وقتی انسداد ساختاری، معیشت کارگران و بازنشستگان را به گروگان گرفته است!

اتحاد کارگران انقلابی ایران ||| طبقه ی کارگر ایران در کلیّتِ خود، -شاغل در بخش های مختلف، بازنشسته و بیکار- تنها با یک بحران رفاهی روبرو نیست، بلکه در مواجهه با یک انسداد ساختاری قرار گرفته که ریشه‌های آن در سیاست‌های کلان حاکمیت (جنگ، سرکوب و رانت‌خواری) نهفته است. همه چیز بیانگر این است که وضعیت «نه جنگ، نه صلح» و هزینه‌های هنگفت نظامی، مستقیماً از سفره‌ی بازنشسته و کارگر کسر می‌شود.

در حالی که تورم ناشی از فلاکت اقتصادی، تحریم و جنگ قیمت دارو را سیصد درصد افزایش داده، حاکمیت با تثبیت تعرفه‌های قدیمی، عملاً هزینه‌ی سیاست‌های جنگی خود را از جیب فرودست‌ترین لایه‌های جامعه تأمین می‌کند. در واقع الویت های کلان نظام اسلامی، مطالبات درمانی را از حوزه یک بحث فنی-بیمه ای خارج کرده و به مطالبه ای عمومی تبدیل کرده است.

فساد سیستماتیک در پروژه‌هایی نظیر بیمه ی طلایی، دیگر به عنوان یک ناکارآمدی مدیریتی دیده نمی‌شود، بلکه به مثابه‌ی غارتِ سازمان یافته تلقی می‌گردد. وقتی بازنشسته می‌بیند که حق بیمه‌ی او پیش از واریز به سفره‌اش، در مارپیچ نهادهای حکومتی و شرکت‌های پیمانکار رانتی ناپدید می‌شود، حق دارد نوک پیکان اعتراض را جدای از کارفرمای گریزان از عمل به تعهدات خود، به سمت حاکمیت هم بچرخاند.

در شرایطی که حاکمیت هزینه‌ی ماجراجویی‌های نظامی و بقای سیاسی خود را با کالایی‌سازی جانِ انسان‌ها تأمین می‌کند، اعتراض کارگر و بازنشسته به طور اجتناب‌ناپذیری سمت و سوی عمومی تری -نسبت به تنها مطالبات اخص- به خود خواهد گرفت.

اگر این ارزیابی درست باشد نیاز به سازماندهی مستقل، همراهی و همگرائی با دیگر بخش های مزد و حقوق بگیر، و صد البته دیگر جنبش های مدنی و اجتماعی بیش از پیش خود را به نمایش می گذارد.

جای پای جنگ و ناکارآمدی سیستم در حوزه ی سلامت!

اینترنت طبقاتی: گسست از سنت‌های تبعیض در تاریخ ایران

بیان دیدگاه