسندگان زندانی را به خود اختصاص دادند و پس از آن، منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا (مِنا) در رتبه بعدی قرار گرفت؛ این دو منطقه در مجموع ۷۵ درصد از کل آمار جهانی را شامل میشوند. اگرچه حکومتها در آفریقای جنوب صحرا و قاره آمریکا نویسندگان نسبتاً کمتری را زندانی میکنند، اما نویسندگان در این مناطق با تهدیدهای دیگری بهخاطر بیان، آثار و فعالیتهای حمایتی خود مواجه هستند؛ تهدیدهایی که شامل حملات فیزیکی، آوارگی اجباری یا تبعید، اتهامات حقوقی ساختگی، و یا آزار و اذیتهای کلامی و آنلاین میشود.

پایگاه داده نویسندگان در معرض خطر انجمن قلم آمریکا در حال حاضر شامل ۱۰۵۹ پرونده فعال از نویسندگان در معرض خطر در هشتاد و سه کشور جهان است؛ این نخستین سالی است که آمار این پایگاه داده از مرز هزار پرونده فراتر میرود. این پروندهها تصویر جامعتری را از طیف تهدیدهایی نشان میدهند که نویسندگان در تمامی سبکها و در انواع پلتفرمها با آنها روبهرو هستند؛ تهدیدهایی که اغلب زمانی رخ میدهند که آنها از صاحبان قدرت انتقاد میکنند یا چشماندازهای متفاوتی را متصور میشوند.
چشمگیرترین افزایش در پروندههای این پایگاه داده در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا دیده میشود که از سیصد و سه پرونده در سال ۲۰۲۴ به سیصد و پنجاه و نُه پرونده در سال ۲۰۲۵ جهش یافته است. در حالی که ایران، عربستان سعودی و اسرائیل/اراضی اشغالی فلسطین سهم عمدهای از این پروندهها را به خود اختصاص دادهاند، افزایش چشمگیری نیز در کویت و مصر مشاهده شده است. منطقه اروپا و آسیای مرکزی نیز شاهد افزایش آمار از دویست و سی و پنج به دویست و پنجاه و چهار پرونده بود. قزاقستان با شش پرونده در شاخص اصلی و یازده پرونده فعال در پایگاه داده، و همچنین آذربایجان با چهار پرونده در شاخص اصلی و ده پرونده در پایگاه داده، از کشورهای مایه نگرانی هستند. همانطور که دیدهبان حقوق بشر در گزارش سال گذشته خود اعلام کرد، کارنامه حقوق بشری آسیای مرکزی بهسرعت در حال وخیمتر شدن است و حکومتهای این منطقه بهطور مشخص فعالان و روزنامهنگاران را هدف قرار دادهاند.
این پایگاهِ داده بهویژه دیدگاهی روشن درباره نوع تهدیدهایی ارائه میدهد که نویسندگان تجربه میکنند؛ از جمله در کشورهایی که لزوماً از حبس و بازداشت به عنوان تاکتیک اصلی سرکوب خود استفاده نمیکنند. طیف روشهای بهکاررفته برای مجازات نویسندگانی که قلم و کلام خود را به شیوهای تهدیدآمیز علیه حکومتهای سرکوبگر به کار میگیرند، شامل ناپدیدسازی قهری، قتل و حملات فیزیکی، آزار و اذیتهای آنلاین یا حقوقی، و آوارگی/تبعید میشود. در سال ۲۰۲۵، این پایگاهِ داده شامل پنجاه و سه پرونده قتل، سیزده پرونده ناپدیدسازی، و صد و هفتاد پرونده بود که در آنها افراد بهخاطر آثارشان یا هویتشان به عنوان نویسنده، آواره یا مجبور به تبعید شده بودند.
سرکوب فراملی همچنان یک تهدید جدی به شمار میرود و نویسندگان را حتی زمانی که در خارج از کشور به دنبال پناهندگی هستند، تعقیب میکند. در حال حاضر در مجموع صد و هفتاد نویسنده در تبعید اجباری یا آوارگی به سر میبرند که این امر، تبعید/آوارگی را به یکی از بالاترین وضعیتهای ثبتشده در این پایگاه داده تبدیل کرده است. با وجود عبور از مرزها برای دست یافتن به امنیت، حداقل نود نفر از آنها همچنان با آزار و اذیت از سوی کشور مبدأ خود — از جمله چین، ویتنام، ایران، عربستان سعودی، روسیه و ترکیه — مواجه هستند؛ این در حالی است که خانوادههای آنها در وطن نیز در معرض تهدید، ارعاب و اقدامات تلافیجویانه قرار دارند.

جنسیت
اکثریت قاطع نویسندگانی که در طول سال ۲۰۲۵ پشت میلههای زندان بودند را مردان (۸۴ درصد) تشکیل میدادند و مردان همچنین سهم بسیار عمدهای از پروندههای موجود در پایگاهِ داده را به خود اختصاص دادهاند. زنان شانزده درصد از آمار شاخص سال ۲۰۲۵ را شامل میشوند؛ این رقم در سال ۲۰۲۴ نیز شانزده درصد، در سال ۲۰۲۳ برابر با پانزده درصد و در سال ۲۰۲۲ معادل چهارده درصد بود. کشورهایی که بیشترین تعداد از زنان نویسنده و روشنفکران عمومی را بازداشت کردهاند، بهطور کلی با کشورهایی که بالاترین آمار کل نویسندگان زندانی را دارند، همخوانی نزدیکی دارند.

در مجموع، مقامات چین و ایران — دو کشوری که بیشترین تعداد نویسندگان را در طول سال ۲۰۲۵ زندانی کردند — بیست و نه نفر از شصت و دو زن نویسنده (۴۶ درصد) حاضر در شاخص سال ۲۰۲۵ را به خود اختصاص دادهاند. تحلیل ما در هفت سال گذشته نشاندهنده یک افزایش آشکار از ابتدای سال ۲۰۲۲ است که این امر عمدتاً با سرکوبها در جریان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در ایران مرتبط بود؛ اعتراضی که در آن، زنان بهطور ویژهای هدف قرار گرفتند. در چهار سال گذشته، ایران بیشترین تعداد زنان نویسنده زندانی را داشته است (هفده نفر در سال ۲۰۲۵)؛ موضوعی که بازتابدهنده نقش کلیدی زنان ایرانی در اعتراضات و دیگر اشکال مخالفت است.
در سال ۲۰۲۵، نرگس محمدی و سپیده قلیان، نویسندگان و فعالان برجسته و زندانیان سیاسی سابق، در حالی که در جریان یک مراسم یادبود برای خسرو علیکردی (وکیل مقتول حقوق بشر) سخنرانی میکردند، به همراه تعدادی دیگر از فعالان و روزنامهنگاران زن مجدداً بازداشت شدند. گزارشهایی که پس از بازداشت آنها منتشر شد نشان میدهند که در حملات فیزیکی به بازداشتشدگان زن، موهای بدون حجاب و اندامهای جنسی آنها هدف قرار گرفته است. در موارد دیگر، تعدادی از زنان پژوهشگر و مترجم نیز برای مدت کوتاهی بازداشت شدند؛ از جمله کسانی مانند مهسا اسدالهنژاد که متونی را در زمینه مسائل جنسیتی از دانشگاهیان غربی نظیر جودیت باتلر ترجمه کرده بودند.
همچنین نسبتِ بالاتر از میانگینی (بیش از بیست درصد) از نویسندگان بازداشتشده در عربستان سعودی، اسرائیل و اراضی اشغالی فلسطین، و روسیه را زنان تشکیل میدهند؛ امری که نشان میدهد زنان در این کشورها نقش بسزایی در تحلیل و اظهار نظر درباره مسائل اجتماعی یا سیاسی، همچون حقوق زنان یا جنگ و درگیری، ایفا میکنند.

عنوان حرفهای (صنفی)
شایعترین مشاغل در میان افرادی که در سال ۲۰۲۵ زندانی شدهاند، عبارت بودند از: تحلیلگران و مفسران آنلاین (۲۱۲ نفر)، روزنامهنگاران (۱۴۲ نفر)، نویسندگان ادبی (۱۳۰ نفر)، فعالان (۸۳ نفر)، پژوهشگران و استادان دانشگاه (۸۱ نفر)، شاعران (۷۳ نفر)، هنرمندان خلاق (۳۴ نفر)، خوانندگان/ترانهسرایان (۳۷ نفر)، مترجمان (۱۷ نفر)، ویراستاران (۱۴ نفر)، ناشران (۱۳ نفر) و نمایشنامهنویسان (۵ نفر).
بسیاری از نویسندگان گنجاندهشده در این شاخص و پایگاهِ داده، دارای چندین عنوان حرفهایِ همزمان هستند که این امر نشاندهنده این واقعیت است که نوشتهها و ابراز عقیده آنها در قالبهای متعدد و در پلتفرمهای گوناگونی صورت میگیرد. دستهبندی «روزنامهنگار» شامل خبرنگاران بخش خبری و همچنین نویسندگان ستون نظرات و تحلیلگران میشود؛ بر اساس روششناسی ما، یک روزنامهنگار تنها زمانی در این شاخص گنجانده میشود که یا عنوان حرفهای دیگری نیز در این فهرست داشته باشد، و یا اینکه حرفه اصلی او نوشتن مقالات تحلیلی و اظهارنظر باشد.
شمار بالای نویسندگان در دستهبندیهای «تحلیلگران آنلاین» و «روزنامهنگاران» نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از این پروندهها، بهخاطر تحلیلهای غیرداستانی (مستند) آنها درباره سیاست یا سیاستگذاریهای رسمی، مضامین اقتصادی یا اجتماعی، و یا حمایت از طیف وسیعی از حقوق بشر هدف قرار گرفتهاند. در سال ۲۰۲۵، شاهد افزایش چشمگیری در آمار پژوهشگران و استادان دانشگاه زندانی بودیم که این امر تا حدودی ناشی از بازداشت تعدادی از دانشگاهیان، بهویژه جامعهشناسان و اقتصاددانان در ایران بود؛ در حال حاضر هشتاد و یک پژوهشگر زندانی در این شاخص وجود دارد که نسبت به شصت و هشت نفر در سال ۲۰۲۴ افزایش یافته است.

شایان ذکر است افرادی که به عنوان «تحلیل گران آنلاین» تعریف میشوند (دستهای که شامل کاربران شبکههای اجتماعی مانند فیسبوک یا ایکس به عنوان ابزار اصلی بیان عقیده، و همچنین وبلاگنویسان میشود)، همچنان با فاصله زیاد بزرگترین گروه را تشکیل میدهند. این امر بازتابدهنده این واقعیت است که در کشورهای محدودکننده با اکوسیستمهای رسانهای یا نشرِ تحت فشار مانند چین، ویتنام، ایران یا عربستان سعودی — جایی که پلتفرمهای غیرمجازی (آفلاین) تقریباً به طور کامل تحت کنترل دولت قرار دارند یا مشمول سانسور شدید هستند — فضاهای آنلاین به بسترهای اصلی برای طنیناندازی صداهای مستقل یا مخالف تبدیل میشوند.
مطالعه موردی ما درباره سرکوب آنلاین و حذف مغولها در چین — تحت عنوان «زبان مادریمان را نجات دهید» مستند میکند که چگونه فضاهای دیجیتالِ پویا که روزگاری مغولها را قادر میساخت به زبان خود ارتباط برقرار کنند، موسیقی و ادبیاتشان را به اشتراک بگذارند و اعتراضات مسالمتآمیز سازماندهی کنند، از هم پاشیده شدهاند. علاوه بر این، با توجه به مخاطبان جهانی و بردِ آنی پلتفرمهای آنلاین، حکومتهای اقتدارگرا بهطور ویژهای نگران اعمال کنترل بر نوشتهها و ارتباطات دیجیتال هستند. از این رو، در سیستمهای سیاسی بهشدت بسته مانند چین، ایران، عربستان سعودی و ویتنام که شمار زیادی از نویسندگان را زندانی میکنند، آمار افرادی که بهخاطر نوشتن در فضای مجازی زندانی شدهاند نیز همچنان بالا باقی مانده است.
شمار تحلیلگران آنلاین در شاخص ما به مرور زمان نیز افزایش چشمگیری داشته است (از هشتاد نفر در سال ۲۰۱۹ به دویست و دوازده نفر در سال ۲۰۲۵)؛ امری که نشان میدهد در سطح جهان، نویسندگان بیشتر و بیشتری بهخاطر بیان دیدگاههای خود در فضای آنلاین در معرض خطر قرار میگیرند یا زندانی میشوند.

در سال ۲۰۲۵، کشورهای حاضر در فهرست ده زندانبان بزرگ نویسندگان بدون تغییر باقی ماندند، اگرچه تغییرات جزئی در ترتیب این لیست ایجاد شد. حضور همان ده کشور قبلی، نشاندهنده محدودیتهای مداوم بر آزادی بیان و مخالفت در هر یک از آنها است؛ از جمله در سه کشوری که تحت تأثیر جنگ قرار دارند.
چین و ایران همچنان با فاصله زیاد، چالشبرانگیزترین نقاط جهان برای نویسندگانی هستند که آزادی بیان خود را تمرین میکنند. این دو کشور با زندانی کردن بیشترین تعداد نویسندگان (به ترتیب صد و نوزده و پنجاه و سه نفر — یا در مجموع ۴۳ درصد از کل آمار جهانی)، رتبههای اول و دوم را نیز در پایگاه داده نویسندگان در معرض خطرِ انجمن قلم آمریکا به خود اختصاص دادهاند. آمار کلی پروندهها در ایران، بزرگترین جابهجایی عددی سال را رقم زد و از چهل و سه پرونده در سال ۲۰۲۴ به پنجاه و سه پرونده در سال ۲۰۲۵ رسید؛ امری که نشاندهنده تأثیر سرکوب مخالفان بر نویسندگان، پس از جنگ ماه ژوئن با اسرائیل است.
وضعیت رتبهبندی در کشورهای عربستان سعودی، ویتنام، اسرائیل و اراضی اشغالی فلسطین، ترکیه، روسیه، بلاروس، مصر و میانمار تا حد زیادی باثبات بود؛ به طوری که همه آنها یا هیچ تغییر محسوسی را نشان ندادند و یا افزایشهای کوچکی را در شمار نویسندگان زندانی خود در سال ۲۰۲۵ ثبت کردند.

