در چهل و ششمین هفته کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» که مصادف بود با ده دسامبر سالروز جهانی حقوق بشر، نگاهی به دلایل دلایل پیشروی این کارزار حائز اهمیت است. این نگاه اهمیت دارد چون مبارزه با اعدام در کشوری که اعدام و سلب حیات انسان ها عامل بقای حاکمیت است، با رهایی از سرکوب، دیکتاتوری و برچیدن بساط قتل و کشتار سازمان یافته حاکمیتی مرتبط است. و اعدام ها بی وقفه ادامه دارد. براساس آمار کارزار «در ۲۰ روز گذشته تاکنون ۷۵ تن اعدام شدهاند و در کمتر از ۹ ماه سال ۱۴۰۳، ۷۷۰ تن حلقآویز شدهاند.» یک روز بعد از انتشار این آمار یعنی در بیست و یک آذر خبر اعدام 9 نفر دیگر انتشار یافته است.
در خصوص کارزار سه شنبه های نه به اعدام ما می توانیم با حزم و احتیاط از «پیشروی امید بخش» سخن بگویم. در واقع در چهل و شش هفته ای که از عمر این کارزار گذشته شاهد پس رفت یا درجا زدن آن نبودیم، بلکه به تدریج گسترش یافته و زندانیان زندان های بیشتری را جذب کرده است؛ به شکلی که براساس آمار کارزار اکنون «زندانیان در ۲۵ زندان» در روزهای سه شنبه در اعتصاب غذا به سر میبرند».
در زمینه دلایل این «پیشروی امید بخش» به چند نکته می توان اشاره کرد:
اول: هسته مرکزی کارزار در زندان ها از سوی زندانیانی پیگیری می شود که بخشی از آنها خود در معرض خطر اعدام هستند. فراموش نکنیم که تاکنون چهل و یک نفر حکم بغی گرفته اند. ارتباط کارزار با محکومان به اعدام تضمین محکمی در پیگیری و ادامه کاری دفاع از حق حیات انسانی است.
دوم: جمعی از زندانیان سیاسی به کارزار پیوسته اند که توانسته اند شرایط را برای جهانی شدن کارزار و برانگیخته شدن توجه و تمرکز نهادهای حقوق بشری بین المللی به وضعیت زندانیان و احکام اعدام در ایران فراهم کنند. همین فراتر رفتن صدای محکومان به اعدام در کنار کارزارهای جداگانه انفرادی درمورد محکوم شده گان به اعدام در فشار بر جمهوری اسلامی در عرصه جهانی بسیار تاثیرگذار بوده است.
سوم: هیچ کارزاری علیه اعدام بدون مشارکت زندانیان حوزه آسیب های اجتماعی که پایه توده ای اعدام ها در ایران را تشکیل می دهند نمی تواند شکل بگیرد. کارزار سه شنبه های نه به اعدام فرصت مشارکت برای این انسان های محکوم به اعدام و بنابراین گسترش پایه های مبارزه علیه اعدام فراهم کرده است. در شرایطی که بالاتر از سیاهی رنگی نیست، کارزار می تواند روزنه ای به سوی رهایی این دسته از زندانیان تلقی شود.
چهارم: زندانی و خانواده اش هر دو در مبارزه علیه اعدام مهم و موثر هستند. ما پیش از این شاهد تجمعات اعتراضی اعضای خانواده ها در برابر زندان ها با مطالبه لغو اعدام عزیزان شان بوده ایم. با این حال کارزار می تواند با وارد شدن زندانیان حوزه آسیب های اجتماعی تقویت شود و به نظر می رسد که عاملیت فرد زندانی محکوم به اعدام در تحرک بخشی به فعالیت های کنشگرانه اعضای خانواده اش در بیرون از زندان، در اغلب موارد از اهمیت تعیین کننده ای برخوردار است.
پنجم : در جمهوری اسلامی پا به پای گسترش اعدام ها، زندان ها گسترش یافته است. و هر چه زندان ها ناشناخته تر است سرکوب و اعدام برای قصابان و سلاخان جمهوری اسلامی هم در آنها آسان تر است. حضور زندانیانی از بیست و پنج زندان در کارزار سه شنبه های نه به اعدام قطعا نمی تواند حد نهایی پیشروی کارزار تلقی شود. در مبارزه علیه اعدام، افزایش تعداد زندان ها و پیوستن زندان های جدید به کارزار، افزایش میزان پیوستن زندانیان قربانی آسیب های اجتماعی به کارزار و افزایش دامنه فعالیت های حقوق بشری خاصه در خارج از کشور حائز اهمیت کلیدی است. عنصری که مایه خوشبینی نسبت به پیشروی در چنین مسیری می شود ضرباهنگ این کارزار است
ششم: شکاف های سیاسی و عقیدتی میان گروههای مختلف و صف بندی های ناشی از تعارض منافع ، ناآگاهی و فقر فرهنگی، ضعف امکانات، شکل عملکرد و… می تواند در گسترش یا محدودیت دامنه یک کارزار نقش های متفاوتی بازی کند. علیرغم اینها کارزار سه شنبه های نه به اعدام تا کنون توانسته است شرایط اجماع نسبی و همسویی ثمر بخش طیف از نظر سیاسی نامتجانسی از نیروهای حامی نفی اعدام را فراهم سازد
اتحاد کارگران انقلابی ایران
پنجشنبه بیست و دوم آذر هزاروچهارصد و سه

بیان دیدگاه