نمایش و اقتدار: تاملی بر کارکرد سیاسی تشییع رهبران

علیرضا کفایی ||| تشییع جنازه رهبران سیاسی، صرفاً آیینی برای بدرقه یک فرد نیست؛ بلکه صحنه‌ای است که در آن، قدرت می‌کوشد روایت خود از مشروعیت و اقتدار را بازآفرینی کند. از این منظر، خیابان‌ها، جمعیت‌ها، پرچم‌ها و شعارها، تنها عناصر یک مراسم سوگواری نیستند، بلکه اجزای نمایشی هستند که به تعبیر جامعه‌شناسان سیاسی، بازتولید نمادین قدرت را ممکن می‌سازند.
قدرت سیاسی، به‌ویژه در نظام‌های ایدئولوژیک، بیش از آنکه بر ابزارهای سخت متکی باشد، نیازمند نمایش مستمر اقتدار است. این نمایش، به جامعه و جهان خارج پیام می‌دهد که نظم سیاسی همچنان پابرجاست، وفاداری عمومی وجود دارد و بحران جانشینی یا مشروعیت، کنترل شده است.

البته حضور گسترده مردم در چنین مراسمی را نمی‌توان به یک عامل واحد فروکاست. احساسات دینی، تعلّقات ملّی، احترام تاریخی، کنجکاوی اجتماعی و حتی انگیزه‌های سیاسی، همگی می‌توانند در شکل‌گیری این حضور نقش داشته باشند. اما آنچه اهمیت دارد، نحوه تبدیل این حضور متکثر به یک روایت رسمی و یکدست از اقتدار است؛ روایتی که هرگونه تکثر و اختلاف را در زیر سایه وحدت نمادین پنهان می‌کند.

اندیشمندانی چون هانا آرنت، بر این باور بودند که قدرت، بدون پذیرش و مشارکت جمعی دوام نمی‌آورد، اما حکومت‌های ایدئولوژیک همواره می‌کوشند مرز میان رضایت واقعی و نمایش سیاسی را کمرنگ سازند. در چنین وضعیتی، آیین‌های جمعی به ابزاری برای بازنمایی انسجام و تثبیت هژمونی بدل می‌شوند.

تاریخ نیز نشان داده است که شکوه یک تشییع، الزاماً ضامن تداوم همان میزان از اقتدار سیاسی نیست. بسیاری از رهبران جهان، تشییعی عظیم داشته‌اند، اما نظام‌های سیاسی پس از آنان با چالش‌های جدی مشروعیت و کارآمدی روبه‌رو شده‌اند. اقتدار پایدار، نه در نمایش‌های بزرگ، بلکه در رضایت عمومی، عدالت، آزادی و توانایی پاسخگویی به مطالبات جامعه ریشه دارد.
از این رو، تشییع رهبران را باید هم به مثابه یک آیین انسانی و عاطفی نگریست و هم به عنوان رخدادی سیاسی که در آن، قدرت می‌کوشد خود را بازنمایی و بازتولید کند. فاصله میان «نمایش اقتدار» و «اقتدار واقعی»، همان پرسشی است که هر جامعه‌ای باید با صداقت و خرد جمعی به آن پاسخ دهد.

بیان دیدگاه