چین
دولت چین با یکصد و نوزده نویسنده پشت میلههای زندان در سراسر خاک اصلی چین، مناطق خودمختار و هنگکنگ، همچنان بیشترین تعداد نویسندگان را در سطح جهان زندانی میکند. نویسندگان در چین در محیطی بهشدت محدودکننده برای آزادی بیان فعالیت میکنند. به عنوان مثال، در ژوئیه ۲۰۲۵، دولت یک سیستم جدیدِ ثبت هویت را بهطور اسمی «داوطلبانه» راهاندازی کرد که گمنامی در اینترنت را بیش از پیش از بین میبرد و توانایی پکن را برای هدف قرار دادن مخالفان تقویت میکند.
اکوسیستم ادبی نیز روزبهروز محدودتر میشود. ناشران خصوصی با فشارهای مالی شدیدی مواجه هستند و ناشران دولتی نیز برای دوری از جلب توجهِ ناخواسته، دست به خودسانسوری میزنند؛ رفتاری که حتی فراتر از الزامات قانونی احتمالی است.
امسال، نام «تو جینسکان»، ناشر چینی، در میان ناشران زندانی در این شاخص به چشم میخورد. پرونده او که بر اساس اتهامات کیفری مبنی بر فعالیت غیرقانونی کسبوکار نشرش تشکیل شده بود، نخستین بار در سال ۲۰۲۵ مورد رسیدگی قرار گرفت، اما حکم او تا سال ۲۰۲۶ صادر نشد؛ تا اینکه سرانجام دادگاهی در پکن او را به سه سال و شش ماه حبس محکوم کرد.
در مارس ۲۰۲۵ نیز «لی یانِهه»، ناشر منچوریایی، به اتهام «تحریک به جداییطلبی» به سه سال زندان محکوم شد. او که متولد چین بود، در اوایل سال ۲۰۲۳ شهروندی تایوان را دریافت کرد و در مارس ۲۰۲۳، هنگام سفر به چین برای ابطال رسمی شناسنامه چینی خود (جهت تطابق با الزامات شهروندی تایوان)، بازداشت شده بود.
سرکوب نویسندگانِ ژانر داستانی و عاشقانه همجنسگرایی مردانه که آثار خود را در پلتفرم «هایتانگ لیتریچر سیتی» (میزبانیشده در تایوان) منتشر میکردند، در سال ۲۰۲۵ نیز ادامه یافت. وبسایت «چاینا دیجیتال تایمز» این سرکوبهای مداوم را به تلاشهای مقامات برای کنترل زنان و سانسور آنچه که آنها «انحراف جنسی» تلقی میکنند، مرتبط دانسته است. همچنین همانند سالهای گذشته، مقامات به هدف قرار دادن نویسندگانی که درباره دموکراسی، انتقاد از حزب کمونیست چین و حقوق و فرهنگ اقلیتها مینویسند، تحت عنوان بهانه «امنیت ملی» ادامه میدهند.
یکی از اتهامات رایج برای هدف قرار دادن نویسندگان، اتهام «ایجاد جنجال و درگیری» است؛ اتهامی که «دو بین»، نویسنده چینی، هنگام بازداشتش در اکتبر ۲۰۲۵ با آن روبهرو شد؛ بازداشتی که گفته میشود به خاطر نگارش کتابی بوده که ادعا شده در آن به رهبران کشور حمله شده است. او پیش از این در سال ۲۰۱۳ و در پی ساخت مستندی درباره کار اجباری، و سپس برای بیش از یک ماه در دسامبر ۲۰۲۰ و ژانویه ۲۰۲۱ (پیش از رونمایی از کتابش درباره کمونیسم در اتحاد جماهیر شوروی) بازداشت شده بود.
ژانگ یادی (تارا)، نویسنده و فعال چینی که برای وبلاگ چینیزبان «جوانان چین در حمایت از تبت» مینوشت و آن را ویرایش میکرد، در ژوئیه ۲۰۲۵ پس از پایان تحصیلات دانشگاهیاش در فرانسه و هنگام بازگشت به چین، با اتهامات امنیت ملی بازداشت شد. در سپتامبر ۲۰۲۵، او به «تحریک به جداییطلبی» و «به خطر انداختن امنیت ملی» متهم شد. وکیل او نیز برای مدت کوتاهی بازداشت و گزارشها حاکی از آن است که تلفن همراهش مصادره شده است.

چندین نویسنده نیز به اتهام جاسوسی پشت میلههای زندان هستند. این افراد شامل نویسنده و ستوننویس باسابقه، دونگ یویو میشود که برای رسانههای چینی و بینالمللی درباره سیاست و عدالت مینوشت. او به دلیل مقالهای که نوشته بود برچسب «ضدسوسیالیست» خورد، در سال ۲۰۲۲ دستگیر و در آوریل ۲۰۲۳ به جاسوسی متهم شد. وی در نوامبر ۲۰۲۴ به هفت سال زندان محکوم گردید و حکم او در نوامبر ۲۰۲۵ تایید شد.
یانگ هنجون، شهروند استرالیایی، نیز در سال ۲۰۲۴ به اتهام جاسوسی به اعدام تعلیقی محکوم شد. در مه ۲۰۲۵، نامهای که او در ژانویه درباره تقدیر از تلاشهای دولت استرالیا برای آزادیاش و باور او به انسانیت نوشته بود، علنی شد.
نویسندگان در زمان حبس، به طور مداوم در شرایطی نگهداری میشوند که ناقض «قوانین ماندلا» (حداقل استانداردهای مربوط به شرایط زندان) است. بسیاری از آنها از تماس با عزیزان و وکلای خود محروم هستند یا تنها اجازه تماسهای بسیار محدود دارند.
ژانگ ژان که از اوت ۲۰۲۴ برای دومین بار زندانی شده است، در سپتامبر ۲۰۲۵ به چهار سال زندان دیگر محکوم شد. در نوامبر ۲۰۲۵، او بدون اطلاع وکیل و خانوادهاش به مکانی نامعلوم منتقل گردید. او بعداً در زندان زنان شانگهای ردیابی شد، اما دسترسی به او همچنان محدود است.
لی کیائوچو، شریک زندگی شوشو ژییونگ، برنده جایزه آزادی قلم پن/باربی سال ۲۰۲۰ و عضو افتخاری مرکز مستقل پن چین — گزارش داده است که از آوریل ۲۰۲۵ برای برقراری ارتباط نامهای با شوشو با مشکلات فزایندهای روبهرو بوده است؛ شوشو همچنان در حال گذراندن محکومیت چهارده ساله خود به دلیل ابراز عقیده و یادداشتهای مکتوبش است.
دسترسی به اطلاعات موثق و بهروز درباره نویسندگان زندانی در سرزمین اصلی چین بهشدت محدود است، بهویژه برای نویسندگان اقلیت که به طور نامتناسبی توسط مقامات چینی به خاطر نوشتههایشان تحت تعقیب قرار میگیرند. این شکاف اطلاعاتی با قطع بودجه رادیو آسیای آزاد و صدای آمریکا از سوی دولت ایالات متحده، از جمله بخشهای زبان اویغوری و تبتی، تشدید شد.
در اوایل سال ۲۰۲۵، هادا، نویسنده مغول که سالهاست با آزار و اذیت مقامات چینی مواجه بوده، پس از انتقال فوری به بیمارستان ناپدید شد و از آن زمان هیچ اطلاعات جدیدی در دست نیست. اخبار مربوط به نویسندگان تبتی -از جمله گانگکیه دروکپا کیاب، زانگکار جامیانگ و گو شراب گیاتسو همچنان ناچیز است و اغلب سالها بعد به دست میرسد؛ مانند گزارشهای اخیر درباره شکنجه، محرومیت از مراقبتهای پزشکی و وخامت اوضاع جسمانی «کیاب».
از وضعیت سلامت و محل نگهداری بسیاری از نویسندگان و روشنفکران اویغور که در طول دهه ۲۰۱۰ زندانی شدهاند نیز اطلاعی در دست نیست؛ از جمله الهام توختی، برنده جایزه آزادی قلم پن در سال ۲۰۱۴ که در حال گذراندن حبس ابد است؛ راحله داوود، پژوهشگر اویغور که به حبس ابد محکوم شده؛ و یالکون روزی، نویسنده و منتقد ادبی اویغور که محکوم به پانزده سال حبس است. نویسندگان اقلیت حتی پس از آزادی نیز با محدودیت، نظارت و آزار و اذیت مداوم مواجه هستند.
به دنبال تصویب «قانون حفاظت از امنیت ملی» در سال ۲۰۲۴، فضای آزادی بیان در هنگکنگ روز به روز محدودتر میشود؛ قانونی که هرگونه اقدام با تفسیر موسع به عنوان تهدید علیه امنیت ملی را جرمانگاری کرده و اختیارات پلیس و حداکثر مجازات برای «فتنهانگیزی» را افزایش داده است.
در دسامبر ۲۰۲۵، وانگ کووک-انگون، با نام مستعار وانگ آن-یین، ستوننویس و تحلیلگر باسابقه، به اتهام «فتنهانگیزی» به دلیل نوشتن تحلیلی درباره آتشسوزی مرگبار نوامبر ۲۰۲۵ در مجتمع مسکونی «وانگ فوک کورت» که منجر به کشته شدن نزدیک به ۱صد و هفتاد نفر شد، بازداشت گردید.
در دسامبر ۲۰۲۵، دادگاهی در هنگکنگ جیمی لای، ناشر و تحلیلگر را در دو اتهام «توطئه برای تبانی با نیروهای خارجی» بر اساس قانون امنیت ملی و اتهام سوم «نشریات فتنهانگیز» بر اساس قانون فتنهانگیزی دوران استعمار، گناهکار شناخت. در اوایل سال ۲۰۲۶، او به ۲۰ سال زندان محکوم شد که عملاً حکمی برابر با حبس ابد است. اگرچه عالیترین دادگاه هنگکنگ به نفع چو هانگ-تونگ، تحلیلگر آنلاین و فعال مدنی، رای داد و استدلال کرد که استفاده از اطلاعات سانسورشده (مخدوش) به عنوان مدرک، او را از یک محاکمه عادلانه محروم کرده است، اما دادگاه دیگری درخواست او را برای ابطال اتهام جداگانه «براندازی» رد کرد. محاکمه او در کنار سایر برگزارکنندگان مراسم یادبود تیانآنمن در سال ۲۰۲۶ آغاز شد.
عرصه رسانهای، فرهنگی، فیلم و ادبیات تحت سانسور و ارعاب قرار دارد. کتابفروشیهای مستقل، روزنامهنگاران و رسانهها در چند سال گذشته با آزار و اذیت و حسابرسیهای مالیاتی متعدد مواجه شدهاند که فعالیت و امور مالی آنها را تحت تأثیر قرار داده است. یک نمایشگاه کتاب مستقل تعطیل شد و حداقل از حضور سه ناشر در نمایشگاه کتاب هنگکنگ بدون هیچ توضیحی ممانعت به عمل آمد. از قانون امنیت ملی برای محدود کردن فیلمهای قابل نمایش در هنگکنگ استفاده شد. در ماه اکتبر، مقامات فرهنگی محلی اجرای نمایش «ما همجنسگرا هستیم» را کمتر از دو ساعت مانده به آغاز بلیطفروشی، به دلیل «ترویج تقابل» و «بدنام کردن هنگکنگ» لغو کردند.
این سرکوب فزاینده علیه آزادی بیان در حالی رخ میدهد که چین به طور فزایندهای برای سرکوب مخالفان، دستاندازیهای فرامرزی خود را گسترش میدهد و توانایی خود را برای اعمال نفوذ بر اکوسیستم رسانهای، فرهنگی و فناوری جهانی تقویت میکند. بسیاری از نویسندگان زندانی، شهروندان کشورهای دیگر هستند — جیمی لای شهروند بریتانیا و یانگ هنجون شهروند استرالیا است — و/یا در خارج از مرزهای چین هدف قرار گرفتهاند.
گوی مینهای، شهروند سوئد، نمونه بارز هر دو مورد است: سال ۲۰۲۵ نشاندهنده ده سال از زمان ربوده شدن او در تایلند و پنج سال از زمانی است که دخترش هیچ خبری از وضعیت سلامت او دریافت نکرده است.
لهامجاب بورجگین، نویسنده قوم مغول، در سال ۲۰۲۳ از محل اقامت خود در تبعید در کشور مستقل مغولستان ربوده شد؛ هنوز هیچ اطلاعاتی از وضعیت او در دست نیست. در اواخر مارس ۲۰۲۵، هومکار دورجه، نویسنده و راهب تبتی، در شرایطی مشکوک در ویتنام درگذشت؛ بر اساس گزارشها، او در یک عملیات مشترک توسط پلیس ویتنام و ماموران دولت چین دستگیر شده بود و پس از آن، ظاهراً در بازداشت چین جان باخت.

