اتحاد کارگران انقلابی ایران ||| رسانههای امریکائی در گزارشهای خود جمهوری اسلامی را عامل شروع مجدد درگیری ها دانسته و سعی در توضیح علل حمله نیروهای امریکائی به ایران می کنند. این رسانهها به نقل از سنتکام نوشتند که حملات آمریکا پس از آن صورت گرفت که نیروهای ایرانی به سه نفتکش در تنگه هرمز شلیک کرده و یا به آنها صدمه زدند. کاخ سفید بلافاصله مجوز توافق موقتی که به ایران اجازه فروش آزادانه نفت به دلار را میداد، باطل کرد. بر اساس روایت آنها، ایران در پاسخ، مواضع و پایگاههای ایالات متحده در بحرین و کویت را هدف حملات موشکی و پهپادی قرار داد و اعلام کرد که کنترل تنگه هرمز را واگذار نخواهد کرد.

برخلاف رسانههای آمریکایی که بیشتر بر توجیه مشروعیت پاسخ به اقدامات ایران و تبلیغ روایت کاخ سفید تمرکز داشتند، رسانههای اروپایی نگاهی نگرانتر نسبت به پیامدهای این درگیری بر قاره اروپا را بازتاب دادند. رسانههای اقتصادی اروپا با اشاره به افزایش فوری قیمت نفت خام برنت، ابراز نگرانی کردهاند که بسته شدن مجدد تنگه هرمز و لغو معافیتهای فروش نفت ایران توسط دولت ترامپ، موج جدیدی از تورم انرژی را به اروپا تحمیل کند. یکی از برجستهترین حواشی پوشش داده شده در گاردین اظهارات دونالد ترامپ در بدو ورود به اجلاس ناتو در آنکارا بود. ترامپ از کشورهای اروپایی، مانند ایتالیا، آلمان و فرانسه، به دلیل عدم حمایت مستقیم نظامی از آمریکا در جنگ با ایران بهشدت انتقاد کرد؛ موضوعی که با واکنش دبیرکل ناتو و دفاع وی از مواضع اروپا همراه شد. رسانههای اروپایی هم چنین هشدار میدهند که مصرف گسترده موشکهای بالستیک و پدافندی آمریکا، نظیر پاتریوت و توماهاک، در درگیریهای ایران، انبار تسلیحاتی واشنگتن را خالی کرده و این خالی شدن انبار، توانایی آمریکا برای حمایت از اروپا و اوکراین در برابر روسیه را به خطر انداخته است.
تاکید تمام رسانههای داخلی در جمهوری اسلامی بر این نکته است که حملات موشکی ایران به پایگاههای آمریکا در بحرین و کویت، یک پاسخ متقابل و دفاع مشروع در برابر بمباران مواضع سپاه توسط آمریکا بوده است. به گفته ی این رسانهها اقدام واشنگتن در لغو یکجانبه معافیتهای نفتی و نقض توافق موقت، عامل اصلی بازگشت تنشهاست و آمریکا باید عواقب به خطر افتادن امنیت انرژی در تنگه هرمز را بپذیرد. همزمان رسانههای نظامی ایران، ادعای سنتکام مبنی بر حمله ی پیشدستانه ی ایران به نفتکشهای قطری و سعودی را ردّ کرده و آن را سناریوسازی هالیوودی برای توجیه تجاوز شب گذشته آمریکا خواندند.
تثبیت کنترل بر تنگه ی هرمز به موضوع اصلی درگیری بین جمهوری اسلامی و امریکا تبدیل شده است. در سه هفته ی گذشته ی پس از امضای تفاهم نامه توسط مقامات جمهوری اسلامی و امریکا، شاهد تحرکات امریکائی ها برای دستیابی به گذرگاهی که کنترل جمهوری اسلامی را در خود نداشته باشد، بوده ایم. ابتدا با فشار بر عمان در پی آن برآمدند که کنترل مسیری را در نزدیکی آبهای آن کشور در اختیار بگیرند. امری که با مخالفت جدّی جمهوری اسلامی روبرو شد. پس از آن اعلام کردند که کشتی ها می توانند با حمایت نیروهای نظامی امریکا از گذرگاهی در میانه ی تنگه هرمز عبور کنند، که این را هم با مخالفت جمهوری اسلامی بدست نیاوردند. در ادامه ی این سیاست است که این بار آنها در پیِ آن برآمدند که مراسم جنازه گردانی خامنه ای و تبلیغات گسترده حول آن در جمهوری اسلامی را، به فرصتی برای اعمال خزنده ی کنترل امریکا بر تنگه هرمز تبدیل کنند تا بتوانند آن را به عنوان پیروزی ترامپ و کنترل تنگه هرمز به وسیله آنها در افکار عمومی بفروشند.
در واقع به خاطر اهمیت حیاتی عبور حدود بیست درصد از نفت و گاز و کود و کالاهای دیگر جهان از تنگه هرمز و تاثیر مستقیم آن بر اقتصاد جهانی، این آبراه به خط مقدّمِ رویاروئی جمهوری اسلامی و امریکا تبدیل شده است. تثبیت کنترل ایران بر تنگه هرمز علاوه بر عوایدی که از نظر اقتصادی نصیب ایران می کند، با بالا بردن تاب آوری اقتصادی، تحریم های آمریکا را هم کم اثرتر می سازد و از این طریق گام مهمی در تغییر توازن قوا در خاورمیانه به ضرر آمریکا و اسرائیل و پایه ای برای شکل گیری ائتلاف های منطقه ای جدید با حضور ایران و نفوذ چین و روسیه فراهم می کند. حملات دوره ای امریکا به بهانه نقض توافق فعلا با تمرکز بر جنوب کشور صورت می گیرد که مراکز عمده پایگاههای مرتبط با کنترل تنگه هرمز هستند. این حملات با هدف از میان برداشتن دورنمای تغییر توازن قوا در منطقه به ضرر اسرائیل صورت می گیرد. برای حفظ برتری اسرائیل در خاورمیانه ایران باید با بمب های آمریکایی ویران شود. از آنجا که فعلا زرادخانه موشکی آمریکا بشدّت تقلیل یافته، جنگ مداوم هم با کمک تفاهمنامه ای که با میانجیگری پاکستان به دست آمده به رویارویی های موردی و موضعی تبدیل شده است.
بازگشت به درگیری در خلیج فارس با آمریکا، مستقل از سهم دو طرف، تضعیف بیشتر احتمال دستیابی به توافق هسته ای در فرصت دو ماهه بر پایه تفاهمنامه دو کشور، عملا همسوی سیاست افراطیونی است که در تهران نعره جنگ جنگ تا پیروزی سرمی دهند.
بیان دیدگاه