اعتراضات جاری در فرانسه که از اواسط سپتامبر ۲۰۲۶ آغاز شده و تا امروز (یکشنبه، ۱۱ اکتبر ۲۰۲۶) به یک بحران سراسری تبدیل شده است، در ابتدا با محوریت نظام آموزشی و توسط دانشآموزان دبیرستانی کلید خورد ، اما اکنون به بخشهای دیگر جامعه از جمله کارکنان بخش عمومی، معلمان و دانشگاهیان سرایت کرده است .
این جنبش اعتراضی بزرگ که در پاسخ به سیاستهای ریاضتی و کاهش بودجههای عمومی شکل گرفته، جامعه فرانسه را به شدت دوقطبی کرده است
نقش اتحادیههای کارگری و جریانات چپ
اتحادیههای کارگری و احزاب چپ نقشی حیاتی در تغییر ماهیت این اعتراضات از یک «شورش دانشآموزی» به یک «جنبش سیاسی-اقتصادی سراسری» ایفا میکنند
۱. اتحادیههای کارگری: سازماندهی اعتصابات و پیوند مبارزات
اتحادیههای بزرگ کارگری فرانسه، از جمله کنفدراسیون عمومی کار (CGT) به رهبری سوفی بینه، فدراسیون سندیکایی متحد (FSU)، و سولیدر (Solidaire) به طور رسمی وارد میدان شدهاند
بسیج و فراخوان اعتصاب: این اتحادیهها با سازماندهی روزهای اقدام ملی (مانند تجمعات بزرگ در میدان باستیل پاریس) صدها هزار نفر را برعلیه سیاست های ریاضتی به خیابانها آورده اند .
.
پیوند مطالبات: آنها توانستهاند مطالبات آموزشی دانشآموزان را به مسائل کلانتر طبقه کارگر، یعنی افزایش دستمزدها، تقویت خدمات عمومی (بهداشت و آموزش) و مقابله با تورم و هزینههای زندگی پیوند بزنند .
برنامهریزی برای آینده: اتحادیهها هدف خود را تداوم فشار بر دولت ضعیفِ نخستوزیر سباستین لکورنو قرار دادهاند و برای روزهای آینده (از جمله سهشنبه پیشرو) فراخوانهای اعتصابی جدیدی صادر کردهاند .
۲. احزاب چپ: مشروعیتبخشی سیاسی و تهاجم به دولت
جناح چپ فرانسه به رهبری ژان-لوک ملانشون (رهبر حزب فرانسه تسلیمناپذیر – LFI) به عنوان حامی اصلی سیاسی این جنبش عمل میکند
باستیل دوباره فتح شد: ملانشون با ستایش از ایستادگی جوانان، این حرکت را قدرتمندترین جنبش اعتراضی کشور از زمان تحولات تاریخی سال ۱۹۶۸ نامیده و اعلام کرده که دانشآموزان «باستیل را دوباره تصرف کردهاند»
فشار بر مکرون و بودجه: با توجه به اینکه دولت مکرون در ماههای پایانی خود به شدت نامحبوب است و با بحران شدید کسری بودجه (۵.۴ درصد تولید ناخالص داخلی) دستوپنجه نرم میکند ، چپها از این تظاهرات به عنوان ابزاری برای به بنبست کشاندن لوایح ریاضتی دولت در پارلمان استفاده میکنند .
نظر شما در مورد این نوشته چیست؟