ایران
ایران جایگاه دوم خود را در سطح جهان حفظ کرد، اما بیشترین جهش را در آمار پروندهها میان تمام کشورهای جهان بین سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ نشان داد؛ به طوری که در مجموع پنجاه و سه نویسنده را زندانی کرد که این رقم نسبت به چهل و سه نویسنده در سال ۲۰۲۴ افزایش یافته است. از این تعداد، سی و شش نفر مرد و هفده نفر (۳۲ درصد) زن هستند. ایران مانند سالهای گذشته، همچنان بزرگترین زندانبان نویسندگان زن در جهان به شمار میرود. پنجاه و سه پرونده موجود در ایران در سال ۲۰۲۵، بالاترین تعداد نویسندگان زندانی را از زمان اوجگیری شدید بازداشتها در سال ۲۰۲۲ نشان میدهد؛ یعنی زمانی که زندانی شدن نویسندگان در جریان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی»، آمار کل را به پنجاه و هفت نفر رسانده بود.
سال گذشته نه تنها ده پرونده جدید از نویسندگان زندانی ثبت شد، بلکه این کشور شاهد افزایش دیگر اشکال آزار و اذیت و سوءرفتار با نویسندگان از صد و بیست و هفت مورد در سال ۲۰۲۴ به صد و پنجاه شش مورد در سال ۲۰۲۵ بود؛ امری که نشان میدهد نویسندگان در داخل و خارج از ایران با تهدیدهای بیشماری روبهرو هستند.
در سال ۲۰۲۵، به دنبال جنگ دوازده روزه میان ایران و اسرائیل که در ۲۴ ژوئن با یک آتشبس موقت پایان یافت، شرایط برای نویسندگان در ایران وخیمتر شد. مقامات ایرانی موج جدیدی از بازداشتها را آغاز کردند و برای هدف قرار دادن نویسندگان در کنار صدها فعال سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دیگر، به قطع گسترده اینترنت و نظارتهای امنیتی متوسل شدند. اعضای گروههای اقلیت قومی و مذهبی از جمله کُردها، آذریها، بهاییان و دیگر گروهها نیز آسیبهای ناشی از تشدید آزار و اذیتها را متحمل شدند.
در طول جنگ ژوئن ۲۰۲۵، پارلمان ایران (مجلس شورای اسلامی) لایحه جدیدی را برای اعمال مجازاتهای سنگینتر به اتهام «جاسوسی» و تبانی با اسرائیل و دیگر کشورهای متخاصم تصویب کرد. این قانون جدید جاسوسی، دست مقامات را برای اجرای بیمحاباتر حکم اعدام برای متهمان به جاسوسی یا حفظ ارتباطات پنهانی با اسرائیل و ایالات متحده بازتر میکند؛ آن هم در کنار اتهام رایجتر «محاربه» (جنگ با خدا) که برای اجرای دیگر احکام اعدام استفاده شده است.
در مه ۲۰۲۵، پیمان فرآور، که اشعاری درباره هویت فرهنگی گیلکی خود و همچنین موضوعات سیاسی مانند حفاظت از محیط زیست، عدالت اجتماعی و فساد ساختاری مینوشت، به اعدام محکوم شد. فرآور نخستین بار در اوت ۲۰۲۴ به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «محاربه» بازداشت شد و در دوران زندان تحت شکنجههای شدید، سوءرفتار و محرومیت از مراقبتهای پزشکی قرار گرفت. حکم اعدام او در سپتامبر ۲۰۲۵ و برای بار دوم در فوریه ۲۰۲۶ تایید شد.
از زمان پایان جنگ، اتهاماتی مبنی بر تبانی با اسرائیل یا تبلیغ به نفع آن، در تعدادی از پروندههای قدیمی و همچنین پروندههای جدید علیه نویسندگان مطرح شده است.
حسین رونقی ملکی، وبلاگنویس سرشناس و زندانی سیاسی سابق، در ژوئن ۲۰۲۵ بازداشت و در ژوئیه به شش سال زندان محکوم شد. او در طول جنگ، مطالبی را در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرده و در آنها سرکوب، سانسور و اعدام را به عنوان بخشی از زندگی روزمره در ایران توصیف کرده بود. او در اوت با اتهامات بیشتری از جمله «تبلیغ علیه جمهوری اسلامی»، «تبلیغ برای اسرائیل» و «انتشار مطالب مبتذل در فضای مجازی» مواجه شد. رونقی در سپتامبر دست به اعتصاب غذا زد که عواقب وخیمی برای سلامتی او به همراه داشت. در تاریخ اول اکتبر، پس از درخواستهای مکرر جامعه حقوق بشر، اعلام شد که او به دلیل وضعیت جسمانی بسیار بحرانیاش با قرار وثیقه (آزادی مشروط پزشکی) آزاد شده است.
حمله هوایی ۲۳ ژوئن اسرائیل به زندان اوین در تهران — جایی که بسیاری از فعالان، نویسندگان، پژوهشگران، روزنامهنگاران و فیلمسازان در آن نگهداری میشوند — منجر به کشته شدن دهها نفر در داخل و اطراف زندان شد. مقامات با وجود دریافت هشدارهای قبلی تا یک هفته پیش از حمله، از تخلیه زندانیان خودداری کردند، تمامی درخواستهای مرخصی زندانیان را لغو نمودند، آنها را از دسترسی به ابزارهای ارتباطی و اطلاعات محروم ساختند و پس از حمله نیز در جریان یک عملیات پرخطر و بدون اطلاع قبلی، زندانیان را از اوین منتقل کردند. بیانیه صادرشده توسط گروهی از فعالان و روزنامهنگاران سرشناس زندانی در ایران به وضوح نشان داد که زندانیان در حین و پس از این حملات با «تحقیر، وحشت و محرومیت از امنیت اولیه» روبرو بودهاند و همچنین اشاره کرد که شرایط زندان «غیرانسانی و طاقتفرسا» بوده است. بسیاری از اعضای خانواده زندانیان نگرانی شدید خود را نسبت به عزیزان مفقودالاثر خود ابراز کردند، اما بر اساس گزارشها، مقامات ایرانی کسانی را که پیگیر وضعیت زندانیان مفقودشده بودند، تهدید کردهاند.

به دنبال این حمله، بسیاری از زندانیان سیاسی مرد به زندان تهران بزرگ منتقل شدند، در حالی که زندانیان سیاسی زن به زندان قرچک انتقال یافتند؛ زندانی که به شرایط خطرناک و غیربهداشتیاش شهرت دارد.
در ۲۹ سپتامبر، صد و پنجاه زندانی سیاسی سابق با انتشار بیانیهای، مرگهای اخیر و قابلپیشگیری زندانیان سیاسی در قرچک را که به دلیل محرومیت از مراقبتهای پزشکی رخ داده بود، محکوم کردند.
گلرخ ابراهیمی ایرایی، شاعر، مدافع حقوق بشر و برنده جایزه آزادی قلم پن/باربی در سال ۲۰۲۶، همچنان در حال گذراندن احکام متعدد خود به اتهام «تبانی» و «تبلیغ» در رابطه با نوشتهها و فعالیتهایش است. او در ماه ژوئیه، نامهای از زندان قرچک (پس از انتقالش از اوین به این مرکز) نوشت که در آن به تفصیل به شرایط هولناک زیرساختی، سوءرفتار و بهرهکشی جنسی که زندانیان زن با آن مواجه هستند، اشاره کرده است.
جنگ ژوئن ۲۰۲۵ همچنین منجر به هدف قرار گرفتن پژوهشگران، روشنفکران، دانشگاهیان و مترجمان شد که این امر با روند کلی و جهانی افزایش بازداشت دانشگاهیان و استادان در طول سال همخوانی داشت. در اوت ۲۰۲۵، چندین چهره ادبی از جمله احسان رستمی فعال فرهنگی، مرجان اردشیرزاده مترجم و حسن توزنده جانی شاعر، در جریان یورشهای هدفمند بازداشت شدند. این افراد همگی با «نشر سمندر» ارتباط داشتند؛ ناشری پرکار که به چاپ آثار چپگرا و رادیکال و ترجمه آنها میپرداخت.
در ۳ نوامبر ۲۰۲۵، نیروهای امنیتی ایران با یورش به خانههای گروهی از روشنفکران برجسته و نوگرا در تهران، از جمله پرویز صداقت و محمد مالجو (اقتصاددان)، مهسا اسدالهنژاد (جامعهشناس) و رسول قنبری، شیرین کریمی و هیمن رحیمی (نویسنده و مترجم)، آنها را هدف قرار دادند که اکثر این افراد به طور موقت بازداشت شدند. صداقت مقالاتی انتقادی درباره جنگ ایران و اسرائیل نوشته بود، در حالی که اسدالهنژاد، کریمی و قنبری به خاطر ترجمه متون چپگرا در موضوعاتی چون اقتصاد و جنسیت شناخته میشوند.
در ۱۰ نوامبر ۲۰۲۵، کیوان مهتدی، عضو کانون نویسندگان ایران و فعال کارگری، پس از یورش ناگهانی به آپارتمانش، برای مدت کوتاهی مجدداً بازداشت و بازجویی شد. مهتدی پیش از این در حال گذراندن یک حکم شش ساله بود تا اینکه در سپتامبر ۲۰۲۴ با عفو آزاد شد. همسر او، انیشه اسداللهی، مترجم و معلم، در حال حاضر به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «تبانی» در حال گذراندن حکم سه ساله خود در زندان اوین است؛ او در ژانویه ۲۰۲۵ در بیانیهای از داخل زندان اوین، خواهان پایان دادن به اعدامهای دستهجمعی شده بود.
با نزدیک شدن به پایان سال، در ۱۲ دسامبر ۲۰۲۵، ۱۵ نیروی امنیتی با لباس شخصی، نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل ۲۰۲۳ را در مراسم یادبود خسرو علیکردی (وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر که به طرز مشکوکی در دفتر کارش مرده پیدا شد) در شهر مشهد با خشونت بازداشت کردند. به گفته شاهدان، حداقل سی و هشت تن دیگر از حاضران در این مراسم، از جمله سپیده قلیان، نویسنده و فعال مدنی نیز بازداشت شدند. محمدی در جریان این دستگیری هدف ضربات مکرر باتوم به سر قرار گرفت. در روزهای پس از بازداشت، محمدی دو بار به بیمارستان منتقل شد و جراحات شدیدی همراه با کبودیهای آشکار داشت. او امکان ملاقات یا گفتگو با وکیل، پزشک یا خانواده خود را نداشت. وضعیت سلامتی محمدی که پیش از این در دسامبر ۲۰۲۴ هنگام آزادی موقتش به دلایل پزشکی در شرایطی ناپایدار قرار داشت، بر اثر این حمله خشونتآمیز به شدت به مخاطره افتاد.
در اوایل سال ۲۰۲۶، به دلیل سرکوب اعتراضات سراسری که در اوایل ژانویه به اوج خود رسید و همچنین جنگ میان آمریکا، اسرائیل و ایران که در اواخر فوریه آغاز شد، وضعیت بازداشتها، اعدامها و ناپدیدسازیهای قهری به مراتب وخیمتر شد. دولت ایران همچنین استفاده از قطع ابزارگونه و سختگیرانه اینترنت و شبکههای ارتباطی را گسترش داده که این امر ثبت یا مستندسازی موارد نقض حقوق بشر را بیش از پیش پیچیده کرده است.
علی اسداللهی، شاعر برنده جایزه و عضو کانون نویسندگان ایران که یکی دیگر از برندگان مشترک جایزه آزادی قلم پن/باربی در سال ۲۰۲۶ است، به دنبال اعتراضات ژانویه ۲۰۲۶ با خشونت بازداشت، زندانی و شکنجه شد. . نسرین ستوده، وکیل حقوق بشر، صدای برجسته وجدان بیدار جامعه و برنده جایزه آزادی قلم پن/باربی در سال ۲۰۱۱، در طول جنگ با آمریکا و اسرائیل در آوریل ۲۰۲۶ مجدداً بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

