در جنگ شیخ و شاه، فقط زخم سهمِ ماست – تیر از دوسوی میرود، امّا نشان یکی ست

خبرهای روز ||| پس از بیش از ده روز اعتراضات مردمی برای مطالبه معیشت، کرامت، آزادی و عدالت، موج سواران وارد شدند. حضور میلیونی و همزمان مردم در بیش از یکصد و پنجاه شهر نه تنها جنایتکاران جمهوری اسلامی را به وحشت انداخته بود، بلکه قافیه را برای اپوزیسیون راست هم تنگ کرد. پس فراخوان صادر کردند که ما می آئیم. اسرائیلی ها و امریکائی ها فراخوان را باد زدند که نترسید اگر شما را کشتند ما می آئیم و شما را نجات می دهیم.

ماشین جنگی جمهوری اسلامی که از قبل نیروهای خود را آماده باش داده بود، دستاویزی بهتر از این برای شلیک مستقیم به سوی مردم پیدا نکرد. تیربارها آتش گشودند و جوانان را به خاک و خون کشیدند. جمهوری اسلامی فراخوان دهنده گان موج سوار را و فراخوان دهنده گان جمهوری جنایتکار اسلامی را مقصر نامیدند. آنچه که باقی ماند پیکر دهها هزار جان باخته، صدها هزار زخمی و خیل بیشمار بازداشت شده گان. جنگ رسانه ای صاحبان ثروت و سرمایه در دو سو بالا گرفت، و مردم به محاق فراموشی سپرده شدند.

جنبش دانشجوئی امّا، آگاه به چرائی دخالت گری امریکا و اسرائیل در سرنوشت مردم ما، و مرزبندی با حامیانِ در سودایِ قدرت این دولتها، و بدون هیچ توهمی نسبت به جنایتکار بودنِ جمهوری مردم کَشِ اسلامی، از دل آتش و خون راه خود را ادامه می دهد.  


جانباختن محمد عبدی دانشجو در اعتراضات دی ماه. جاویدنام محمد عبدی، ۲۱ ساله و دانشجوی رشته اقتصاد، روز ۱۸ دی‌ماه در شهر مشهد با شلیک مستقیم گلوله جنگی به ناحیه سر جان خود را از دست داد.


کامران علیزاده دانشجو در اعتراضات دی ماه جانباخت. جاویدنام کامران علیزاده، ۱۸ ساله و دانشجوی ترم اول مهندسی مکانیک، اهل قوچان و ساکن مشهد، بر اثر اصابت تیر جنگی، در بلوار هفت‌تیر مشهد کشته شد.


امیرحسین گودرزی به قتل رسید. جاویدنام امیرحسین گودرزی، دانشجو رشته برق دانشگاه آزاد اراک به دست سرکوبگران جمهوری‌اسلامی به قتل رسید.


جانباختن دیاکو سخایی دانشجو در اعتراضات دی ماه. جاویدنام دیاکو سخایی، ۳۶ ساله و دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد رشته حقوق جزا، شامگاه ۱۹ دی‌ماه در محله الهیه کرمانشاه پس از تعقیب توسط ماموران حکومتی هدف حمله نیروهای لباس‌شخصی قرار گرفت. به گزارش منابع محلی، او در میان شلوغی خیابان با شلیک گلوله جنگی به‌شدت مجروح شد. خانواده‌اش پس از جست‌وجو موفق به یافتن او شدند، اما دیاکو سخایی جان خود را از دست داده بود.


فوت مشکوک دو دانشجوی نخبه پزشکی تهران؛ فرهاد سالاری و عرفان طاهرخانی در خوابگاه درگذشتند. فرهاد سالاری (رتبه ۵۷ کنکور پزشکی) و عرفان طاهرخانی (رتبه ۵۵)، دانشجویان ورودی ۱۴۰۰ دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران، شامگاه گذشته ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ به‌طرزی مشکوک در خوابگاه کوی دانشگاه درگذشتند. پیکر این دو نخبه پس از حدود ۲۰ ساعت در اتاق‌هایشان کشف شد. دوستان و دانشجویان احتمال خودکشی را رد می‌کنند.


