کالابرگ، برگ ننگی است تحفه ی دولت!

خبرهای روز ||| بازنشسته دیگر رمقی ندارد. امید به یک زندگی معمولی برای بازنشسته، یک امیدِ بی سرانجام است. فریادها، و سالها اعتراضِ‌ بازنشستگان، و اینهمه سختی و مرارت که در زندگی دارند، برای بالایی‌ها اهمیتی ندارد که اگر داشت، ذره‌ای به وعده‌هایشان عمل می‌کردند.

کار را برای بازنشسته به جائی رسانده اند که آنها براساس فرمولِ یک مو هم که از خرس بکنی، غنیمت است، عمل می کنند. با کالابرگ یک میلیون تومانی نمی شود نصف یک قوطی روغنِ نباتی هم خرید. چند بار قول دادند مبلغ کالابرگ را دوبرابر می‌کنند؛ اما چه شد؟ به این وعده عمل نکردند که هیچ، حتی محلی برای تامین اعتبار کالابرگ نداشتند.

تقریباً همه‌ی فروشگاه‌های کوچکی که با کالابرگ به مردم کالا می‌دادند، را در مرز ورشکستگی قرار داده اند. دولت خیلی با تاخیر طلب‌های کالابرگ را با این مغازه‌ها تسویه می‌کند. بخش بزرگی از این فروشگاه ها در ماه گذشته اعلام کردند که دیگر از طرح کالابرگ خارج شده‌اند. بازنشسته می گوید کالابرگِ دولت فقط طبل توخالی بود؛ کلی تبلیغ کردند اما آخرسر هیچ چیز دست ما را نگرفت.

زندگی معمولی پیشکش، روزی سه وعده غذای ساده هم از طبقات فقیر دریغ شده است، سفره‌های مردم خالی‌ست اما ثروت ملی در دست یک درصدی‌هاست و حتی ده درصد آن برای معیشت هزینه نمی‌شود.

بیان دیدگاه