عربستان سعودی
عربستان سعودی در سال ۲۰۲۵ نیز به نگهداری شمار زیادی از نویسندگان در زندان ادامه داد و آمار کل پروندهها اکنون به بیست و هفت مورد رسیده است؛ این رقم به جای اینکه نشاندهنده بازداشت افراد جدید باشد، بازتابدهنده پروندههایی است که عطف به ماسبق (معمولاً به دلیل آشکار شدن اطلاعات جدید درباره پرونده) به این آمار اضافه شدهاند. الگوی سرکوبی که رویکرد پادشاهی سعودی را در قبال آزادی بیان تحت حکومت محمد بن سلمان، ولیعهد این کشور تعریف کرده است، همچنان کاملاً پابرجا و نهادینه باقی مانده است؛ الگوهایی چون صدور احکام طولانیمدت، بازداشت در سلولهای انفرادی و قطع ارتباط با دنیای خارج، و استفاده ابزاری و عامدانه از قوانین مبهم ضدتروریسم علیه نویسندگان، وبلاگنویسان و تحلیلگران فضای مجازی.
حداقل شش نفر از این بیست و هفت نفر، به مدت شش سال یا بیشتر در بازداشت موقت (پیش از محاکمه) نگاه داشته شدهاند؛ امری که نقض قوانین خود این پادشاهی است که مدت بازداشت موقت را تنها در برخی موارد به حداکثر یک سال محدود میکند. مقامات سعودی به طور معمول این آستانه قانونی را نادیده میگیرند و بازداشتشدگان را برای مدتی نامحدود و تحت چارچوبی قانونی نگاه میدارند که اختیارات گستردهای را برای دستگیری و بازداشت بدون نظارت قضایی مؤثر اعطا میکند.
در ژوئن ۲۰۲۵، عربستان سعودی ترکی الجاسر، روزنامهنگار را پس از هفت سال بازداشت به اتهام خیانت، تأمین مالی تروریسم، همکاری با بیگانگان و به خطر انداختن امنیت ملی اعدام کرد. این اتهامات ناشی از آن بود که او را نویسنده احتمالی یک حساب کاربری ناشناس در شبکههای اجتماعی میدانستند که فساد درون خاندان سلطنتی را افشا میکرد. الجاسر نخستین روزنامهنگاری بود که در عربستان سعودی و تحت حکومت محمد بن سلمان به اعدام محکوم و حکم او اجرا شد. قتل او نشاندهنده تشدید هولناک سرکوب در کشوری بود که پیش از آن، قتل جمال خاشقجی، ستوننویس واشنگتنپست در اکتبر ۲۰۱۸، تمایل دولت سعودی برای خفه کردن صدای مخالفان را بر همگان آشکار کرده بود.
حسن فرحان المالکی، نویسنده و پژوهشگر، بیش از هفت سال است که بدون محاکمه عادلانه در بازداشت به سر میبرد و جلسات دادگاه او بیش از شانزده بار به تعویق افتاده است؛ چرا که دادستانها به دلیل داشتن کتابهایی که «ایدئولوژی رسمی دولت را به چالش میکشند» و حمایت از اصلاحات سیاسی، برای او تقاضای حکم اعدام کردهاند.
زانا الشهری، روزنامهنگار و نویسندهای که از نوامبر ۲۰۱۹ به دلیل نوشتن یادداشتهای تحلیلی در حمایت از پادشاهی مشروطه بازداشت شده بود، در سال ۲۰۲۵ ششمین سال زندان خود را سپری کرد، در حالی که مقامات سعودی در قبال وضعیت حقوقی یا محل نگهداری او سکوت کامل اختیار کردهاند.
هشت نفر از این نویسندگان در حال گذراندن احکام بسیار طولانیمدتِ حداقل یازده ساله هستند.
عبدالرحمن السدحان، کارکن پیشین هلال احمر که به دلیل توییتهایی که گفته میشود از حسابهای کاربری ناشناس منتشر کرده بود بازداشت و متعاقباً ناپدیدسازی قهری شد، همچنان در حال گذراندن حکم ۲۰ سال زندان خود است و از تماس منظم با خانوادهاش محروم است. کارگروه بازداشتهای خودسرانه سازمان ملل متحد در نظریهای در سال ۲۰۲۲، بازداشت او را غیرقانونی اعلام کرد.
نوره القحطانی، تحلیلگر فضای مجازی و پژوهشگری که نخستین بار در سال ۲۰۲۱ به دلیل «فعالیتهای آنلاین» بازداشت شد، متهم است که از دو حساب کاربری ناشناس برای حمایت از زندانیان سیاسی و محکوم کردن نقض حقوق بشر در عربستان استفاده کرده است. او ابتدا به ۴۵ سال زندان محکوم شد؛ اما به دنبال محاکمه مجدد در سپتامبر ۲۰۲۴، حکم او به ۳۵ سال زندان همراه با ۳۵ سال ممنوعیت خروج از کشور کاهش یافت. القحطانی ماههای زیادی از سال ۲۰۲۵ را در سلول انفرادی سپری کرد. درصد قابل توجهی از زندانیان، مشخصاً به دلیل فعالیت در زمینه حقوق زنان و انتقاد از قوانین تحمیلی دولت بازداشت شدهاند.
اسماء السبیعی، تحلیلگر آنلاین و پژوهشگری که در دوران دانشجویی علیه سیستم قیمومیت (حق ولایت مردان بر زنان) سخن گفته بود، از سال ۲۰۲۱ بدون اتهام رسمی در بازداشت به سر میبرد. حتی در صورت آزادی، توانایی آنها برای از سرگیری نویسندگی و زندگی عادی به شدت توسط شرایط پس از آزادی، از جمله ممنوعیتهای چند دههای خروج از کشور، محدود میشود.
. لجین الهذلول، فعال مدنی و تحلیلگر فضای مجازی که در سال ۲۰۱۸ به دلیل دفاع از حقوق زنان بازداشت و در سال ۲۰۲۱ آزاد شد، مشمول ممنوعیت خروج از کشور است؛ ممنوعیتی که به اعضای درجهیک خانواده او نیز تعمیم یافته و عملاً بستگانش را به خاطر فعالیتهای او تنبیه و از پیوند دوباره خانواده در خارج از کشور جلوگیری کرده است.
مصونیت از مجازات در قبال قتل جمال خاشقجی، همچنان ویژگی متمایزکننده روابط عربستان سعودی با جامعه بینالمللی است. محمد بن سلمان با هیچ پاسخگویی مؤثری مواجه نشده و بازسازی وجهه بینالمللی او در نوامبر ۲۰۲۵، زمانی که دونالد ترامپ از او در کاخ سفید استقبال کرد، به اوج جدیدی رسید.
در همین حال، عربستان سعودی تلاش کرده است تا تصویری از فضای باز فرهنگی را در خارج از کشور به نمایش بگذارد: «جشنواره کمدی ریاض» که با حمایت دولت برگزار شد، در اکتبر ۲۰۲۵ کمدینهای مطرح آمریکایی را به خود جذب کرد؛ هرچند گزارشها حاکی از آن بود که به اجراکنندگان دستور داده شده بود از نقد خاندان سلطنتی سعودی خودداری کنند — نمونهای گویا از استراتژی دوگانه این پادشاهی مبنی بر دیپلماسی فرهنگی در خارج و سرکوب بیرحمانه در داخل.

ویتنام
ویتنام همچنان یکی از بزرگترین زندانکنندههای نویسندگان در جهان به شمار میرود. در سال ۲۰۲۵، بیست و چهار نویسنده به دلیل بیان دیدگاههای خود پشت میلههای زندان بودند. مفاد قانون مجازات و قانون امنیت سایبری، در کنار سایر قوانین، بهطور مستمر برای خفه کردن صدای مخالفتها و مجازات منتقدان مورد سوءاستفاده قرار میگیرند.
به عنوان بخشی از تشدید سرکوب آزادی بیان توسط دولت در آستانه چهاردهمین کنگره حزب کمونیست در اوایل سال ۲۰۲۶، نویسندگان و روزنامهنگاران در طول سال ۲۰۲۵ با فشارهای فزایندهای مواجه شدند. در اوایل سال ۲۰۲۵، «ترونگ هوی سان» روزنامهنگار ویتنامی (که با نامهای مستعار هوی دوک و اوسین نیز شناخته میشود) و نویسنده ی کتاب «طرف برنده» بر اساس ماده ۳۳۱ به اتهام «سوءاستفاده از حقوق آزادی و دموکراسی» به سی ماه زندان محکوم شد.
«هوین نگک توآن»، نویسنده و روزنامهنگار مستقل، در اکتبر ۲۰۲۵ برای دومین بار دستگیر و بر اساس ماده ۱۱۷ قانون مجازات متهم شد. او پیش از این نیز یک دوره محکومیت ده ساله را به خاطر داستاننویسی خود گذرانده بود و پس از آن به فعالیتهای خود در زمینه حقوق بشر ادامه داد.
«دوان بائو چائو»، روزنامهنگار و نویسنده، به دلیل آزار و اذیتهای بیامان دولت مجبور شد بیش از یک سال مخفی شود و همچنان در اختفا به سر میبرد. در اوت ۲۰۲۵، مقامات حکم بازداشت ویژهای را برای او به اتهام «نشر اسناد ضد دولتی» صادر کردند؛ اتهامی که تا دوازده سال زندان به همراه دارد. نوشتههای چائو به موضوعاتی چون غصب زمینها، خشونت پلیس و وضعیت اسفبار زندانیان سیاسی میپرداخت.
در پایان سال ۲۰۲۵، مقامات، رسانه ی «تویبائو» مستقر در آلمان را هدف قرار دادند. دو تن از همکاران این رسانه، از جمله «دو وان نگا» (وبلاگنویس) و «هوین بائو دوک»، بازداشت و به اتهام نشر تبلیغات ضد دولتی و نقض ماده ۱۱۷ متهم شدند. در ۳۱ دسامبر، آنها بر اساس ویدیوها و مقالاتی که دادگاه آنها را توهین به حزب کمونیست و مقامات دولتی تشخیص داد، مجرم شناخته شده و به ترتیب به هفت سال و شش و نیم سال زندان محکوم شدند.
نویسندگان زندانی بهطور مستمر از خدمات درمانی محروم میشوند. خانواده «له هو مینه توآن»، روزنامهنگار و تحلیلگر فضای مجازی، گزارش دادند که وضعیت سلامتی او همچنان رو به وخامت است و مقامات از ارائه مراقبتهای پزشکی مناسب به او خودداری میکنند. وضعیت جسمانی او به حدی وخیم شده است که دیگر قادر به خوردن غذاهای جامد نیست و در راه رفتن با مشکل جدی مواجه است.

در ژوئیه ۲۰۲۵، «فام چی ترانه» (فام تانه)، روزنامهنگار، رماننویس و یکی از بنیانگذاران انجمن روزنامهنگاران مستقل ویتنام، پیش از موعد آزاد شد، اما همچنان با آزار و اذیت مقامات مواجه است. بسیاری از همکاران روزنامهنگار او در این انجمن همچنان پشت میلههای زندان هستند؛ از جمله رئیس انجمن «فام چی دونگ» (که برای صدای آمریکا نیز گزارش تهیه میکرد) و معاون او «نگوین تونگ توی» که به ترتیب به پانزده و یازده سال زندان محکوم شدهاند، و همچنین «فام دوان ترانگ»، برنده جایزه آزادی قلم پن/باربی در سال ۲۰۲۴، که در سال ۲۰۲۱ به اتهام «تبلیغات ضد دولتی» به نُه سال زندان محکوم شد. در دسامبر، اصلاحیه جدیدی در قانون مطبوعات این کشور، روزنامهنگاران را ملزم کرد تا منابع خود را به مقامات معرفی کنند، که این امر فضای آزادی رسانهها را بیش از پیش تنگتر کرد.
دولت ویتنام از دیرباز رسانههای سنتی از جمله رادیو، تلویزیون و روزنامهها را در انحصار خود داشته است؛ صنعت کتاب و نشر را از طریق الزام به اخذ تاییدیه پیش از انتشار محتوا به شدت کنترل کرده؛ صداهای مخالف را سانسور نموده؛ و دسترسی به نشریات مستقل یا خارجی را محدود کرده است که این اقدامات، فضا را برای آزادی بیان وخیمتر ساخته است. اگرچه اینترنت و پلتفرمهایی مانند فیسبوک و یوتیوب فضاهایی را برای مخالفت فراهم میکنند، اما آنها نیز به شکل فزایندهای تحت سانسور دولتی قرار دارند. در سال ۲۰۲۵، این کنترلها افزایش یافت. یکپارچهسازی و تسلط دولت بر بخش مخابرات بیشتر شد و پیامرسان تلگرام نیز در ماه مه مسدود گردید. حتی نوشتن یک کامنت در شبکههای اجتماعی که با برچسبهای دولتی مغایر تشخیص داده شود، میتواند جریمههای اداری به مبلغ هفت و نیم میلیون دونگ (واحد پول ویتنام) به همراه داشته باشد.
سرکوب فراملیتی همچنان یک نگرانی جدی به شمار میرود. «هومکار دورجه»، نویسنده و راهب تبتی، در شرایطی مشکوک در ویتنام درگذشت که گفته میشود این اتفاق در حضور مقامات چینی رخ داده است. دولت ویتنام همچنین به هدف قرار دادن نویسندگان و فعالان ویتنامی خارج از مرزهای خود ادامه داده است؛ از جمله از طریق درخواستهای استرداد غیرقانونی به تایلند و صدور احکام غیابی برای نویسندگان. در دسامبر، مقامات، «له ترونگ کوا»، سردبیر و بنیانگذار رسانه ی «تویبائو» را به صورت غیابی محکوم و به هفده سال زندان تنبیه کردند تا بدین ترتیب، بازوی بلند سرکوب را به خارج از مرزها نیز دراز کنند.

