به اکولوژیست ها گوش کنید!

نوشته شده توسط هری مگداف و پل ام. سویزی (1992)

مقدمه ی اتحاد کارگران انقلابی ایران: حتی در سرمایه داری های پیشرفته وقتی افق بلافصل انقلاب در جریان نیست، سرمایه داری حاکم با هر اصلاحاتی که بوی ضد سیستمی بدهد و یا حس کند که چنین نیروهایی را به قول هری مگداف آموزش می دهد و پتانسیل اصلاحات بنیادی را آزاد می سازد مخالفت خواهد کرد. طرح اصلاحاتی که پیش زمینه تحول بنیادی علیه سیستم سرمایه داری است به کانون جدال طبقاتی تبدیل می شود. این تازه برای نظامی است که ظرفیت پذیرش اصلاحات را کمابیش داراست، در جامعه ما که صرفا در دوره هایی با «اصلاحات قطره چکانی» آن هم با هدف درهم شکستن مخالفت ها و نیاز به اصلاحات رادیکال و اساسی و خریدن فرجه بقا برای دیکتاتوری مطرح می شود، وضع  متفاوت است.

ترجمه متن یادداشت هری مگداف و پل ام. سویزی مورخ  1992 به شرح زیر است:

اگر در این کشور یک حزب سیاسی چپ پیشرو داشتیم، این حزب بایستی طرفدار چه نوع سیاست اقتصادی می بود؟ به نظر می‌رسد اکثر اقتصاددانانی که به چنین حزبی تعلق خاطر دارند، فکر می‌کنند باید تمرکز این سیاستِ اقتصادی روی سرمایه‌گذاری عمومی در بهبودِ زیرساخت‌های کشور باشد. هزینه این تمرکز هم بایستی از طریق استقراض بانکی و دریافت مالیات بیشتر از کسانی که از «اصلاحات مالیاتی ی قهقهرائی دهه ی هشتاد میلادی» بهره می برند، تامین شود. هدف آنها از برگزیدن این سیاست هم پایان دادن به رکود، و سرعت بخشیدن به رشد دوره ای بعدی خواهد بود.

البته بسیاری از این اقتصاددانان طرفدار اصلاحات درازمدت از انواع مختلف آن هستند، اما به نظر می‌رسد که بر این باور هم متفق القول هستند که اکنون زمانِ منحرف کردن توجه از وظیفه ی فوریِ بازسازی اقتصاد نیست. ما فکر می کنیم این یک موضع کوته فکرانه و خود باخته است.

اگر و زمانی که اقتصاد دوباره شروع به گسترش کند، علاقه به هر نوع اصلاحی کاهش می یابد و هشدارهای محافظه کارانه در مورد تکان دادن قایق قانع کننده تر می شود. زمان طرح سؤالات در مورد نیاز به تغییر اساسی زمانی است که اوضاع بد پیش می رود و مردم پذیرای تغییرات هستند.

این به معنای مخالفت با اقدامات فوری برای تسکین درد و رنج ناشی از تداوم و به احتمال زیاد عمیق تر شدن رکود فعلی نیست. مشکل این است که برنامه ای را ارائه کنیم که برای تسکین درد و رنج فعلی، و آغاز روند اصلاحات رادیکال محاسبه شده باشد. هدف در اینجا نشان دادن یک راه برای انجام این کار است.

ما با دو گزاره شروع می کنیم که در عصر کنونی به شدّت از واقعیت هم فراتر رفته است:

یک) برای شکوفایی، اقتصادهای سرمایه داری -همانطور که در دوران مدرن تکامل یافته اند- باید رشد کنند.

دو) رشد اقتصادی نامحدود در یک محیط محدود یک تناقض در شرایط و در نهایت دستور العملی برای گسترشِ فاجعه است.

این بدان معنی است که سرمایه داری یا باید به شدت اصلاح شود (که ما فکر می کنیم غیرممکن است) یا با یک سیستم متفاوت جایگزین شود.

کسانی هستند که معتقدند «در نهایت» نمی شود کاری صورت داد و وضعیت به همین گونه ادامه خواهد داشت. امّا دانشجویان جدی بوم شناسی به ما می گویند که «در نهایت» به معنای حدود یک قرن آینده است که بر اساس معیارهای تاریخی در واقع زمان بسیار کوتاهی است. اگر ما به آینده نوع بشر اهمیت می دهیم، همانطور که یک حزب چپ ترقی خواه مطمئناً این کار را می کند، بهتر است به صحبت های بوم شناسان گوش دهیم و بلافاصله شروع به یک روند اصلاحات رادیکال کنیم.

چگونه می شد این کار را انجام داد؟ نه با حرکت در جهت بازسازی زیرساخت های کشور، بلکه در دوران رکود هم می شود کار انجام داد. هزینه این عملیات با کاهش چشمگیر بودجه نظامی گری پرداخت خواهد شود.

جایگزینی از این نوع نمی تواند و نباید جایگزین یک برنامه ضد رکود باشد. این صرفاً تبدیل زباله های محض به سرمایه گذاری عمومی مفید و ضروری است. برنامه مبارزه علیه رکود اقتصادی باید چیزی جدید، و به طور خاص با هدف کمک به جهت دهی مجدد اقتصاد به سمت آینده ای سازگار با محیط زیست باشد.

در اینجا ما یک سابقه تاریخی بسیار ارزشمند داریم که باید از آن استفاده کنیم، یعنی «دبلیو پی ای» (اداره پیشرفت کار) و برنامه های شغلی مرتبط در اواسط دهه هزار و نهصد و سی میلادی. اینها برنامه های «عمومی» نبودند. هدف آنها ایجاد اشتغال برای مردان و زنان بیکار در جوامع خود و تا حد امکان در مشاغل معمول خود (از جمله هنرمندان، نویسندگان و بازیگران) بود.

تا حدی این مشاغل از نظر زیست محیطی مرتبط بودند. این امر به ویژه در مورد سپاه حفاظت از شهروندان «سی سی سی» صادق بود که جوانان را از داخل شهرها برای کار به جنگل محل زندگی و دیگر مناطق جنگلی کشور می برد.

امروز که جنبش زیست محیطی بسیار بزرگتر و قوی تر از نیم قرن پیش است، باید بتوان جوامع و گروه های محلی را در هر ایالت و منطقه وادار کرد تا پیشنهادات کافی برای پاکسازی و بازسازی محیط های خود، پیشنهاداتی را برای به کارگیری همه افراد ارائه دهند. کسانی که برای مدت طولانی به کار مفید نیاز دارند و می خواهند. این یک برنامه واقعی ضد رکود و در عین حال چیزی جدید با پتانسیل امیدوارکننده برای اصلاحات حتی بنیادی تر در آینده خواهد بود.

البته ما نباید توهم داشته باشیم که این رویکرد برای حل مشکلات کشور برای طبقه ی حاکم و سرمایه دار ما قابل قبول است.

پیشینیان آنها در طول رکود بزرگ به درستی احساس کردند که «دبلیو پی ای» پیامدهای ضدسرمایه داری دارد و آنها مدتها قبل از «تحقق پتانسیل» آن از شرّ آن خلاص شدند. در فضای سیاسی بسیار ارتجاعی امروزی، آنها از همان ابتدا برای نابودی چنین برنامه ای حمله می کنند. اما آیا این دلیلی است که چپ نباید آن را پیشنهاد کند؟ و برای آن نجنگیم؟ پس مردم چگونه می خواهند یاد بگیرند؟

بیان دیدگاه