پیام ناروشن خامنه ای در دعوای دو جناح حاکمیت

صادق افروز: در برخورد به حادثه ی موشک باران ساختمان کنسولگری (یک) جمهوری اسلامی در سوریه توسط اسرائیل که به کشته شدن هفت نظامی سپاه قدس و از جمله یک ژنرال عالی رتبه منجر شد، شاهد دو نوع واکنش به این اقدام در حاکمیت جمهوری اسلامی هستیم. جناح بندی در حاکمیت جمهوری اسلامی چیز تازه ای نیست. از جناح بندی های اولیه در سال های آغازین این رژیم بگذریم. در این چند سال اخیر برخورد بر سر برجام، رابطه با عربستان سعودی و نزدیکی به شرق یا غرب از جمله موارد اختلافات درونی حاکمیت بوده است. در این مورد اخیر بخشی از حاکمیت طرفدار برخورد قاطع و نظامی جهت انتقام گیری است و در آن سوی دیگر بخشی مدافع صبر پیشه کردن و نیفتادن در چاله هستند. چاله ای که به زعم آنها برای کشاندن مستقیم جمهوری اسلامی به درگیری نظامی با اسرائیل کنده شده است.

تابناک که نظرات محسن رضایی از فرماندهان سابق سپاه را منعکس می کند، طرفدار عکس العمل شدید نظامی برای ادب کردن اسرائیل است: اگر از نقاط حساس تل آویو نظیر هاکیریا مرکز تجمع فرماندهی نظامی و اطلاعاتی رژیم صهیونیستی دود بلند شده و شماری از مقامات ارشد اسرائیل کشته شده بودند، ممکن بود اسرائیل در آن مقطع واکنشی نشان می‌داد؛ اما مقامات صهیونیست درک می‌کردند هر ضربه، ضربه‌ای کاری در پی دارد و در رویه کنونی‌اش تجدید نظر می‌کردند و در این تجدیدنظر احتمالاً شاهد حمله امروز نبودیم. در این چارچوب به نظر می‌رسد، هرگونه مماشات در مقابله به مثل، یک پیغام غلط به اسرائیل و متحدین غربی‌اش می‌دهد و آنها حس می‌کنند، کشورهایی که شهروندان‌شان هدف قرار گرفته‌اند، در موضع ضعف قرار دارند و ممکن است کار را تا جایی پیش ببرند که چاره‌ای جز نبرد تمام عیار مستقیم با رژیم صهیونیست و به تبع آن آمریکا و برخی متحدانش روی میز نماند.

 تنها محسن رضایی و تابناک نیستند که از انتقام و مقابله به مثل صحبت می کنند. رسایی از جبهه پایداری و نماینده مجلس نیز با رضایی هم صداست. او اگرچه طرفدار انتقام شدید و مسلحانه است اما برخلاف رضایی می گوید می بایست مراکز تجمع فعالین اسرائیلی در باکو و امارات مورد هدف قرار بگیرند: واکنش آتی سپاه باید محاسبات اسرائیل را برهم بزند و ماموران موساد در نقاطی هدف گرفته شوند که سران رژیم صهیونیستی آنجاها را امن فرض کرده باشند‌‌. امارات و باکو دو کشوری هستند که اسرائیلی‌ها در پیرامون ایران برای خود امن تلقی می‌کنند.

جلال رشیدی یک نماینده دیگر مجلس اسلامی است که با رسایی هم نظر است. او در حساب خود در شبکه «ایکس» می گوید: تعلل، صبر و تاخیر در پاسخ قاطع و مشابه به حمله نظامی صهیونیست‌ها به خاک ایران، تحت هر عنوان، برابر است با ضربه سنگین به آبرو و عزت نام بزرگ ایران. پیشنهاد من، هدف قرار دادن آشکارا و مستقیم یکی از مراکز دیپلماتیک صهیونیست‌ها در یکی از کشورهای منطقه، ترجیحا آذربایجان.

کیهان شریعتمداری برای اینکه از قافله واکنش سریع عقب نماند در سرمقاله شانزده فروردین خود چنین آورده است: صهیونیست‌ها خوب می‌دانند این پاسخ داده خواهد شد. این را، هم اعلام کرده‌اند و هم می‌توان از رفتارهایی که نشان می‌دهند فهمید. مثلا اعلام شده، سفارتخانه این رژیم در جمهوری آذربایجان تخلیه شده است. یا به تمام دیپلمات‌های این رژیم در سراسر جهان و به تمام سفارتخانه‌های آن آماده‌باش داده شده است. اینها نشان می‌دهد، صهیونیست‌ها خود را آماده دریافت پاسخ کرده‌اند. ما فکر می‌کنیم، پاسخی که ایران می‌دهد باید طوری باشد که در محاسبات دشمن نیامده باشد؛ در این صورت قطعا بازدارندگی لازم را خواهد داشت. زمان هم «مهم» است. این پاسخ باید تا زمانی که این خشم مقدس ایرانیِ باغیرت وجود دارد داده شود یعنی با قید «فوریت»!