ترکیه
ترکیه شاهد افزایش شمار نویسندگان زندانی خود از هیجده نفر در سال ۲۰۲۴ به بیست و دو نفر در سال جاری بود و بدین ترتیب دوباره به جمع پنج کشور اول (در این زمینه) بازگشت. دولت ترکیه به رویه دیرینه خود در برگزاری دادگاههای طولانیمدت و بلاتکلیف و همچنین طرح اتهامات واهی «توهین به رئیسجمهور» برای هدف قرار دادن نویسندگان و روزنامهنگاران ادامه داد تا آنها را سالها درگیر فرآیندهای تجدیدنظر و محاکمههای مجدد نگه دارد. مقامات ترکیه همچنین از تهدیدها و اتهامات گسترده مربوط به «نشر اطلاعات نادرست» و قوانین ضد تروریسم علیه صداهای منتقد استفاده کردند. قوانین این کشور در زمینه راستیآزمایی اخبار (قوانین دیساینفورمیشن) و خطری که برای روزنامهنگاران و آزادی بیان ایجاد میکنند، بارها توسط سازمانهای حقوق بشری از جمله عفو بینالملل و کمیته دفاع از روزنامهنگاران مورد انتقاد قرار گرفته است. سرکوب قانونی و مدون دولت اردوغان علیه «نشر اخبار گمراهکننده»، یک هجمه قضایی آشکار به آزادی بیان محسوب میشود.
اولین جلسه دادگاه «ظفر آراپکیرلی»، تحلیلگر فضای مجازی و ستوننویس باسابقه، به اتهام «توهین به رئیسجمهور» در نوامبر ۲۰۲۵ برگزار شد. این اتهام ناشی از توییتی در سال ۲۰۲۴ بود که در آن نوشته بود: «تو سناریونویس بسیار بدی هستی… همیشه بودهای». هنوز مشخص نیست که این توییت دقیقاً چگونه از نظر قانونی با اظهارنظر یا کنایهای درباره رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، مرتبط شده است. آراپکیرلی در مارس ۲۰۲۶ تبرئه شد، اما بعداً به دلیل پستهای دیگرش در شبکههای اجتماعی، مجدداً به اتهام «تحریک عمومی به نفرت و دشمنی» و «نشر اطلاعات نادرست» متهم و محکوم شد. او در آوریل ۲۰۲۶ به دو سال و نیم زندان محکوم شد.
«دوغان پهلوان»، کاریکاتوریست نشریه طنز «لِمان»، به خاطر کاریکاتوری که در ژوئیه ۲۰۲۵ منتشر شده بود، بازداشت شد. او نیز با اتهامات «توهین به رئیسجمهور» و «تحریک به نفرت» روبروست. چند تن دیگر از کارکنان لمان نیز بازداشت شدند. پهلوان در نوامبر ۲۰۲۵ با حکم دادگاه تا زمان برگزاری محاکمه آزاد شد.
«تولگا شاردان»، ستوننویس، در سپتامبر ۲۰۲۵ به دلیل مقالهای که چند روز قبل منتشر کرده بود، برای مدت کوتاهی مجدداً بازداشت شد. او سپس به اتهام «نشر اطلاعات نادرست» محاکمه شد و با اتهام اضافی «توهین به دستگاه قضایی» مواجه گردید. در ژانویه ۲۰۲۶، او با پرونده تحقیقاتی جدیدی به اتهام «نقض محرمانگی» در گزارشهایش روبرو شد. شاردان پیش از این نیز در سال ۲۰۲۳ به دلیل گزارشهایش درباره فساد قضایی، یک بار به اشتباه به «افشای اطلاعات گمراهکننده» متهم شده بود.
«فورکان کارابای»، روزنامهنگاری که پیش از این با چندین پرونده حقوقی و بازداشت مواجه بوده است، در آوریل ۲۰۲۵ به دلیل «افترا» و «توهین به رئیسجمهور» به تحمل نزدیک به یک سال زندان محکوم شد. او سپس در ماه مه به اتهامات مجزای «هدف قرار دادن مأموران مبارزه با تروریسم» و «توهین به رئیسجمهور» به دلیل پستهایش در شبکههای اجتماعی درباره «اکرم اماماوغلو» دوباره بازداشت شد. اماماوغلو، شهردار سابق استانبول که در مارس ۲۰۲۵ بازداشت شده بود—یکی از رقبای سیاسی اصلی اردوغان و از رهبران حزب اپوزیسیون است—با ۱۴۲ مورد اتهام از جمله فساد مالی و کمک به حزب کارگران کردستان «پ ک ک» روبرو شد. کارابای همچنین در دسامبر به دلیل «توهین» و سایر اتهامات به چهار سال و سه ماه زندان محکوم شد. او تا زمان رسیدگی به درخواست تجدیدنظر آزاد شد، اما در ژانویه ۲۰۲۶ تحت بازداشت خانگی قرار گرفت.
در همین حال، «محمد عثمان کاوالا»، ناشر، فعال حقوق فرهنگی و از رهبران جامعه مدنی، همچنان در حال گذراندن حکم حبس ابد خود است که در سپتامبر ۲۰۲۳ در مرحله تجدیدنظر تایید شد.
مقامات ترکیه در طول سال ۲۰۲۵ علاوه بر ستوننویسان و روزنامهنگاران، هنرمندان و موسیقیدانان را نیز سرکوب کردند. «مابل ماتیزی»، خواننده و ترانهسرا، در سپتامبر ۲۰۲۵ به دلیل متن ترانه خود به نام «پرپریشان» با شکایت جُرمی به اتهام «منافی عفت بودن» مواجه شد. وزارت کشور که این شکایت را مطرح کرده بود، اعلام کرد که متن این ترانه میتواند «موجب خشم عمومی» شود و همین امر باعث شد مقامات یک پرونده تحقیقات کیفری درباره شعر این آهنگ باز کنند. ماتیزی که آشکارا دگرباش (کوئیر) است، نوشت: «من میخواهم باور کنم که نظم عمومی و سلامت جامعه ما آنقدر شکننده نیست که با یک ترانه مختل شود.» او در سپتامبر برای مدت کوتاهی بازجویی شد و مشمول ممنوعیت خروج از کشور گردید. دادگاه او در ژانویه ۲۰۲۶ آغاز شد و در هشتم ماه مه تبرئه شد.
دولت ترکیه مانند سالهای گذشته، به سرکوب اقلیتهای قومی از طریق سیاستهایی که بیان فرهنگی و زبانی آنها را هدف قرار میدهد، ادامه میدهد؛ سیاستی که دامنگیر نویسندگانی چون «محمد دیجله»، رماننویس کُرد و ناشر او شد که در آوریل ۲۰۲۵ با اتهاماتی بر اساس قانون ضد تروریسم مواجه شدند.
«کازیم اوز»، فیلمساز کُرد، در ژانویه ۲۰۲۵ به عنوان بخشی از تحقیقات کیفری درباره فیلمش به نام «زِر» که به موضوع تاریخ و هویت کُردها میپردازد—برای مدت کوتاهی بازداشت شد. اوز به اتهام «تبلیغ برای تروریسم» محاکمه شد؛ اتهامی واهی که معمولاً علیه هنرمندان، نویسندگان، روزنامهنگاران کُرد یا هر کسی که درباره حقوق مدنی و زبانی کُردها بنویسد یا آن را پوشش دهد، مطرح میشود؛ اما او در آوریل ۲۰۲۵ تبرئه شد.
«محمد اوچار»، روزنامهنگار کُرد، در نوامبر ۲۰۲۴ به اتهام «عضویت در سازمان تروریستی» بازداشت و در بازداشت موقت قرار گرفت. این اتهامات در رابطه با گزارشهای او درباره پروندههای نویسندگان زندانی در این کشور مطرح شد که در روزنامه دو زبانه ترکی-کردی «ینی اوزگور پولیتیکا» و ضمیمه هنری-فرهنگی آن «پولیتیکآرت» منتشر شده بود؛ رسانههایی که دولت آنها را به انتشار مطلب تحت هدایت سازمان تروریستی «پ ک ک/ ک ث ک» متهم میکند. اوچار که در دوران بازداشت مورد شکنجه قرار گرفته بود، در ژوئیه ۲۰۲۵ به صورت مشروط تا زمان برگزاری دادگاه آزاد شد. در بیست و شش آوریل ۲۰۲۶، اوچار به اتهام «تبلیغ برای تروریسم» به یک سال و شش ماه زندان محکوم شد. دولت ترکیه بهطور مکرر اقدام به مداخله پلیسی، بازداشتهای دستهجمعی و توقیف روزنامهنگاران و فعالانی میکند که مظنون به داشتن پیوند با کُردها هستند.
موسیقیدانان کُرد نیز با سرکوبهای شدیدی مواجه شدهاند، بهویژه به دلیل استفاده از متنها یا مضامین کُردی در آثارشان. در سالهای اخیر، چندین تن از اعضای گروه موسیقی و تشکل سوسیالیستی «گروپ یوروم» با حملات دولت ترکیه مواجه شدهاند. یکی از اعضا به نام «علی آراچی»، از سال ۲۰۲۳ در زندان است و در سال ۲۰۲۴ به دوازده سال و نُه ماه زندان محکوم شد. در سال ۲۰۲۵، آراچی در زندان دست به چندین اعتصاب غذای مرگبار زد. این گروه به خاطر موسیقی فولک-راک خود که «بدون ترس از واقعیتهای سیاسی» کشور سخن میگوید، شناخته شده است.

اسرائیل
اسرائیل در سال ۲۰۲۵ به سرکوب صداهای فلسطینی و دیگر صداهای منتقد ادامه داد، به طوری که اکثریت قریب به اتفاق این پروندهها شامل نویسندگان اراضی اشغالی میشد. از میان بیست و یک نویسندهای که در مقاطعی از سال زندانی بودند، بیست نفر روزنامهنگار و نویسنده فلسطینی و یک نفر نویسنده و روزنامهنگار اسرائیلی بود که به دلیل انتقاد از دولت هدف قرار گرفت. این سرکوب فراتر از صداهای فلسطینیان گسترش یافت:
«اسرائیل فرِی»، روزنامهنگار یهودی-اسرائیلی که به خاطر پوشش انتقادیاش از اشغالگری اسرائیل شناخته میشود، در ژوئیه ۲۰۲۵ پس از آنکه دادستانی کل پروندهای تحقیقاتی با موضوع تروریسم را به دلیل یک پست در شبکههای اجتماعی علیه او باز کرد، برای مدت کوتاهی بازداشت شد. فرِی که مستقیماً به دلیل پوشش خبری و اظهارنظرهایش درباره جنگ بازداشت شد، یکی از شش نویسندهای است که توسط دولت اسرائیل به دلیل بیانیههای ضد جنگ در آثارشان بازداشت شدهاند.
سایرین—شامل روزنامهنگاران: «محمد الاطرش»، «نواف العامر»، «رضوان قطنانی» و «رولا حسنین» و همچنین پژوهشگر «انور رستم»—همگی نویسندگان فلسطینی هستند که به دلیل اظهارنظرهایشان درباره جنگ و اشغالگری، به اتهام تحریک یا حتی بدون هیچ اتهامی بازداشت شدند.
استفاده مداوم اسرائیل از «بازداشت اداری» (بازداشت بدون محاکمه)—سیاستی که بر اساس آن افراد بدون ارتکاب جرم و صرفاً به این بهانه که برنامهای برای ارتکاب جرم در آینده دارند، بدون اتهام یا محاکمه برای دورههای ششماهه قابل تمدید بازداشت میشوند—همچنان به عنوان ابزار اصلی سرکوب آزادی بیان باقی ماند.
در دسامبر ۲۰۲۵، اسرائیل همچنان بیست و نُه روزنامهنگار فلسطینی را پشت میلههای زندان نگاه داشته بود که بیشتر آنها در بازداشت اداری و بدون طی شدن روال قانونی یا وجود مبنای حقوقی برای دستگیریشان به سر میبردند. از هیجده نویسنده تحت رصد سازمان «پن آمریکا» که در طول سال ۲۰۲۵ آزاد شدند—که برخی از آنها بخشی از توافقات تبادل اسرا و گروگانها بودند—نُه نفر در بازداشت اداری نگهداری میشدند. این آمار شامل «مصطفی شتا»، نویسنده و تهیهکننده «تئاتر آزادی» که در آوریل ۲۰۲۵ آزاد شد، و «علاء الریماوی»، روزنامهنگار که در اکتبر آزاد گردید، میشود که هر دو بدون تفهیم اتهام رسمی بازداشت شده بودند.
«ساری عرابی»، نویسنده و تحلیلگر سیاسی، در اواخر دسامبر ۲۰۲۵ طی یک حمله سحرگاهی به خانهاش در شهرک «رافت» در کرانه باختری بازداشت و به مدت شش ماه روانه بازداشت اداری شد؛ این آخرین مورد از یک رشته بازداشتهایی است که او از دهه ۱۹۹۰ با آنها مواجه بوده است. «محمود فتافته»، ستوننویس و مفسر سیاسی فلسطینی که نخستین بار در مه ۲۰۲۴ در یک ایست بازرسی هنگام سفر به همراه پسرش بازداشت شده بود، از جمله برجستهترین پروندههای نویسندگانی است که بازداشت آنها تا سال ۲۰۲۵ ادامه یافت. بازداشت او احتمالاً بر اساس یک پست فیسبوکی بود که در آن جملهای از یک نویسنده مصری درباره عواقب استعمار وحشیانه نقل شده بود؛ موضوعی که نشان میدهد ارتش اسرائیل چگونه از قوانین فراگیرِ مربوط به «تحریک» برای بازداشت نویسندگان به خاطر بیان دیدگاههای انتقادیشان استفاده میکند.
جنگ غزه خسارت بیسابقهای را بر حیات فرهنگی فلسطین وارد کرد. گزارش سازمان پن آمریکا با عنوانِ «همه ی آنچه از دست رفت» که در سپتامبر ۲۰۲۵ منتشر شد، مرگ صد و پنجاه یک چهره فرهنگی فلسطین را از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ و تخریب کامل یا جزئی سی و شش مکان فرهنگی، تاریخی، مذهبی و آموزشی را به همراه مواردی از کتابسوزیهای عمدی و غارت گزارششده عتیقههای باستانی مستند کرد. این گزارش نتیجهگیری کرد که تخریب نظامی میراث فرهنگی غزه توسط اسرائیل در زمره جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت قرار دارد و شواهدی از نیت نسلکشی را نشان میدهد.
کشتارهای هدفمند روزنامهنگاران و نویسندگان توسط ارتش اسرائیل در سال ۲۰۲۵ نیز ادامه یافت. «انس الشریف»، یکی از شناختهشدهترین روزنامهنگاران و مفسران فلسطینی و عکاس برنده جایزه پولیتزر، در دهم اوت ۲۰۲۵ در یک حمله هوایی هدفمند اسرائیل به چادر رسانهها در محوطه بیرونی بیمارستان شفا در شهر غزه کشته شد؛ بر اساس گزارشها، او پیش از مرگش تماسها و پیامهای صوتی تهدیدآمیزی را روی تلفن همراه خود دریافت کرده بود.
این خشونتها روزنامهنگارانی را که رویدادهای کرانه باختری را پوشش میدادند نیز تحت تأثیر قرار داده است. در سال ۲۰۲۵، کمیته دفاع از روزنامهنگاران (سی پی جی)، یازده مورد حمله توسط شهرکنشینان اسرائیلی—در برخی موارد در کنار سربازان—علیه دستکم بیست و سه روزنامهنگار فلسطینی و بینالمللی را مستند کرد، در حالی که این آمار در سال ۲۰۲۴ تنها یک مورد حمله به یک روزنامهنگار اسرائیلی بود. در هشتم نوامبر، گروهی از روزنامهنگاران که جلیقههای مشخص خبرنگاری به تن داشتند، توسط گروهی متشکل از دهها شهرکنشین (که برخی از آنها ماسک زده بودند) و با چوب و سنگ مسلح بودند، در نزدیکی روستای «بیتا» مورد حمله قرار گرفتند که در این میان یک خبرنگار زن در حالی که روی زمین افتاده بود، به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
تشکیلات خودگردان فلسطین «پی آ» نیز در سرکوب آزادی بیان دست داشته است. «رماح البیاع»، فعال اجتماعی و تحلیلگر فضای مجازی، در یازده سپتامبر ۲۰۲۵ در «بیتونیا» نزدیک رامالله، به اتهام افترا توسط تشکیلات خودگردان بازداشت و بر اساس قانون جرایم سایبری به خاطر پستهای فیسبوکی در انتقاد از تشکیلات خودگردان متهم شد. او پیش از آنکه سه روز بعد با تودیع وثیقه آزاد شود، برای مدت کوتاهی در بازداشت بود.

