یادداشت هژیر پلاسچی ساکن آلمان

از خبرهای خوب این روزها یکی هم کیک شدن نرگس اسکندری، شهردار ایرانی فرانکفورت است که در تمام این مدت با عنوان «چپ سابق» و زندانی سیاسی دهه‌ی شصت و نمادی از موفقیت رنج‌کشیدگان سال‌های سرکوب خودش را قاچاق کرد، اما در واقع تا آنجا که می‌توانست هم در دوران نسل‌کشی غزه و هم در دوران تجاوز امپریالیستی-صهیونیستی به ایران در کنار تاول صهیونیستی منطقه ایستاد و هم یکی-دو هفته پیش ویدئویی منتشر کرد برای اعلام بیعت با بچه‌ی لوزر شاه.

از دیگر دسته‌گل‌های مادام شهردار تلاش برای ممنوع کردن کنسرت راجر واترز در فرانکفورت بود. البته حزب سبزهای آلمان به اندازه‌ی کافی در کارنامه‌ی خودش کثافت و لجن دارد. از مشارکت در حمله‌ی ناتو به یوگوسلاوی تا مشارکت در اشغال افغانستان و حمایت عملی از نسل‌کشی در غزه!

اما آش آنقدر شور شده که کمیسیونی هفده نفره از اعضای این حزب تصمیم به برکناری شهردار صهیو-رضاطلب فرانکفورت گرفته و در جلسه‌ی عمومی صد و پنجاه نفر به این تصمیم رای مثبت داده‌اند، در حالی که تنها هیجده نفر مخالف این برکناری بوده‌اند و شش نفر رای ممتنع داده‌اند.


شاید جذاب باشد بدانیم همسر نرگس اسکندری، کورت گرونبرگ یک صهیونیست تمام‌وقت است. او در حالی که برای دفاع از همسر خودش پشت تریبون قرار گرفته و بیش از وقت مقرر صحبت کرده است، تذکر مدیران جلسه در این مورد را مصداقی برای «یهودستیزی» توصیف کرده. خود نرگس اسکندری هم با داد و قال این را فاجعه‌بار خوانده که یک «مرد سفیدپوست» جایگزین «تنها زن با پیشینه‌ی مهاجرتی» شده است.

هیات‌مدیره‌ی جامعه‌ی یهودیان فرانکفورت، که کورت گرونبرگ عضو آن است نیز در واکنش به این برکناری با صدور بیانیه‌ای اعلام کرده: «ما به‌عنوان اعضای هیات‌مدیره، همیشه او [اسکندری] را به‌عنوان یک فرد رابط قابل اعتماد و یک دوست خوب تجربه کرده‌ایم. به‌خصوص با توجه به یهودستیزی شایع در رابطه با اسرائیل، او همواره در کنار جامعه‌ی یهودی ما، و همچنین در کنار دولت یهود ایستاده است. تعهد او به همزیستی محترمانه و فداکاری او برای حقوق اقلیت‌ها شایسته‌ی تقدیر و حمایت است، نه مجازات سیاسی».

توصیف دولت اسرائیل به‌عنوان «دولت یهود» البته تله‌ی شناخته‌شده‌ای است برای متهم کردن مخالفان دولت اسرائیل به «یهودستیزی»، حتا اگر این مخالفان خودشان یهودی یا حتا اسرائیلی باشند. چنین است که بساط کاسبی با ستم، سیمای پلید خودش را آشکار می‌کند.

آنجا که یک کارگزار ستمگرانه‌ترین رویکردها، از «زن بودن»، «مهاجر-خارجی بودن» و «یهودی بودن» برای کسب جایگاه و حفظ آن استفاده می‌کند و از همین جایگاه بر مسند حمایت از نسل‌کشی، تجاوز نظامی و فاشیسم تکیه می‌زند.

این البته توامان به‌معنای انکار و سواستفاده از رنج معاصر یا تاریخی میلیون‌ها زن، مهاجر، خارجی و یهودی است. خلع اسکندری از مقام خودش در شهرداری فرانکفورت به‌عنوان مسئول امور مهاجران و تنوع فرهنگی بدون شک امری مبارک است. خلع فاشیست‌ها مبارک است. حالا برود با رضا متحدتر شود. به یاد بیاوریم که درون حزب سوسیال‌دموکرات آلمان و مشابه ان آن در کشورهای دیگر هم چنین موجوداتی وجود دارند و باید امیدوار بود و تلاش کرد پاسخگوی همدستی خودشان در جنایت جنگی و برآمدن فاشیسم شوند.

بیان دیدگاه