بازار اوراق قرضه خزانهداری ایالات متحده که به عنوان عمیقترین، نقدشوندهترین و امنترین بازار مالی جهان شناخته میشود، در حال تجربه یک زلزله ساختاری و بیسابقه است. آمارهای رسمی وزارت خزانهداری آمریکا «تی آی سی» در سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که یک طنابکشی بزرگ و مخفیانه میان «دولتها» و «سرمایهگذاران خصوصی» شکل گرفته؛ طنابکشی عجیبی که در آن، بخش خصوصی با قاطعیت برنده میدان شده است. اما این جابجایی بزرگ مالکیت، چرا یک خطر ساختاری برای اقتصاد جهان به شمار میرود؟
جابجایی بزرگ: خروج دولتها، ورود صندوقهای ریسکپذیر
برای نخستینبار در تاریخ مدرن، حجم اوراق قرضه آمریکا در دست بخش خصوصی خارجی (شامل صندوقهای پوشش ریسک، بانکهای تجاری و موسسات مدیریت دارایی) به مرز بیسابقه هفت تریلیون دلار نزدیک شده است. این در حالی است که داراییهای بخش رسمی و دولتی (بانکهای مرکزی جهان) در محدوده سه ممیز نُه تریلیون دلار قفل شده یا در حال ریزش است.
این جابجایی به زبان ساده یعنیدولتهای خارجی دیگر تمایلی به تأمین مالی بدهیهای آمریکا ندارند و جای خود را به دلالان و نوسانگیران والاستریت و لندن دادهاند.
دلایل این جابجایی ساختاری چیست؟
ترکیب بحرانهای ژئوپولیتیک و متغیرهای کلان اقتصادی، این ترانسفر بزرگ سرمایه را رقم زده است.
الف: تورم چسبنده و نرخ بهره جذاب. تورم بالا در آمریکا فدرال رزرو را مجبور کرده تا نرخ بهره را در سطوح بالای چهار و نیم تا پنج درصد قفل کند. این نرخ سود بالا برای بانکهای مرکزی (که اوراق قدیمی با سود پایین دارند) یک ضرر است، اما برای صندوقهای خصوصی یک فرصت طلایی برای کسب سود تضمینی کلان به شمار میرود.
ب: ترس از جنگ تجاری و سلاحسازی از دلار. سیاستهای حمایتی گمرکی و تعرفههای سنگین آمریکا، در کنار درسهایی که بانکهای مرکزی از مسدود شدن داراییهای ارزی روسیه گرفتند، روند دلارزدایی سیستماتیک را شتاب داده است. بلوک شرق (به ویژه چین) و متحدان خاورمیانهای، اکنون مازاد درآمد خود را به جای خرید اوراق آمریکا، مستقیماً وارد بازار طلا میکنند.
پ: پناهگاه امنِ ناشی از جنگ اروپا و خاورمیانه. با افزایش خطر گسترش رویارویی روسیه و ناتو بر سر اوکراین و همچنین تنشهای مداوم در خاورمیانه، سرمایهگذاران خصوصی اروپایی برای نجات اصل سرمایه خود از سقوط یورو، پولهای خود را از طریق هابهای مالی لندن و بلژیک به اوراق دلاری آمریکا تبدیل میکنند.
خطر عظیمی که در این جابجایی نهفته است
کارشناسان ارشد اقتصادی هشدار میدهند که این جابجایی قدرت، بازار بدهی تریلیون دلاری آمریکا را به شدت آسیبپذیر، شکننده و غیرقابلپیشبینی کرده است. چرا؟
یک: بانکهای مرکزی، خریداران «وفادار و بلندمدت» بودند. دولتها اوراق را برای دههها نگه میداشتند و حتی در بدترین بحرانهای سیاسی یا اقتصادی، دست به فروشهای ناگهانی نمیزدند. آنها به بازار بدهی آمریکا «ثبات» تزریق میکردند.
دو: بخش خصوصی، خریداران «بیثبات و حساس به ثانیه» هستند. صندوقهای پوشش ریسک خصوصی صرفاً بر اساس سود روزانه تصمیم میگیرند. آنها به هیچ وجه به ثبات اقتصادی آمریکا متعهد نیستند. اگر فردا نرخ بهره آمریکا اندکی کاهش یابد یا محرک ژئوپولیتیک جدیدی رخ دهد، این صندوقها ممکن است در عرض چند ساعت، صدها میلیارد دلار اوراق را در بازار تخلیه کنند.
نتیجهگیری: بازار در انتظار یک جرقه
کل بدهی ملی ایالات متحده اکنون از چهل تریلیون دلار عبور کرده است. اتکای روزافزون واشنگتن به خریداران خصوصی و نوسانگیر به این معناست که خزانهداری آمریکا اکنون روی یک بشکه باروت قرار دارد. یک موج فروش هماهنگ و ناگهانی از سوی صندوقهای خصوصی، میتواند منجر به جهش بیسابقه نرخ سود، سقوط ارزش اوراق و در نهایت، یک بحران نقدینگی زنجیرهای در کل سیستم مالی جهان شود؛ بحرانی که اینبار فدرال رزرو نیز ابزارهای محدودی برای مهار آن خواهد داشت.

بیان دیدگاه