بازداشت محمدحسین طالبی دانشجو در خیزش دی ماه. محمدحسین طالبی، دانشجوی رشته حقوق دانشگاه آزاد آمل در جریان اعتراضات ۱۴۰۴ بازداشت شده است و تاکنون خبری از وی در دست نیست. او پیش‌تر در جریان اعتراضات زن، زندگی، آزادی در ۱۴۰۱ در شهر آمل دستگیر شد و بیش از یک ماه بازداشت بود.


احمدرضا افشاری‌نژاد دانشجو در  اعتراضات دی ماه بازداشت شد. احمدرضا افشاری‌نژاد، دانشجوی ترم آخر دانشگاه هنرهای اسلامی تبریز و اهل شهرستان تکاب، در روز جمعه ۱۹ دی‌ماه، هنگام خروج از محل کار خود در محدوده بازار تبریز بازداشت شد. او در حال حاضر در زندان تبریز است.


بازداشت دو دانشجو علی آلبوحلاف و حسین عوده. علی آلبوحلاف و حسین عوده، دو دانشجوی آبادانی رشته‌ی میکروبیولوژی دانشگاه آزاد ورامین از ۱۸ دی ماه در بازداشت به سر می‌برند. حسین عوده از بیماری دیابت رنج می‌برد و ملزم به مصرف دارو می‌باشد.


بازداشت یک دانشجو. پدرام علمداری دانشجوی فیزیک دانشگاه تبریز و سردبیر نشریه‌ی دانشجویی توقیف‌شده‌ی یول، عصر یکشنبه دوازدهم بهمن‌ ماه توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصی‌اش بازداشت شده است. گوشی و لپ‌تاپ این دانشجو نیز توقیف شده و تا این لحظه از اتهام وی اطلاعی در دست نیست.


بازداشت دو تن از اساتید دانشگاه پارس. بنابر گزارش یکی از کانال های تلگرامی دانشجویی، بهزاد صحتی، پژوهشگر هنر و دارنده دکترا از دانشگاه تهران به همراه همسرش لعیا جابیک فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد هنر و کارشناسی معماری روز ششم بهمن در منزل شخصی خود بازداشت شده‌اند. لعیا جابیک به بیماری ام‌اس مبتلاست و به‌طور مداوم به دارو و مراقبت پزشکی نیاز دارد. قطع دسترسی او به خدمات درمانی در دوران بازداشت، موجب بروز نگرانی‌های جدی درباره وضعیت جسمی و سلامت او شده است. تا زمان انتشار این خبر، هیچ‌گونه اطلاع رسمی درباره نهاد بازداشت‌کننده، اتهامات مطرح‌شده یا محل نگهداری این زوج اعلام نشده است.


حمایت بیش از ۱۰۰۰ دانشجو از مهدی کوهساری. بیش از هزار نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تبریز ، با امضای طوماری خواستار  تسریع فوری روند دادرسی، رعایت کامل حقوق قانونی این دانشجو و خاتمه‌ی هرچه سریعتر  بازداشت وی شدند.


تحریم امتحانات پایان‌ترم توسط دانشجویان دانشکده داروسازی تبریز. امروز ۱۱ بهمن ماه، دانشجویان دانشکده داروسازی تبریز ضمن حضور در دانشکده، از شرکت در امتحانات پایان‌ترم خودداری کردند. دانشجویان همچنین خواستار آزادی دانشجویان بازداشتی از جمله مهدی کوهساری، دانشجوی سال چهارم پزشکی شدند.


