
اول گوشت از سفرهها رفت.
بعد مرغ و ماهی کمتر شد.
بعد تخممرغ گران شد.
حالا نوبت شیر، ماست، پنیر و لبنیات رسیده است.
کارگر و بازنشستهای که زمانی حداقل میتوانست برای خانوادهاش لبنیات تهیه کند، امروز باید بین پرداخت اجاره، خرید دارو، قبضها و تهیه مواد غذایی یکی را انتخاب کند.
میگویند سرانه مصرف لبنیات در ایران به حدود ۵۰ کیلوگرم رسیده، در حالی که میانگین جهانی چندین برابر این رقم است.
این فقط یک آمار نیست؛
این یعنی میلیونها نفر دیگر توان خرید حداقلهای تغذیه را ندارند.
سالها گفتند گوشت نخورید، مرغ بخورید.
مرغ گران شد، گفتند تخممرغ بخورید.
تخممرغ هم گران شد.
حالا لبنیات هم از سفرهها در حال حذف شدن است.
سؤال اینجاست:
بعد از لبنیات چه چیزی باقی میماند که هنوز لوکس نشده باشد؟
وقتی حقوق یک کارگر حتی به نیمه ماه نمیرسد، وقتی قیمتها هر روز بالا میرود و دستمزدها جا میمانند، دیگر صحبت از «سبد غذایی» نیست؛
صحبت از بقاست.
جامعهای که در آن شیر و پنیر برای بخشی از مردم آرزو شود، درگیر یک بحران عادی اقتصادی نیست؛
درگیر فروپاشی تدریجی معیشت است.
و دردناکتر از همه این است که مردم هر روز فقیرتر میشوند، اما مسئولان هر روز بیشتر وانمود میکنند که همه چیز عادی است.
بیان دیدگاه