وضعیت معیشتی کنونی دیگر از مرحله «دغدغه» گذشته و به یک بحران عمیق ساختاری تبدیل شده است. واقعیت عریان این است که اعتبار ناچیز کالابرگها در برابر طوفان تورم، بیشتر به یک شوخی تلخ شبیه است تا حمایت اقتصادی؛ سیاستی که عملاً پشیزی از قدرت خرید از دست رفته مردم را جبران نمیکند و سفرهها را روز به روز کوچکتر و تهیتر کرده است.
سقوط آزاد قدرت خرید در چاه تورم: در حالی که قیمت مواد غذایی اساسی، گوشت، لبنیات و مسکن به صورت تصاعدی و روزانه بالا میرود، کمکهای دولتی مثل کالابرگ یا یارانهها به صورت قطرهچکانی و ایستا باقی ماندهاند؛ و طبقات کمدرآمد را به زیر خط بقا سوق داده است.
بیاثری وعدههای ترمیمی: ادعاهایی مانند افزایش ۵۰ درصدی رقم کالابرگ یا تزریق چند صد هزار تومان ناچیز به حساب دهکهای پایین، در مواجهه با واقعیت بازار و سقوط ارزش پول ملی، عملاً هیچ دردی را دوا نمیکند و فقط مسکنی برای سرپوش گذاشتن بر عمق فاجعه است.
.
فشار مضاعف بر دوش محرومان: اختلالات مداوم در سیستمهای توزیع، تاخیر در واریزها و بازیهای بوروکراتیک، حتی استفاده از همین منابع ناچیز را برای مردمی که کارد به استخوانشان رسیده، به یک روند فرسایشی و تحقیرآمیز تبدیل کرده است
https://t.me/diyareazadi
نظر شما در مورد این نوشته چیست؟