بیانیه جمعی از دانشجویان دانشگاه گیلان در اعتراض به مجازی‌سازی آموزش. ما دانشجویان دانشگاه گیلان، در میانه‌ی روزگاری ایستاده‌ایم که هنوز صدای سوگ از گلویش نیفتاده، هنوز نام‌ها در حافظه‌ها تازه است، هنوز اندوه، جمعی و زنده است. در چنین زمانی، تصمیم به مجازی‌کردن دانشگاه، فقط جابه‌جایی یک «شیوه‌ی آموزش» نیست؛ خاموش‌کردن چراغ آخرین پناهِ باهم‌بودن است. ما می‌بینیم که چگونه مجازی‌سازی، پیوندها را سست می‌کند، جمع‌ها را می‌شکند، و دانشگاه را از یک نهاد زنده به یک سامانه‌ی بی‌روح تقلیل می‌دهد. این تصمیم، هر نامی که بر آن بگذارید، در عمل یعنی پراکندن ما از یکدیگر در زمانی که بیش از همیشه به هم نیاز داریم. فاجعه‌ی آموزش مجازی فقط در قطع و وصل اینترنت یا خستگی چشم‌ها خلاصه نمی‌شود؛ فاجعه در خاموش‌ شدن تدریجیِ عمق یادگیری‌ست. دانش، در خلأ رشد نمی‌کند؛ در نگاه‌های ردوبدل‌ شده، در مکث‌های میان پرسش و پاسخ، در حرارتِ گفت‌وگوی زنده جان می‌گیرد. وقتی کلاس به تصویرهای بی‌صدا تقلیل می‌یابد، یادگیری از تجربه به مصرف محتوا سقوط می‌کند. خشم ما از جنس غوغا نیست؛ از دل سوگی می‌آید که مجال بروز ندارد. از گلویی می‌آید که میان بغض و سکوت معلق مانده است. ما فریاد می‌زنیم چون نمی‌خواهیم اندوه‌مان هم قرنطینه شود. ما حق داریم کنار هم باشیم. اگر دانشگاه را از حضور تهی کنید، فقط ساختمان و سرور باقی می‌مانَد. دانشگاه بدون جمع، بدون همدلی، بدون امکان سوگواری و گفت‌وگو، نامی‌ست بی‌مسما. این یک اعتراض صرفاً آموزشی نیست؛ دفاع از کرامت زیست جمعی ماست. دانشگاه را به تبعیدگاهِ تنهایی تبدیل نکنید. سوگ را خاموش نکنید. دانشگاه را از نفس نیندازید.


تجمع دانشجویان علوم پزشکی شیراز. روز یکشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۴، دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز در اعتراض به بازداشت کادر درمان و همچنین مرگ مشکوک دو دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی تهران دست به تجمع اعتراضی زدند.


تداوم و گسترش تحریم امتحانات. بنابر گزارش صنف مستقل بهشتی، دانشجوهای دانشگاه‌های ذیل در اعتراض به سرکوب و کشتار مردم، تحریم امتحانات را اعلام نمودند:

١.دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

٢. دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

٣.دانشکده تغذیه دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

٤.دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

٥.دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

٦.دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

٧.دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

٨.دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور

٩.دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز

١٠.دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شاهرود

١١.دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی بابل

١٢.دانشگاه علوم پزشکی کردستان

١٣.دانشگاه علوم پزشکی یزد

١٤.دانشگاه علوم پزشکی مشهد

١٥.دانشگاه علوم پزشکی لرستان

١٦.دانشگاه علوم پزشکی البرز

١٧.دانشگاه علوم پزشکی کاشان

١٨.دانشگاه علوم پزشکی سمنان

١٩.دانشگاه علوم پزشکی قم

٢٠.دانشگاه علوم پزشکی بجنورد

٢١.دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی شیراز

٢٢.دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی همدان

٢٣.دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی زنجان

٢٤.دانشگاه علوم پزشکی ایران

٢٥.دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه

٢٦.دانشگاه علوم پزشکی گرگان

٢٧.دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی کرمان

٢٨.دانشگاه علوم پزشکی اردبیل

٢٩.دانشکده علوم پزشکی دانشگاه آزاد نجف آباد

٣٠.دانشگاه علوم پزشکی زاهدان

٣١.دانشگاه علوم پزشکی مازندران و بابل


تحصن دانشجویان علوم پزشکی دانشکده پرستاری مامایی دانشگاه بهشتی. بعد از اعلام تحریم امتحانات از سوی دانشجویان وزارت بهداشت دانشگاه بهشتی، امروز ۱۱ بهمن ماه دانشجویان دانشکده پرستاری مامایی این دانشگاه با حضور مقابل سالن امتحانات، دست به تحصن زدند و از دادن آزمون خودداری کردند.