روسیه
دولت روسیه در سال ۲۰۲۵، هیجده نویسنده را در زندان یا بازداشت نگاه داشت که بیشتر آنها به دلیل بیان دیدگاههای ضد جنگ خود یا ظن به مشارکت در چنین فعالیتهایی بازداشت شده بودند؛ امری که تداوم روندی است که از سال ۲۰۲۳ و در پی تهاجم همهجانبه به اوکراین آغاز شد.
اگرچه اکثریت نویسندگان پشت میلههای زندان در سال ۲۰۲۵، در آغاز سال نیز در بازداشت به سر میبردند، اما مقامات روسیه در این سال «نیکولای زیوزِف»، پژوهشگر، نویسنده و شهروند دوتابعیتی روسیه و کانادا را بازداشت کردند. بر اساس گزارشها، او در ماه ژوئن در جمهوری کومی به اتهام «همکاری با یک دولت یا مأمور خارجی» دستگیر شد.
از سوی دیگر، «ویاچسلاو مالاخوف»، شاعری که در ابتدا به دلیل انتشار پستهایی در تلگرام درباره همجنسگراستیزی، شوونیسم و ریاکاری دولت روسیه دستگیر و متهم شده بود، در اوت ۲۰۲۵ آزاد شد.
در سال ۲۰۲۵، حکم تعدادی از نویسندگان صادر شد یا دادگاه با درخواست تجدیدنظر آنها مخالفت کرد. در ماه مارس، یک دادگاه نظامی در روسیه، «الکساندر اسکوبوف»، مورخ و ستوننویس را به دلیل مواضع ضد جنگش در شبکههای اجتماعی به شانزده سال زندان محکوم کرد. پستهای او درباره بمبگذاری در کافه پاتریوت و انفجار در پل کریمه، از نظر دادگاه به عنوان «توجیه تروریسم» تلقی شد.
همچنین در ماه مارس، «ماریا پونومارنکو»، روزنامهنگار و تحلیلگر فضای مجازی که در ابتدا به دلیل انتشار اطلاعاتی درباره یک حمله هوایی در اوکراین زندانی شده بود، به اتهام واهی درگیری و ضربوشتم پرسنل زندان، به بیست و دو ماه زندان اضافی محکوم شد.
اگرچه احکام زندان «ژنیا برکوویچ» (کارگردان تئاتر) و «اسوتلانا پتریچوک» (نمایشنامهنویس) در دسامبر ۲۰۲۴ کمی کاهش یافته بود، اما دیوان عالی روسیه در اوت ۲۰۲۵ محکومیت آنها را به اتهام «توجیه تروریسم» تأیید و درخواست تجدیدنظرشان را ردّ کرد. آنها به خاطر نمایشنامه برنده جایزهشان با عنوان «فینیست، شاهینِ تیزپرواز» پشت میلههای زندان هستند. برکوویچ همچنین اشعار ضد جنگ میسرود و بسیاری از حامیان او بر این باورند که علت واقعی زندانی شدنش همین اشعار است.
نویسندگان زندانی همچنان از مراقبتهای پزشکی محروم هستند. وضعیت سلامتی «یوری دیمیتریف»، مورخ و فعال باسابقه حقوق بشر—که در حال گذراندن حکم پانزده سال زندان خود در یک مستعمره مجازاتی (اردوگاه کار اجباری) است—همچنان رو به وخامت است، اما به او اجازه داده نشد تا آزمایشهای پزشکی قطعی را انجام دهد. همچنین از ارائه مراقبتهای روانپزشکی به «ماریا پونومارنکو»، روزنامهنگار زندانی، خودداری شده است. «آرتم کاماردین»، شاعری که در حال گذراندن یک حکم هفت ساله است و از چندین بیماری زمینهای رنج میبرد نیز به دلیل سهلانگاریهای پزشکی با افت شدید وضعیت سلامتی مواجه شده است.

مقامات روسیه همچنان مانند اتهامات تروریستی، از برچسبهای «عامل خارجی» و «افراطگرا» به عنوان ابزاری برای سرکوب و بالا بردن هزینه مخالفتها سوءاستفاده میکنند. در ژوئیه ۲۰۲۵، لایحهای به تصویب رسید که هر کسی را که به مطالبِ «افراطگرایانه» دسترسی داشته باشد، جریمه میکند.
«اکاترینا باراباش»، تحلیلگر و منتقد فیلم که در تبعید به سر میبرد، در سال ۲۰۲۵ به عنوان عامل خارجی معرفی شد. دیگر نویسندگان تبعیدی حاضر در پایگاهِ داده ی ما، از جمله «دیمیتری بیکوف» (نویسنده)، «لاریسا توپتسوکووا» (نویسنده و مدرس زبان چرکسی)، «ویکتور شندروویچ» (فیلمنامهنویس) و «ورا پولوزکووا» (شاعر) نیز به فهرست تروریستها و افراطگرایان اضافه شدند. در آوریل ۲۰۲۵، لوایح جدیدی افراد موسوم به «عامل خارجی» را از فعالیتهای آموزشی منع کرد؛ اقدامی که ریسک و خطرات را برای کتابفروشیهای عرضهکننده آثار عوامل خارجی—مانند کتابهای «بوریس آکونین»، رماننویس تبعیدی که در سال ۲۰۲۴ به عنوان عامل خارجی معرفی شده بود—افزایش داد.
سازمانهای حقوق بشری همچنین افزایش استفاده از برچسب «افراطگرایی» را برای سرکوب اکوسیستم ادبی دگرباشان «اِل جی بی تی» در روسیه در سال ۲۰۲۵ مستند کردهاند؛ امری که کتابفروشیهای آنلاین، کتابفروشیهای فیزیکی، ناشران و همچنین خوانندگانی را که اکنون ممکن است به خاطر دسترسی به این مطالب با جریمه مواجه شوند، تحت تأثیر قرار داده است. کتاب «تابستان با دستمال گردن قرمز» که در سال ۲۰۲۱ توسط دو نویسنده به نامهای «النا مالیسووا» و «کاترینا سیلوانووا» نوشته و منتشر شد، به دلیل مضامین مربوط به همجنسگرایان با واکنشهای تند و پیامدهای زنجیرهای مواجه گردید. مالیسووا و سیلوانووا هر دو به خاطر این کتاب پیامهای تهدید به مرگ دریافت کردند و به دلیل برخورد مقامات روسیه با آنها، در سال ۲۰۲۲ مجبور به تبعید شدند.
در سال ۲۰۲۵، این واکنشهای تند به ناشران کتاب نیز سرایت کرد. در مه ۲۰۲۵، نیروهای امنیتی روسیه چند تن از کارکنان انتشارات «اکسمو»، شرکت مادرِ انتشارات «پاپکورن بوکس» که ناشر این کتاب بود—را به اتهام «تبلیغ همجنسگرایی» و «افراطگرایی» به دلیل عرضه این کتاب و آثار دیگر بازداشت کردند؛ کتابفروشیهای روسیه در رابطه با این کتاب جریمه شدند و یک فروشگاه اینترنتی بزرگ نیز کتاب را از پلتفرم خود حذف کرد. در اوایل سال ۲۰۲۶، انتشارات پاپکورن بوکس تعطیل شد و مقامات با حمله به انتشارات اکسمو، مدیرعامل آن «یوگنی کاپیاف» را به اتهام «طراحی برنامهای برای توزیع ادبیات مربوط به دگرباشان میان افراد کمسنوسال» بازداشت کردند.
مقامات همچنین به محدود کردن دسترسی شهروندان روسیه به اینترنت جهانی ادامه دادند. در سال ۲۰۲۵، آنها گامهایی را برای مسدود کردن واتساپ و تلگرام—تنها پیامرسانهای غربی که هنوز در روسیه مجاز بودند—و جایگزینی آنها با یک پیامرسان دولتی آغاز کردند. پیش از این هزاران وبسایت، از جمله رسانههای مستقل، سازمانهای جامعه مدنی و پلتفرمهای رسانههای اجتماعی مسدود شدهاند. کاربران اینترنت برای دسترسی به برنامهها و سایتهای مسدودشده مجبور به استفاده از ویپیان هستند که خود آنها نیز با محدودیتهای فزایندهای مواجه شدهاند.
فرهنگ در سال ۲۰۲۵ همچنان در خط مقدم جنگ روسیه علیه اوکراین قرار دارد. علاوه بر هدف قرار گرفتن کلیساها، موزهها و تئاترها، از زمان آغاز تهاجم همهجانبه، حدود هفتصد کتابخانه اوکراینی به شدت آسیب دیده یا نابود شدهاند و صدها کتابخانه دیگر نیز از سال ۲۰۱۴ به این سو خسارت دیدهاند. روسیه همچنین به نگهداشتن روزنامهنگاران اوکراینی در اسارت ادامه داد. در ژوئن ۲۰۲۵، «ولادیسلاو یسیپنکو»، روزنامهنگار اوکراینی و برنده جایزه آزادی قلم پن در سال ۲۰۲۲، سرانجام پس از بیش از چهار سال بازداشت توسط روسیه (در پی دستگیریاش در کریمه اشغالی) آزاد شد، اما بسیاری دیگر همچنان پشت میلههای زندان هستند. سرکوب صداهای اوکراینی بخشی از تلاش روسیه برای کنترل این موضوع است که چه کسی روایتگر داستانهای اوکراین باشد؛ تلاشی که شامل ساخت نهادهای فرهنگی در شهرهای اشغالشده اوکراین برای ارائه روایتی جنگطلبانه و مورد تأیید روسیه از این نبرد میشود.

بلاروس
دولت بلاروس در طول سال ۲۰۲۵، هفده نویسنده را در زندان نگاه داشت که این آمار ترکیبی از بازداشتشدگان قدیمیتر و چندین فرد دستگیرشده در همان سال بود. سرکوب وحشیانه مخالفتها توسط دولت بلاروس در پی انتخابات ریاستجمهوری غیرقانونی سال ۲۰۲۰ الکساندر لوکاشنکو، همچنان نقطه عطف فضای هولناک این کشور برای آزادی بیان است. در اواخر سال ۲۰۲۵ و اوایل سال ۲۰۲۶، دولت در جریان یک رشته آزادیهای دستهجمعی، صدها زندانی سیاسی را آزاد کرد. از هفده پرونده شمارششده در سال ۲۰۲۵، پانزده نفر در زمان انتشار این گزارش آزاد شده بودند که این آزادیها یا در جریان آزادسازیهای سپتامبر یا دسامبر ۲۰۲۵ رخ داد و یا در اوایل سال ۲۰۲۶. اگرچه این ژستهای ظاهری برای تغییر، در پاسخ به فشارهای بینالمللی در سال ۲۰۲۵ صورت گرفت، اما بلاروس همچنان یکی از خطرناکترین فضاها را برای روزنامهنگاری، تولیدات فرهنگی و آزادی بیان دارد.
گروهها و فعالان حقوق بشر هشدار دادهاند که نباید به این تحولات به عنوان نشانهای از اصلاحات سیاسی در بلاروس نگریست. در حالی که زندانیان سیاسی آزاد میشوند، بلاروس به بازداشت اهداف جدید با نرخی مشابه ادامه میدهد؛ چرخهای که مدافعان حقوق بشر آن را به یک «درِ گردان» تشبیه میکنند. علاوه بر این، بسیاری از زندانیان سیاسیِ آزادشده، به عنوان بخشی از شرایط آزادیشان، به اجبار از بلاروس اخراج (دیپورت) شدند و این امر آنها را به برزخ یک تبعید نامشخص و نامحدود سوق داد.
بسیاری از زندانیان سیاسی آزادشده، درباره آزارهایی که در دوران زندان با آنها مواجه شده بودند، افشاگری کردهاند. در میان آنها «آلس بیالیاتسکی»، فعال حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل دیده میشود که یکی از برجستهترین زندانیان سیاسی سابق بلاروس است. بیالیاتسکی که در سال ۲۰۲۳ به ده سال زندان محکوم شده بود، در جریان تبادل زندانیان در دسامبر ۲۰۲۵ آزاد و به لیتوانی دیپورت شد. همانند بسیاری از همبندان سیاسیاش، دستنوشتههای بیالیاتسکی نیز در زمان زندانی بودن توسط مقامات ضبط شده بود. او پس از آزادی، نسبت به نگاه کردن به این عفوهای دستهجمعی به عنوان نشانهای از تغییر سیاسی واقعی در بلاروس هشدار داد و بر اهمیت فشار مداوم بر دولت لوکاشنکو تأکید کرد.
«پاوال ویناهراداو»، وبلاگنویس، در جریان عفو دستهجمعی دیگری در سپتامبر آزاد شد و او نیز به اجبار به لیتوانی انتقال یافت. او در مارس ۲۰۲۲ به اتهام «توهین به رئیسجمهور»، «تحریک به تفرقه» و «سازماندهی اقدامات علیه نظم عمومی» به پنج سال زندان محکوم شده بود. او در زندان به بیماری سل مبتلا شد و مدت زمان طولانی را در سلول انفرادی گذراند. ویناهراداو درباره نحوه انتقالش به لیتوانی گفت که کیسهای روی سرش کشیده بودند و به او اطلاع نداده بودند که قرار است از کشور خارج شود. او همچنین از اینکه از خانوادهاش جدا میشود ابراز تأسف کرد. نشانههای بیشتری از بدرفتاری شدید با او پس از آزادیاش آشکار شد؛ او در دوران زندان نزدیک به ۴۰ کیلوگرم (۹۰ پوند) وزن کم کرده بود.

