غربیها فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را از فاصلهای دور، از طریق لنز بسیار تحریفشدهای که گسترش سرمایهداری را با ظهور دموکراسی جهانی برابر میدانست، مشاهده کردند.
اما کسانی مانند هلنا شیهان بودند که با دقت بیشتری تماشا کردند و دیدند که جهان وارونه شده است. شیهان در تاریخ زندگینامهای جدید خود از پایین – تا زمانی که سقوط میکنیم- آنچه را که از نزدیک شاهد بود، به اشتراک میگذارد، زیرا امیدها توسط گلاسنوست و پرسترویکا ایجاد شده بود، اما در ضدانقلابهای تلخ و بیرحمانهای که پس از آن اتفاق افتاد، از بین رفت.
در کتابِ تا زمانی که سقوط کنیم، با سفرهای شیهان همراه میشویم که او پیامدهای انتقال از اشکال معیوب سوسیالیسم به شکلی خاص درنده سرمایهداری را دنبال میکند.

«تا زمانی که سقوط کنیم» ما را از دهه 1980 به بعد در اروپای شرقی میبرد و به ارائه گزارشهای واضحی از رویارویی با سایر سوسیالیستها در بسیاری از مکانهای دیگر مانند بریتانیا، یونان و مکزیک میپردازد. این هم چنین شامل یک فصل کامل در آفریقای جنوبی است، جایی که شیهان در دوره های طولانی پس از آپارتاید در زندگی سیاسی و فکری آن شرکت کرد. و این دیدگاه منحصر به فرد او را در مورد زادگاهش، ایالات متحده، همراه با واقعیت های آشکاری که با خانه منتخب او، ایرلند مواجه است، ارائه می دهد. او همچنین تغییرات عمده ای را در فرهنگ دانشگاهی در دهه هایی که در دانشگاه ها تدریس کرده است، آشکار می کند.
او بهعنوان یک فیلسوف، جریانهای مختلف فکری غالب، بهویژه پوزیتیویسم و پستمدرنیسم را موشکافی میکند و برای برتری تبیینی و اخلاقی مارکسیسم دلیلی قانعکننده ارائه میکند. شیهان در حالی که در زمان و مکان حرکت میکند، دیدگاههای مغلوبها را در دنیایی دنبال میکند که در آن روایتهای پیروزمندانه فاتحان در آن تاثیرگذار است.
خط داستانی اصلی کتاب، فعالیت سیاسی اوست، زیرا امواج تاریخ چپ را در نوردید و آن را به شیوههای وحشتناکتری به چالش کشید و پیروزیها اما شکستهای زیادی را به همراه آورد. او این پرسش را مطرح میکند که چگونه میتوان در این زمانه ی هیولاها ادامه داد، وقتی کهنه در حال مرگ است و جدید نمیتواند متولد شود، زمانی که سرمایهداری منحط است و در عین حال هنوز مسلط است.
بیان دیدگاه