انجمن علمی دانشکده‌ی مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف منتشر شد. چه سودی در علم است،وقتی انسان ارزش ندارد؟ وقتی خون در کوچه‌ها جاری‌ست دیگر سکوت را بر خود روا نمی‌دانیم. دی‌ماه امسال، روزهایی را پشت سر گذاشته‌ایم که شرح آن‌ها زبان را به عجز می‌کشاند. مردمی که به خیابان آمدند تا حقشان را مطالبه کنند، با شلیک مستقیم گلوله به زمین افتادند. نه در میدان جنگ، بلکه در کوچه و خیابان. چند روز بیشتر طول نکشید تا فهرست کشته‌شدگان به اندازه‌ای طولانی شود که تخمین تعدادشان نیز نشدنی تلقی گردد. این فهرست، صرفاً مجموعه‌ای از نام‌ها نیست. هر نام در آن، یک خانواده‌ی داغدار، یک مادر عزادار، یک آینده‌ی نابود‌شده است. این‌ها آدم‌هایی هستند که زنده بودند. زنانی که می‌خواستند زندگی کنند، مردانی که آرزوی آزادی داشتند، دانشجویانی که نمی‌خواستند تن به ذلت زیستن در چنین استبدادی بدهند. دانشجویانی که روزی در همین کلاس‌های درس نشستند، در همین دانشکده‌ها قدم زدند، در همین هوا نفس کشیدند و در میان همین دیوارها گفتند و خندیدند. دانشجویانی چون محمدرضا مرادعلی، ورودی ۹۵ دانشکده‌ی مهندسی کامپیوتر دانشگاه شریف، که در ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ کشته شد و از او، تنها یاد و خاطره‌اش به جا مانده‌است. ما این‌ها را دیده‌ایم. خون روی زمین را، جنازه‌های ردیف‌شده در کهریزک را، دیده‌ایم. شهادت کسانی را شنیده‌ایم که با چشم خودشان مرگ را دیدند. مرگی که از لوله‌ی تفنگ نیروهایی بیرون می‌آمد که وظیفه‌شان حفظ مردم بود، نه قتلشان. و بالاتر از همه، شنیدیم دستور شما را. نه پروردگار، بلکه این اهریمن بود که بر شما نازل شد و از زبانتان سخن گفت که: «بکشید!» و کشتند. بدون تردید، بدون وجدان، بدون رحم. همان مردمی که در روز‌های جنگ از آن‌ها به عنوان «ملت شریف و غیور» یاد می‌کردید، حالا به یک‌باره «اغتشاشگر» و «تروریست» نامیده شدند. همان مردمی که سال‌ها زیر بار سختی و فشار تحمیل‌شده از ستمتان زندگی کردند، حالا «اراذل و اوباش» خوانده شدند. انگار فراموش کرده‌اید که نمی‌توان یک ملت را یک روز به آسمان برد و روز بعد به زمین کوبید. فراموش کرده‌اید که واژه‌ها معنا دارند و حافظه‌ی مردم، کوتاه نیست. کسانی که سال‌ها بر منبرها گفتند «خون بی‌گناه، بنیان حکومت‌ها را فرو می‌ریزد»، امروز یا سکوت کرده‌اند و یا با واژگان آراسته گلوله‌ها را تطهیر نموده‌اند. حق تیرهایی را از خانواده‌ی قربانیان گرفتند که مدعی بودند دشمن نثارشان کرده‌است. همان‌هایی که فریاد می‌زدند «هیهات منا الذله»، امروز ذلیلانه‌ترین سکوت را پیشه کرده‌اند و به تماشای گورستان‌ها نشسته‌اند؛ گورستان‌هایی که با فرمان کسی که خود را معصوم از خطا می‌داند، روزبه‌روز انسان‌های بی‌گناه بیشتری را در خود جای می‌دهند. حالا دیگر وقت انذار و هشدار و سکوت نیست. وقت آن است که بگوییم ما شاهدیم. ما می‌بینیم چه اتفاقی افتاده و هرگز این جنایت را فراموش نخواهیم کرد. جمعی از دانشجویان دانشکده مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف


بیان دیدگاه