در همین حال، روند آشکار شدن پروندههای جدید از نویسندگان زندانی در طول سال ادامه یافت. «والری پازنیاکیهویچ»، شاعر و رامشگر، در تابستان ۲۰۲۵ برای مدت کوتاهی بازداشت و سپس با تودیع وثیقه آزاد شد. او در اوت همان سال به اتهام «توهین به لوکاشنکو» به سه سال زندان محکوم گردید. پازنیاکیهویچ پیش از این نیز در اوت ۲۰۲۴ پس از انتشار اشعار سیاسی در شبکههای اجتماعی بازداشت شده بود. اشعار او در جریان تحقیقات علیهاش مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت و او به دلیل سرودن این اشعار به زبان بلاروسی (به جای زبان روسی) بازجویی شد. او در طول سال بعد به صورت دورهای بازداشت و آزاد میشد و در نهایت به دلیل پستهای سیاسیاش، با مجموعهای از جریمهها به ارزش کل چهارهزار و هشتصد و سی روبل مواجه گردید.
نویسندگان و هنرمندان معمولاً با اتهامات مربوط به «افراطگرایی» هدف قرار میگیرند. در میان آنها «آله چامیکا»، خواننده، ترانهسرا و پژوهشگر دیده میشود که در ژوئن ۲۰۲۵ به اتهام «همکاری با رسانههای خارجی» بازداشت شد؛ اتهام رایج دیگری که دولت علیه صداهای منتقد به کار میبرد. چامیکا خواننده اصلی گروه محبوبِ فولک «پالاتس» و همچنین محققی متخصص در زمینه فرهنگ عامه (فولکلور) است. او در فوریه ۲۰۲۶ به اتهام «معاونت در فعالیتهای افراطگرایانه» به سه سال زندان و پرداخت بیست هزار روبل جریمه محکوم شد.
سازمان «پن بلاروس» ثبت کرده است که تا دسامبر ۲۰۲۵، تعداد هزار و صد و سی و یک زندانی سیاسی در بلاروس وجود داشته است. گزارش این سازمان نشان داد که در سال ۲۰۲۵ دستکم هزار و چهارصد و سی و پنج مورد نقض حقوق فرهنگی و حقوق بشرِ چهرههای فرهنگی رخ داده است. رایجترین مورد نقض حقوق که مستند شده، «افراطگرایانه» نامیدن آثار و مطالب فرهنگی بوده است. پس از آن، نقض حق برخورداری از محاکمه عادلانه با ۱صد و چهل و دو پرونده، در رتبه بعدی قرار داشت. حقوق زبانی نیز همچنان یک مسئله چالشبرانگیز است، چرا که دولت زبان روسی را به بلاروسی ترجیح میدهد.
با وجود اینکه زبان بلاروسی از سوی یونسکو در دستهبندی زبانهای آسیبپذیر قرار گرفته است، اما به دلیل فشارهای سیاسی، در بخش فرهنگی به شدت به حاشیه رانده شده است. پن بلاروس در سال ۲۰۲۵ موارد متعددی از نقض حقوق زبانی را مستند کرد. متهمان در دادگاه اجازه ندارند مراحل دادرسی کیفری خود را به زبان بلاروسی پیش ببرند یا به مترجم دسترسی داشته باشند. «آلس بیالیاتسکی» در دسامبر ۲۰۲۵ درباره محروم شدن خود از این حق (داشتن مترجم یا دادرسی به زبان مادری) سخن گفت.

مصر
مصر در سال ۲۰۲۵، سیزده نویسنده را در زندان نگاه داشت و همچنان به عنوان یکی از بزرگترین زندانکنندههای نویسندگان در جهان، به سرکوب روزنامهنگاران، وبلاگنویسان، شاعران و فعالان ادامه داد.
علیرغم اینکه مصر در ژوئیه ۲۰۲۵ و در پاسخ به «بررسی دورهای جهانی» (یو پی ار) خود در ماه ژانویه، بیش از نیمی از توصیههای مربوط به آزادی بیان را تأیید کرده بود، اما سرکوب مخالفتهای عمومی را تشدید کرد و محدودیتهای سختی را بر آزادی بیان و دسترسی به اطلاعات اعمال نمود. اتهاماتی چون «نشر اخبار کذب» و «سوءاستفاده از ابزارهای ارتباطی» بهطور مستمر علیه نویسندگان به کار گرفته میشوند که این امر با تعهدات ظاهری مصر به آزادی بیان در تضاد است؛ مسئلهای که با مقررات فراگیر ضد تروریسم—که بهطور خودسرانه برای جرمانگاریِ اظهارنظرها اعمال میشوند—وخیمتر شده است. تاکتیک شاخص این کشور یعنی «چرخش پرونده» (تمدید بازداشت با پروندهسازی جدید) همچنان هسته اصلی این ماشین سرکوب است؛ بدین صورت که برای خنثی کردن احکام آزادی یا تبرئه زندانیان، اتهامات جدیدی در قالب پروندههای نو به آنها تفهیم میشود تا تضمین گردد منتقدان برای مدت نامحدودی در بازداشت میمانند.
تا سال ۲۰۲۵، یازده نفر از سیزده نویسنده بازداشتی هنوز محاکمه نشدهاند. «جلال البحيري»، شاعر و برنده جایزه آزادی قلم پن/باربی در سال ۲۰۲۵، نمونه بارز این الگو است. البحيري پس از اتمام دوره محکومیت سه ساله اولیه خود در سال ۲۰۲۱، پیش از آنکه با اتهامات جدید در دادسرای عالی امنیت دولتی حاضر شود، در معرض ناپدیدسازی قهری قرار گرفت. او از آن زمان تاکنون در بازداشتی به سر میبرد که عملاً یک بازداشت موقتِ نامحدود محسوب میشود؛ بهویژه پس از آنکه مقامات مصری در اوت ۲۰۲۵ بار دیگر اتهامات جدیدی از جمله ارتباط با گروههای تروریستی را علیه او مطرح کردند تا او را برای بیش از هشت سال پشت میلههای زندان نگه دارند.


نیروهای امنیتی مصر در ساعات اولیه ۲۲ اکتبر، «هانی صبحی»، رماننویس و تحلیلگر فضای مجازی را در خانهاش و پس از آنکه پستی در فیسبوک در تمسخر رئیسجمهور مصر منتشر کرده بود، بازداشت کردند. او به مدت دو روز در معرض ناپدیدسازی قهری قرار گرفت و سپس در دادسرای عالی امنیت دولتی حاضر شد؛ این دادسرا او را به «عضویت در یک گروه تروریستی» و «نشر اخبار کذب» متهم کرد و حکم بازداشت پانزده روزه او را تا زمان انجام تحقیقات صادر نمود. از آن زمان به بعد، حکم بازداشت او هر پانزده روز یکبار تمدید شده و او همچنان در زندان است.
سال ۲۰۲۵ شاهد آزادی «علاء عبدالفتاح»، وبلاگنویس و فعال مدنی بود که بسیار دیرتر از زمان قانونیاش انجام شد. عبدالفتاح در ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۵ و در پی عفو ریاستجمهوری آزاد شد؛ این آزادی پس از آن صورت گرفت که مقامات پیش از این از آزادی او پس از اتمام دوره محکومیتش خودداری کرده و مدعی شده بودند که سالهای بازداشت موقت او جزو دوران محکومیتش محسوب نمیشود. حتی پس از آزادی، مأموران کنترل گذرنامه مصر در نوامبر ۲۰۲۵ از سفر او به بریتانیا جلوگیری کردند. این ممنوعیت خروج در دسامبر لغو شد و او توانست در لندن به خانوادهاش بپیوندد.
ممنوعیتهای خروج و محدودیتهای پس از آزادی، همچنان از ویژگیهای شاخص نحوه برخورد مصر با نویسندگان سابقاً زندانی است تا تضمین شود آزادی از زندان به معنای آزادی رفتوآمد یا آزادی بیان نیست. «احمد دوما»، شاعر و مفسر که بیش از یک دهه از عمر خود را در زندان گذرانده و از زمان آزادیاش در سال ۲۰۲۳ تاکنون، در کمتر از دو سال شش بار مورد بازجویی قرار گرفته است—از جمله در ژوئیه ۲۰۲۵ که توسط دادسرای عالی امنیت دولتی احضار و تحت بازجوییهای طولانی قرار گرفت—بار دیگر در آوریل ۲۰۲۶ به اتهام نشر اخبار کذب بازداشت شد؛ امری که نشاندهنده استفاده سیستماتیک از آزار و اذیتهای قضایی برای ساکت کردن نویسندگان، حتی پس از صدور عفوهای ریاستجمهوری است.

میانمار
فضای کلی آزادی بیان و حقوق بشر در میانمار در پنجمین سال پس از کودتای فوریه ۲۰۲۱ همچنان تیره و تار باقی ماند؛ آن هم در شرایطی که خونتای نظامی خود را برای انتخاباتی آماده میکرد که از اواخر سال ۲۰۲۵ آغاز شد و از سوی گروههای بینالمللی حقوق بشر، غیرآزاد و ناعادلانه خوانده و محکوم گردید. اگرچه روزنامهنگاران همچنان بهطور مستمر بازداشت و محکوم میشوند و فضای اطلاعاتی کشور کماکان محدود است، اما در طول این سال هیچ بازداشت جدیدی در میان نویسندگان رخ نداد و تعداد نویسندگان زندانی در سال ۲۰۲۵ در عدد ده ثابت ماند؛ امری که میانمار را در رتبه دهم فهرست ۱۰ کشور اول مورد نگرانی قرار میدهد.
آزادی بیان در میانمار به شدت کنترل میشود، چرا که ارتش همچنان به محدود کردن کانالهای خبری و اطلاعرسانی، محدود ساختن حقوق تجمع و تشکلیابی، و دستگیری، بازداشت و محاکمه صداهای تأثیرگذار در هر دو عرصه سیاسی و فرهنگی و همچنین دهها روزنامهنگار ادامه میدهد. قوانین محدودکننده میانمار—از جمله بخشهایی از قانون مجازات که به اخبار کذب، تحریک و سخنان مشوق نفرت اختصاص دارد، قوانین امنیت ملی، قانون تشکلهای غیرقانونی، و قوانین مربوط به ارتباطات آنلاین—برای متهم کردن و محکومیت طیف گستردهای از صداهای منتقد، از جمله نویسندگان و روشنفکران عمومی مورد استفاده قرار گرفتهاند؛ اقدامی که آزادی بیان و توانایی آزادانه نوشتن را به شدت سرکوب کرده است. نویسندگان، روشنفکران و دیگر هنرمندان خلاق نقش کلیدی در اعلام حمایت از جنبش گسترده اپوزیسیون علیه حکومت نظامی ایفا کردهاند و به همین دلیل در معرض خطر بازداشت و اتهامات قانونی قرار دارند. صدها نویسنده، روزنامهنگار، هنرمند، فعال مدنی و روشنفکر عمومی، از جمله بسیاری از افراد برجسته یا تأثیرگذار، در حال حاضر یا به صورت مخفیانه در داخل میانمار فعالیت میکنند و یا برای حفظ امنیت خود و فرار از بازداشتِ تقریباً قطعی، به کشورهای همسایه یا نقاط دورتر پناهنده شدهاند.