 در نقطه مقابل این موضع بخش دیگر حاکمیت دست و پا می زند که جمهوری اسلامی را به عدم اقدام متقابل تشویق کند. رئیسی، رئیس جمهور از جمله صداهای  این جناح است. رئیسی در پیام خود چنین می گوید: به حول و قوه‌ الهی، رژیم غاصب صهیونیستی به دست دلاورمردان جبهه مقاومت مجازات خواهد شد و آنها از این جنایت و امثال آن پشیمان خواهند شد و تصریح کرد: به روح پاک همه شهدای مقاومت فلسطینی و شهدای راه قدس درود می‌فرستم و از صمیم قلب به مردم صبور و رنج‌کشیده نوار غزه که در ماه‌های گذشته به طور پیوسته آماج حملات جنایت‌بار رژیم کودک‌کش بوده‌اند، ادای احترام می‌کنم. به عبارت دیگر رئیسی می گوید کار مقابله با اسرائیل کار گروه های نیابتی و مقاومت است نه نیروهای جمهوری اسلامی.

روحانی رئیس جمهور سابق نیز با رئیسی هم نظر است. او خیلی واضح تر از رئیسی عدم انتقام را توصیه می کند. اگر رئیسی عمل انتقام را وظیفه گروه های نیابتی می داند روحانی کمی عقب تر می رود و عدم انتقام را توصیه می کند: رژیم اسرائیل با این حمله درصدد هدف شوم گسترش دامنه جنگ در منطقه است که بی‌تردید با تدبیر مقام معظم رهبری خنثی خواهد شد و به فضل الهی، ثمره خون پاک این شهدای والامقام، تقویت اقتدار ایران و انعکاس حقانیت مقاومت و رسوایی هرچه بیشتر رژیم جنگ‌افروز و تروریستی اسرائیل خواهد شد. با این پیام روحانی یک هندوانه بزرگ زیر بغل خامنه ای می گذارد تا اسیر فشار طرفداران اقدام متقابل نشود.

خامنه ای در دیدار ماه رمضانی خود با مسئولان نظام مواضع مبهم و نا روشنی گرفت که هر کدام از دو جناح حاضر در صحنه می توانند به نفع خود تعبیر کنند .خامنه ای در پیام خود گفت: رژیم صهیونیستی سیلی اقدامی که در سوریه مرتکب شد را خواهد خورد. شکست رژیم صهیونیستی در غزه ادامه پیدا خواهد کرد و این رژیم به زوال و انحلال نزدیک خواهد شد. تلاش های مذبوحانه همچون اقدامی که در سوریه مرتکب شدند آنها را از شکست نجات نخواهد داد. البته سیلی این اقدام را هم خواهند خورد.

محمد خاتمی رئیس جمهور دوره به اصطلاح اصلاحات طبق معمول به نهاد های بین المللی آویزان شده و از سازمان ملل و شورای امنیت تقاضای کمک کرده است. شورای امنیت سازمان ملل هر اندازه در متوقف کردن اسرائیل در ادامه نسل کشی در غزه موفق بود در بازخواست از اسرائیل در حمله به کنسولگری نیر توانا خواهد بود.خاتمی به این شکل التماس می کند: ضمن عرض تسلیت و نیز آرزوی علو درجات برای شهیدان عزیز و محفوظ بودن حق ایران برای واکنش به این جنایت با رعایت مصلحت درازمدت ایران و منطقه، بر عهده‌ی نهاد‌های بین المللی بخصوص شورای امنیت سازمان ملل است که نسبت به نسل کشی و جنایت علیه بشریت در غزه و نیز نقض ضوابط مسلم بین المللی این رژیم طاغی را محکوم و او را از ادامه تجاوز در غزه و نیز نقض مکرر قوانین بین المللی باز دارد.

برخلاف رضایی و رسایی و جلال رشیدی و کیهان شریعتمداری که رک و راست از عمل متقابل دفاع می کنند، خامنه ای با جملات مبهم جا را برای تفسیر باز می گذارد. جمله البته آنها سیلی این اقدام را خواهند خورد به چه معنی است؟ از نوع اقدام متقابل مسلحانه است ؟ و این سیلی را چه کسی باید بزند ؟ گروه های نیابتی یا ارتش و سپاه جمهوری اسلامی؟  

(یک) – مکانی که در سوریه مورد حمله جمهوری اسلامی قرار گرفت ساختمان کنسولگری جمهوری اسلامی بود که نزدیک سفارت جمهوری اسلامی واقع شده است. بر دیوار ورودی این ساختمان علیرغم خرابی های ناشی از انفجار هنوز آرم کنسولگری دیده می شود. حمله به کنسولگری هر کشوری به مثابه حمله به خاک آن کشور محسوب می شود. چنین عملی دست محافل بین المللی را باز می گذارد تا این اقدام را محکوم کنند. تلاش هواداران اسرائیل در رویارویی با جمهوری اسلامی این بوده که به جای کلمه کنسولگری از کلمه ساختمان مجاور سفارت نام ببرند تا از بار مسئولیت های سیاسی بکاهند. طیف های مختلف سلطنت طلبان از جمله نیروهای سیاسی هستند که در ادبیات مربوط به این حادثه از واژه ساختمان نزدیک به سفارت نام می برند و نه کنسولگری. نباید در جریان دعوای صهیونیسم و جمهوری اسلامی در صف هواداران اسرائیل قرار گرفت.

بیان دیدگاه