دنیای حاکمان و دنیای مردم

فقر، بیکاری، بحران مسکن، کمبود داروهای حیاتی، دستمزدهای زیر خط فقر، ریزش روزافزون ارزش پول، قطع برق و تاثیرات ویرانگرش بر تشدید ورشکستگی کارگاههای کوچک، سرمای خانه ها در اثر کمبود و افت فشار گاز، بیکاری مضاعف نان آوران، معوقه های مزدی شاغلین خانواده ها از فرهنگی، پرستار و کارگر، ناکافی بودن مستمری ها در شرایط افزایش شدید نرخ دلار، اصلی ترین و مبرم ترین مسایل اکثریت عظیم مردم است.

حل فوری این مشکلات مضمونِ بخش بزرگی از اعتراضات خیابانی گروههای مختلف مزد و حقوق بگیران، خاصه در روزهای اخیر است. مردم دیگر توان تحمل شرایط را از دست داده اند و از این که هر روز مصیبت تازه ای بر سرشان خراب می شود و بحران مزمن تازه ای سر باز می کند و زخمی تازه و دردی جدید بر جای می گذارد به تنگ آمده اند.

دنیای حاکمان اما بکلی متفاوت است: بخش دکور جلوی صحنه یعنی مسعود پزشکیان، با حذف دلار نیمایی و بالا کشیدن قیمت دلار به حدود هشتاد و دو هزار تومان، حذف یارانه حدود بیست و پنج میلیون نفر، حراج دارایی های تحت تملک دولت زیر عنوان مولد سازی، گرانی شدید قیمت های کالاها و خدمات دولتی، خودداری از پرداخت معوقه های بازنشستگان فرهنگی و پرستاران، اجرای تقلب آمیز همسان سازی حقوق مستمری بگیران تامین اجتماعی، طرح افزایش بیست درصدی دستمزدها علیرغم افزایش شصت درصدی قیمت ها، ادغام صندوق های ورشکسته با صندوق هایی که هنوز دارایی شان را بالا نکشیده اند و از این طریق به تعویق انداختن عواقب ورشکستگی صندوق های ورشکسته، عملا و در بسیاری از حوزه ها سیاست جراحی اقتصادی وحشتاکی را علیه اکثریت زحمتکشان جامعه پیش می برد و قصد دارد از این طریق در شرایطی که بزودی همان اندک درآمدهای فروش نفت هم با استقرار کابینه ترامپ و تشدید تحریم ها از دست خواهد رفت، کسر بودجه را کاهش دهد.

بهره برداری از پیامدهای فاجعه بار ناشی از همین سیاست های ریاضتی دولت از سوی کاسبان تحریم، مدافعان جنگ و موشک پرانی، غارتگری، سانسور، سرکوب و اعدام که بخش دیگر دکور جلوی صحنه حاکمیت، یعنی اکثریت مجلس را تشکیل می دهند از طریق طرح استیضاح همتی جریان دارد. در حوزه اجتماعی کار دیگری که به نام «برخورد صادقانه با مردم» صورت می گیرد سفید شویی و عادی سازی بحران ها و پیامدهای سیاه و تباه آن از سوی دولت است.

اگر قبلا کارشان دادن آمارهای دروغ از پیشرفت های خیالی و لاپوشانی حقایق بر همگان عیان بود، حالا در کمال بیشرمی می گویند که بزودی کمبود داروها به حدود نهصد قلم می رسد، در کنار «ناترازی» برق و گاز، مشکل آب در پیش است؛ حتی تاکید می کنند که احتمال «قحطی» وجود دارد و یا «شورش گرسنگان» در پیش است.

فرایند دیگری که به موازات سفید شویی بحران ها ادامه دارد اعدام است. اعدام ها بی وقفه ادامه دارد و روزی نیست که کسانی را در زندان ها به دار نکشند. بازداشت های گسترده فعالین و کنشگران با هدف بازدارندگی و جلوگیری از نقش آفرینی در «شورش» های احتمالی بخش دیگر همین فرایند است.

این میان واکنش های هسته سفت قدرت و سخنان خامنه ای نشان می دهد که او در دنیای بکلی دیگری سیر می کند. او که از گستردگی سرخوردگی در میان حامیان «محور مقاومت» کلافه است و پاسخ معقولی برای فروپاشی آن و توضیح قابل فهمی برای هزینه های نجومی در سوریه و لبنان و عراق از کیسه ملّتِ به افلاس گرفتار آمده ایران ندارد و نمی تواند کشته شده گان دخالت تجاوزگرانه حاکمیت در جنگ داخلی سوریه از سوی قاسم سلیمانی را توجیه کند، در سخنان روز چهارشنبه دوازده دی درپاسخ به کسانی که میگویند «با حوادث اخیر منطقه، خون شهدای مدافع حرم به هدر رفت»؛ گفته: «اگر این جان‌ها نمی‌رفتند و این مبارزه انجام نمی‌گرفت، امروز خبری از اعتاب مقدس و کربلا و نجف و زینبیه نبود.» و دوباره تهدید کرده که «این‌هایی که امروز جولان می‌دهند روزی زیر پای مومنان لگدمال خواهند شد».

این سخنان تاکید مجدّدی است بر این که خامنه ای علیرغم شکست آشکار و فروپاشی محور مقاومتی که راه انداخته بود و در شرایطی که برای بقای خود ناچار است بزودی از موضعی بسیار ضعیف وارد مذاکره مستقیم با ترامپ شود، همچنان بر نابودی دارایی های مردم ایران و به کشتن دادن جوانان دیگری برای دخالت مجدد در سوریه به بهانه حفظ «اعتاب مقدس» تاکید دارد. این بار او علاوه بر سوریه به «کربلا و نجف» هم اشاره کرده است. این یک دنیاست؛ دنیای فروپاشیده رهبری که اکثریت بزرگ مردم ایران و دردها و رنج ها و مطالبات و آرزوهایشان پشیزی برایش ارزش ندارد. او و پاسداران و امنیتی هایش این اکثریت عظیم را به گروگان گرفته اند تا قربانی جاه طلبی ها و دخالتگری هایش در منطقه نماید.

بدون حذف کامل دنیای حاکمان راهی برای تامین مطالبات و آرزوهای مردم وجود ندارد.

اتحاد کارگران انقلابی ایران

بیان دیدگاه