از مقاومت در زندان مرکزی کرج تا تاریخچه جنبش نه به اعدام در ایران دیکتاتور زده

خبرهای روز ||| اعتصاب غذای فعال صنفی معلمان، مسعود فرهیخته و زندانی سیاسی احمد راغب در اعتراض به صدور احکام زندان وارد سیزدهمین روز خود شده است. این دو زندانی خود در زندان مرکزی کرج در بازداشت بسر می برند.

سه روز پیش ده تن از فعالین سیاسی و صنفی طی بیانیه ای از آنان خواسته بودند که بیش از این جان خود را به خطر نیاندازند. عبدالفتاح سلطانی، سعید مدنی، علیرضا رجایی، کیوان صمیمی، هاشم خواستار، صدیقه مالکی‌فرد، جعفر عظیم زاده، احمدرضا حائری، آرش صادقی و عزیز قاسم زاده در بیانیه خود نوشتند: پیام بلند شما در اعتراض به اعدام ها و به خطر انداختن جان شریف خود با اعتصاب غذا، به گوش همه ی آزادگان و دلدادگان مسیر آزادی و عدالت رسیده است. نام بلند شما را کارگران زحمتکش در خیابان فریاد زدند، و تن شریف شما را سنگر جنبش خوانده‌اند. ملتمسانه از شما می خواهیم که به اعتصاب غذای خود پایان دهید. وجود ذی قیمت و شریف شما برای آینده ی روشن این سرزمین باید پاسداری شود. آن روز دیر نخواهد بود.

حرکت و مبارزه برای نفی مجازات اعدام در شصت سال گذشته از فراز و نشیب های زیادی برخوردار بوده است. در دهه های چهل و پنجاه شمسی برخی روشنفکران، حقوقدانان و فعالان سیاسی به صورت محدود به نقد خشونت سیستماتیک و احکام اعدام پرداختند.

در سال های ابتدائی دهه شصت گروهی از حقوقدانان و فعالان مستقل از درِ مخالفت با قانون قصاص در آمدند.

جنایت جمهوری اسلامی در کشتار زندانیان سیاسی در دهه ی شصت به یکی از تاریک ترین نقاط تاریخ معاصر مردم کشورمان تبدیل شد. سالهای پس از قتل عام هزاران زندانی سیاسی و دفن آنها در گورهای جمعی نقطه عطفی در شکل‌گیری اعتراضات جدی و آگاهی‌رسانی علیه اعدام شدند. خانواده‌های جان‌باختگان نخستین پایه‌های مقاومت مدنی در برابر استمرار این اعدام‌ها را بنا نهادند.

پس از افشای این جنایت جمهوری اسلامی اشکالی از انتقاد به صدور احکام فله ای اعدام بین بخش هائی از جناح های نزدیک به حاکمیت دیده می شد. در دوران موسوم به اصلاحات، چهره‌هایی چون عمادالدین باقی و دیگر پژوهشگران و فعالان حقوق بشر با انتشار کتاب‌ها و مقالاتی به چالش فقهی و حقوقی مجازات اعدام، به‌ویژه در حوزه قصاص و ارتداد، پرداختند و تلاش کردند از درون متون دینی نیز استدلال‌هایی در ردّ یا محدودسازی شدید اعدام ارائه کنند.

در همان دوره بود که پرونده محکومان به اعدام، به ویژه اعدام کودکان، به یک مسئله ملی و بین‌المللی تبدیل شد. انجمن دفاع از ازادی و حقوق بشر در ایران در آن زمان شکل گرفت. انجمنی که به مانند دیگر تشکل های زرد نزدیک به حاکمیت در دراز مدت خود به مانعی برای گسترش جنبش دادخواهی و جنبش نه به اعدام تبدیل شدند.

در سال‌های اخیر، مخالفت با اعدام از محافل روشنفکری و حقوقی خارج شده و به بدنه جامعه مدنی، خانواده‌های دادخواه و حتی درون زندان‌ها راه یافته است.

امروزه زندانیان سیاسی و عادی در بیش از شصت و شش زندان‌ کشور با راه‌اندازی کارزارهایی چون اعتصاب غذای هفتگی در روزهای سه‌شنبه، شکل تازه‌ای از مقاومت جمعی را علیه موج فزاینده اعدام‌ها سازماندهی کرده‌اند. این جنبش زندانیان با حمایت گسترده فعالان مدنی، صنفی و نهادهای حقوق بشری بیرون از زندان مواجه شده است. در مجموع، مبارزه با اعدام در ایران از انتقادهای حقوقیِ پراکنده در دهه‌های گذشته، به یک جنبش اجتماعی و مدنی پیوسته تبدیل شده است که هزینه‌های سنگینی را برای فعالان آن به همراه داشته، اما همچنان به عنوان یکی از مطالبات اصلی حقوق بشری در جامعه ایران مطرح است.

پنجشنبه بیست و سوم مهر هزار و چهارصد و پنج

تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در شصت و شش زندان مختلف

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