اکثریت نویسندگان، روزنامهنگاران و هنرمندان خلاقِ زندانی که نامشان در این شاخص آمده است، در ماههای پس از کودتای ۲۰۲۱ بازداشت شدند و پس از متهم شدن بر اساس قوانین مختلف و محکومیت—که در برخی موارد به احکام زندان فوقالعاده طولانی انجامید—همچنان در زندان باقی ماندهاند.
«وای مو ناینگ»، نویسنده و فعال مدنی که با نام «مونیوا پاندا» نیز شناخته میشود، در آوریل ۲۰۲۱ بازداشت شد و بعدها در چندین مورد اتهام به «تحریک عمومی» مجرم شناخته شد؛ محکومیتهای اضافی او به خاطر «شورش و خیانت به وطن» در سال ۲۰۲۳ و اتهام «قتل» در مه ۲۰۲۴، در نهایت منجر به صدور حکم مجموعاً هفتاد و چهار سال زندان برای او گردید. بر اساس گزارشها، او در ژوئن ۲۰۲۵ پس از مورد ضرب و شتم قرار گرفتن توسط مأموران زندان دچار جراحت شد؛ با وجود این، او از مراقبتهای پزشکی محروم گردید و نگهداری او در سلول انفرادی همچنان ادامه یافت.
«آونگ ناینگ میینت»، نویسنده آراکانی که با نام مستعار «مین دی پار» رمان مینویسد، در سال ۲۰۲۱ بازداشت شد و همچنان در حال گذراندن حکم ده سال زندان خود به اتهامات تروریستی است که در فوریه ۲۰۲۲ صادر شده بود. سایر نویسندگانی که در ماههای پس از کودتا بازداشت شده بودند نیز همچنان در زندان هستند و اطلاعات کمی درباره وضعیت فعلی آنها در دست است.
نویسندگان معمولاً به دلیل پوشش دادن موضوعاتی مانند عملیاتهای نظامی و نقض حقوق بشر در مناطق جنگی، فساد مالی، تحولات سیاسی یا سیاستهای رسمی دولت هدف قرار میگیرند. «پاینگ پیو میین»، از اعضای گروه شعرخوانی و اجرای زنده «نسل طاووس» -که پیش از این در سال ۲۰۱۹ نیز به دلیل اجرای برنامه با لباس نظامی بازداشت شده بود—در سال ۲۰۲۴ مجدداً بازداشت شد و در سال ۲۰۲۵ بدون تفهیم اتهام در بازداشت باقی ماند؛ امری که نگرانیهایی را درباره نحوه رفتار با او در دوران بازداشت برانگیخته است.
«شین دِوی»، فیلمنامهنویس و فیلمساز پیشگام که در سال ۲۰۲۳ توسط ارتش در یک ترمینال اتوبوس در یانگون بازداشت شده بود، در طول سال ۲۰۲۵ همچنان در زندان بود و حکم پانزده سال حبس خود را به اتهامات تروریستی سپری میکرد. این فیلمساز که با رادیو آزادی آسیا (ار اف آ) نیز همکاری داشت، از پلتفرم خود برای افشای واقعیتهای تلخ زندگی تحت حکومت نظامی میانمار استفاده میکرد. شین دِوی در آوریل ۲۰۲۶ در جریان یک عفو عمومی گسترده به مناسبت سال نو آزاد شد.
سایر کشورهای نگرانکننده
کوبا، اریتره، قزاقستان و الجزایر دیگر کشورهای کلیدی و مورد نگرانی هستند که همگی آنها در سال ۲۰۲۵ بین شش تا هشت نویسنده را زندانی کردهاند.
کوبا – در سال ۲۰۲۵، ۸هشت نویسنده در کوبا در بازداشت بودند و هدف قرار دادن خوانندگان و ترانهسرایان توسط دولت همچنان ادامه یافت؛ به طوری که از این هشت پرونده، هفت مورد مربوط به خوانندگان، ترانهسرایان، هنرمندان خلاق یا شاعران است. در میان آنها، «مایکل کاستیو پرز»، ترانهسرای برنده جایزه گرمی دیده میشود که از سال ۲۰۱۸ بارها با بازداشتهای خودسرانه و ضرب و شتم پلیس مواجه شده است. همچنین «لوئیس مانوئل اوترو آلکانتارا»، هنرمند خلاق و از چهرههای فرهنگی برجسته در هاوانا، در حال گذراندن حکم پنج سال زندان خود به اتهام «توهین به نمادهای ملی» است. «ماریا کریستینا گاریدو رودریگز»، شاعر و فعال مدنی که در سال ۲۰۲۲ پس از هیجده روز ناپدیدسازی قهری به هفت سال زندان محکوم شده بود، همچنان از درون زندان به سرودن شعر ادامه میدهد.
در ۳۱ دسامبر ۲۰۲۴، یک رپر به نام «فرناندو آلمراس ریورا» (معروف به ناندو اوبیدیسی) به «ظن» ارتکاب «اقدامات تروریستی علیه دولت» بازداشت شد. در سال ۲۰۲۵ گزارش شد که ریورا در شرایط نامناسبی در بازداشت نگهداری میشود؛ خانواده او اعلام کردند که او به دلیل سخن گفتن درباره آلودگی و استفاده از مواد شیمیایی خطرناک در محلهاش در هاوانا هدف قرار گرفته است. او همانند بسیاری از نویسندگان و هنرمندان در کوبا، سالهاست که به خاطر نوشتههایش با آزار و اذیت سیستماتیک مواجه بوده است. در نتیجه، بسیاری از منتقدان، شاعران، روزنامهنگاران و زندانیان سیاسی سابق کوبایی امروزه در تبعید زندگی میکنند؛ به طوری که از میان سی و سه پرونده نویسندگان کوباییِ در معرض خطر در پایگاه داده ما، شانزده نفر در حال حاضر آواره یا در تبعید هستند.
اریتره – دولت اریتره همچنان به بازداشت خودسرانه نویسندگانی ادامه میدهد که طولانیترین دوران حبس را در جهان سپری کردهاند و نزدیک به ربع قرن است که در زندان هستند. رئیسجمهور «ایسایاس افورقی» که از زمان استقلال اریتره در سال ۱۹۹۳ بر این کشور حکومت میکند، این بازداشتهای دستهجمعی و ناعادلانه را در پی فراخوانهایی برای اصلاحات دولتی—که در قالب نامههای سرگشاده در رسانهها منتشر شده بود—اعمال کرد. او در پاسخ، از سپتامبر ۲۰۰۱ تمام رسانههای مستقل کشور را تعطیل و نویسندگان، روزنامهنگاران و دگراندیشان را که از مهمترین صداهای فرهنگی کشور بودند، زندانی کرد. یک روزنامهنگار تبعیدی اریترهای این ممنوعیت را آغاز «تبدیل شدن اریتره به یک حکومت پلیسی» توصیف کرد.
«امانوئل اسرات»، شاعر برجسته، پلتفرم ادبی «شام شنبه» را تأسیس کرده بود که الهامبخش انجمنهای هنری در سراسر کشور شد؛ او همچنین یکی از بنیانگذاران و سردبیر روزنامه «زمن» بود. «داویت ایساک» نیز نمایشنامهنویس، شاعر و مؤسس اولین هفتهنامه مستقل اریتره به نام «ستیت» است. هیچیک از شش نویسنده حاضر در این شاخص، از زمان بازداشت خود متهم یا محاکمه نشدهاند و نتوانستهاند با جهان خارج ارتباط برقرار کنند. با این حال، اعضای خانواده و مدافعان حقوق بشر—از جمله شبکه پن- مصرانه از مقامات اریتره میخواهند که نشانهای از زنده بودن نویسندگان و روزنامهنگاران بازداشتشده در سال ۲۰۰۱ ارائه دهند و در نهایت، کسانی را که گمان میرود هنوز زنده هستند، آزاد کنند. در دسامبر ۲۰۲۵، وزیر امور خارجه سوئد پس از یک سفر دیپلماتیک به اسمره (پایتخت اریتره)، اعلام کرد که علیرغم نبود شواهد عینی، معتقد است «داویت ایساک» (که شهروندی سوئدی-اریترهای دارد) هنوز زنده است. تا سال ۲۰۲۵، تعداد نویسندگان بازداشتی در این کشور از هفت به شش نفر کاهش یافت؛ اما این کاهش نه به دلیل آزادی، بلکه به این خاطر بود که «برهانه ابرهه»، نویسنده، سیاستمدار و منتقد دولت اریتره، پس از سالها حبس، در سلول انفرادی درگذشت.
قزاقستان – قزاقستان برای نخستین بار بیش از پنج پرونده را گزارش کرد؛ هر شش نفرِ این پروندهها تحلیلگران فضای مجازی هستند که نشاندهنده هدفگیری شدید فضاهای آنلاین برای آزادی بیان است. «تمیرلان ینسبک» در ژانویه ۲۰۲۵ به اتهام «تحریک عمومی» به دلیل سرودن یک ترانه طنز به نام (های، روسها) بازداشت شد. او در آوریل ۲۰۲۵ آزاد گردید، اما به پنج سال محدودیت آزادی (حبس تعلیقی/مراقبتی) و ممنوعیت از فعالیتهای سیاسی محکوم شد. «دانات نامازبایف»، وبلاگنویس و اقتصاددان قزاق، به دلیل انتقاد از روسیه و تهاجم به اوکراین در سال ۲۰۱۹ بازداشت و متهم شد. در سال ۲۰۲۲، او با استناد به پستهای آنلاینش درباره روسیه که تاریخ آنها به سال ۲۰۱۸ برمیگشت، به جرم «تحریک برای غصب قدرت با استفاده از زور» متهم و محکوم گردید. او تا سال ۲۰۲۶ همچنان در زندان به سر میبرد. این نخستین سالی است که قزاقستان به عنوان یک کشور کلیدیِ مورد نگرانی ردیابی میشود و این وضعیت همسو با افزایش عمومی و نگرانکننده پروندهها در سراسر آسیای مرکزی است.
الجزایر – الجزایر نیز در سال ۲۰۲۵ شش پرونده را گزارش کرد. «محمد تاجدیت»، شاعر و فعال مدنی، در ژانویه ۲۰۲۵ مجدداً با اتهامات مربوط به تروریسم بازداشت و به پنج سال زندان محکوم شد که این حکم بعدها در مرحله تجدیدنظر به یک سال کاهش یافت. با این حال، او تا ماه نوامبر با اتهام اضافی دیگری مواجه شد که مجازات اعدام را در پی دارد؛ اتهامی که صرفاً به خاطر اشعار و فعالیتهای مسالمتآمیز او مطرح شده است. «محمد الامین بلغیث»، مورخ و نویسنده، در ماه مه و پس از آنکه یک مصاحبه تلویزیونی درباره هویت آمازیغ (بربر) با واکنشهای تندی مواجه شد، بازداشت گردید. او به «تضعیف وحدت ملی»، «تحریک به نفرت» و «توهین به نمادهای ملی» متهم شد و پیش از محکومیت به پنج سال زندان، در بازداشت موقت به سر میبرد؛ این حکم بعداً در دادگاه تجدیدنظر به سه سال حبس (که دو سال آن تعلیقی است) کاهش یافت. در همین حال، «بوعلام صنصال»، رماننویس فرانسوی-الجزایری، در نوامبر ۲۰۲۵ پس از گذراندن یک سال بازداشت به اتهامات مربوط به امنیت ملی، مورد عفو قرار گرفت و آزاد شد.
نتیجهگیری
یافتههای «شاخص آزادی قلم» در سال جاری، نشاندهنده چیزی فراتر از افزایش مداوم آمار نویسندگان زندانی است؛ این یافتهها از شکلگیری یک دستورالعمل جهانیِ رو به تکامل برای ساکت کردن نویسندگان، تضعیف آزادی بیان و سلب دسترسی همگان به اطلاعات و دیدگاههای متنوع حکایت دارند. دولتها نه تنها نویسندگان را در ابعادی گستردهتر زندانی میکنند، بلکه در حال بازتعریف و هوشمندانهتر کردن شیوههای سرکوب خود هستند؛ آنها با اتکا به ترکیبی از ابهام و زیادهرویهای قانونی، بازداشتهای اداری و موقت (پیش از دادگاه)، تبعید و دیگر اشکال آزار و اذیت، در حال ایجاد فضایی خصمانه و تنبیهی برای نویسندگان هستند.
این اکوسیستمِ رو به گسترشِ سرکوب، خود را در توسعه پایگاه داده «نویسندگان در معرض خطر» سازمان پن آمریکا نشان میدهد که اکنون برای نخستین بار از مرز هزار پرونده عبور کرده است. اگرچه زندانی کردن همچنان مشهودترین شکل سرکوب است و بزرگترین دسته را در این پایگاه داده به خود اختصاص میدهد، اما تعداد رو به افزایش نویسندگانی که آواره یا مجبور به تبعید شدهاند، به خوبی میتواند نشاندهنده تحولی گستردهتر در تاکتیکهای سرکوب باشد؛ یعنی حذف فیزیکی صداها از حیات اجتماعی و عمومی کشورهایشان. نتیجه این رویکرد، شکلی از ساکت کردن است که به هیچ وجه کماثرتر از زندان نیست.
همزمان، نمایه و هویت افرادی که هدف قرار میگیرند نیز کماکان در حال تغییر است. تعداد تحلیلگران فضای مجازیِ زندانی از هشتاد نفر در سال ۲۰۱۹ به دویست و دوازده نفر در سال ۲۰۲۵ جهش یافته است که این امر، نقش محوری پلتفرمهای دیجیتال را در آزادی بیان و البته تلاشهای دولتها برای کنترل آن برجسته میکند. زندانی کردن پژوهشگران و دانشگاهیان نیز تنها در طول سال گذشته رشد شتابانی داشته و از شصت و هشت نفر در سال ۲۰۲۴ به هشتاد و یک نفر در سال ۲۰۲۵ رسیده است که نشاندهنده تهدیدهای فزاینده علیه آزادی آکادمیک در سراسر جهان است. این روندها فراتر از کشورهایی که بازداشتها در آنها رخ میدهد طنینانداز میشوند؛ آنها از یک فضای جهانی سخن میگویند که در آن، تفحص فکری و گفتمان عمومی به طور فزایندهای با تنش و خطر همراه شده است.
این تحولات در بستر درگیریهای مداوم و نوظهوری شکل میگیرند که در آنها، کنترلِ روایتها برای اِعمال قدرت امری حیاتی است. با عمیقتر شدن تنشهای ژئوپلیتیکی، احتمالاً فشارها بر نویسندگان تشدید خواهد شد؛ و این وضعیت نه تنها در کشورهایی که معمولاً با سرکوب شناخته میشوند، بلکه در مکانهایی رخ میدهد که نویسندگان—از جمله کسانی که از سرکوب گریخته بودند—پیش از این در آنجا امنیت بیشتری داشتند. به طور شایان توجهی، شاخص سال ۲۰۲۵ برای نخستین بار شامل ایالات متحده نیز میشود که در پی بازداشت «سامی حمدی» در بازداشتگاه مهاجرتی صورت گرفته است. این امر نشان میدهد که فرسایش آزادی بیان منحصر به بافتهای اقتدارگرا نیست؛ جایی که مدتهاست از آن به عنوان شاخص اصلی افول گستردهتر دموکراسی یاد میشود. در عوض، این پدیده، هرچند در قالبهایی متفاوت، در داخل کشورهای دموکراتیک و به ویژه در دوران تنشهای شدید سیاسی در حال ظهور است. اگرچه یک پرونده واحد، ایالات متحده را در زمره بزرگترین زندانکنندههای جهان قرار نمیدهد، اما این واقعیت که مرز چهارصد پرونده [نویسنده زندانی] به دلیل بازداشتی در آمریکا—که با اظهارنظرهای طرفدار فلسطین مرتبط بود—شکسته شد، یادآور تکاندهندهای است مبنی بر اینکه سرکوب آزادی بیان تهدیدی است که همه با آن مواجه هستند؛ و دقیقاً به همین دلیل است که همبستگی [بینالمللی] امری ضروری است.
پایداری سرکوب همچنین بر اهمیت ماندگار خودِ نویسندگان صحه میگذارد. افراد علیرغم خطرات موجود، همچنان به سخن گفتن، نوشتن و تصویرسازیِ آینده ادامه میدهند. آثار آنها روایتهای رسمی را به چالش میکشد، حافظه فرهنگی را حفظ میکند و بر ضرورت پاسخگویی پافشاری مینماید. این مسیرِ تاریک نیز غیرقابل تغییر نیست. آزادیهای به دست آمده در بلاروس و مصر در طول سال گذشته، هرچند محدود، نشان میدهد که توجه مداوم و حمایتهای هماهنگپیشه در طول سالیان متمادی نتیجهبخش خواهد بود. این موفقیتها پادزهری برای روندهای نگرانکننده مستندشده در این شاخص ارائه میدهند: اینکه فشار آوردن مؤثر است، ملوّن و مرئی نگه داشتن پروندهها اهمیت دارد، و همبستگی بینالمللی با نویسندگان زندانی و نویسندگان در معرض خطر میتواند تغییر ایجاد کند.
گلرخ ایرایی خطاب به انجمن قلم آمریکا: مینویسیم حتا اگر آزادیمان به بند کشیده شود

بیان دیدگاه