ضرورت گره خوردن اعتراضات مردمی در حوزه محیط زیست

روز سه‌شنبه نوزدهم دیماه سال جاری، اهالی روستای قره‌قشلاق در اعتراض به پروژه‌ تاسیس کارخانه‌ کربنات سدیم در اراضی این روستا، تجمع برگزار کردند. این تجمع توسط نیروهای امنیتی و انتظامی سلماس مورد حمله قرار گرفت. ماموران با شلیک گلوله های ساچمه ای و گاز اشک آور معترضین، را که غالب آنها را زنان، سالمندان و کودکان تشکیل می دادند، پراکنده کرده و دهها نفر را بازداشت کردند. حمله به روستائیانِ معترض در حضور فرماندار سلماس صورت گرفت.

مردم روستا چندماهِ پیش هم تجمعی برگزار کردند که در آنزمان سیزده تن از روستائیان را بازداشت کرده بودند. مردم بومی معتقد هستند که با توجه با تجربه آنچه که در مراغه رخ داده، پساب کارخانه این پتانسیل را دارد که مزارع آن‌ها را تخریب، آب‌های سطحی را آلوده و خطر شیوع سرطان را به شدت افزایش دهد.

سه سال پیش خبرگزاری مهر وابسته به سپاه اعلام کرده بود سیل ناشی از شکستن حوضچه های پساب کارخانه کاوه سودا در مراغه، بیش از ده هزار هکتار از باغات و مزارع کشاورزی و بیست واحد مسکونی را در شهر دستان بناب تخریب کرده بود. همان زمان این خبرگزاری نوشت مواد خطرناک تولید شده در این مجتمع به ویژه پسابهای خطرناک آن به شدت به محیط زیست منطقه آسیب زده و طی سه سال گذشته سه بار با سرریز شدن پساب این واحد تولیدی اراضی منطقه و مردم ساکن در روستاهای اطراف متحمل خسارات سنگینی شده اند.

اهالی قره قشلاق می گویند این سومین تجمع ما طی یک هفته گذشته بود. ما مدت‌ها پس از بی‌نتیجه ماندن نامه‌نگاری با مسئولین دولتی، تصمیم به تجمع گرفتیم. اولین تجمع اهالی روستا در مسجد قره‌قشلاق برگزار شد. فرماندار سلماس در این جلسه تلاش کرد به بهانه اشتغال‌زایی، مردم را قانع کند که از تاسیس کارخانه حمایت کنند اما از پاسخ درباره نگرانی‌ها درباره آلایندگی این کارخانه طفره رفت. یک روز بعد، نیروهای امنیتی نیمه‌شب با یورش به خانه اهالی روستا، هشت تن را بازداشت کردند تا مردم را از ادامه اعتراضات بترسانند. اما فردای آن روز، مردم کفن‌پوش راهِ منتهی به محل ساخت کارخانه را بستند و اجازه تردد خودروهای کارخانه‌ کاوه سودا را ندادند. در این روز دوباره فرماندار به همراه نیروهای ضد شورش در تجمع حضور پیدا کرد و مانع از ادامه اعتراض مردم شد. سومین تجمع هم روز سه‌شنبه انجام شد که این‌ بار ماموران به ما حمله کردند و زن و مرد را با باتوم زدند.

ابراهیم عسگریان مالک هُلدینگ کاوه سودا است. این هُلدینگ شامل مجموعه‌ای از شرکت‌ها و کارخانجات در مناطق مختلف ایران است. کاوه سودا بزرگ‌ترین تولیدکننده‌ شیشه و کربنات سدیم در ایران به شمار می‌رود. پروژه ساخت کارخانه کربنات سدیم در روستای قره قشلاق هم توسط همین هُلدینگ در دست اجراست. با گشت و گذاری در اینترنت به موارد متعددی برخورد می کنیم که نام ابراهیم عسگریان در کنار نام محسن رفیق دوست آورده می شود. هردوی این ها در اقتصاد فعالیت داشته و از کمک به سازمان های خیریه ای هم دریغ نمی کنند. ابراهیم عسگریان هم چنین نشان درجه سوم از رئیس جمهور گرفته است.

بگذارید پرده ها را کنار زده و واقعیت را آنگونه که هست ببینیم. عسگریانی که استارتش در سال شصت و یک زده شد، کارخانه هایش در سال هزار و چهارصد و دو در جای جای این کشور ریشه دوانده، مرزها را درنوردیده و حداقل در سه کشور منطقه جای پایی برای خود فراهم کرده است، با رفیق دوست حشر و نشر دارد، و جایزه اش را از دست رئیس جمهور می گیرد، قطعا فرماندار سلماس پادوی درب خانه اش خواهد بود. این آدم برای تهیه هزینه خیریه هایش به سوی کودکان و زنان و سالخورده گان قره قشلاق گلوله ساچمه ای و گاز اشک آور شلیک می کند، و اگر جواب نداد آنها را به زندان میاندازد. زیرا که آنها سدّ راه کمک رسانی وی به سازمان های خیریه اش شده اند.

بحث امّا چیز دیگریست. تکلیف مردمان ساکن در قره قشلاق و روستاهای همجوار چیست؟ دست اندازی ارزان و رایگان جمهوری اسلامی و آدمهایش به منابع زیست محیطی برای کسب سود بیشتر تخریب محیط زیست را در گوشه و کنار مملکت دامن زده است. در همه این سالها شاهد اعتراضات مردم بومی و فعالین مستقل زیست محیطی به این دست اندازی ها بوده و کماکان هستیم.

آیا زمان آن نرسیده که فعالین مستقل از خود بپرسند راه حل اساسی ی منطبق با شرایط حال جامعه کدام است؟ مردم روستای قره قشلاق و آن دیگر مردمانی که در جای جای کشور منابعشان مورد تعرض قرار گرفته چکاری باید انجام دهند که نتیجه ای حاصلشان شود؟ ما چگونه می توانیم به داد اینها برسیم؟ مگر نه اینکه تجربیات فعالین محیط زیست در مناطق مختلف جغرافیائی نشان می دهد که تا تشکیلات مستقل منطقه ای و سراسری نباشد، متصل کردن این رودهای جاری به همدیگر و تبدیل آن به رودخانه ای خروشان، اگر نگوئیم غیرممکن، کاری سهل و آسان نخواهد بود. اگر این چنین است پس چه کسی می تواند مردم این روستاها را بهم وصل کند؟ سازماندهی اعتراضات سراسری علیه تعدی به منابع طبیعی و تخریب محیط زیست وظیفه کیست؟ آیا فعالین محیط زیست نمی خواهند در این رابطه طرحی داشته باشند؟

یک پاسخ برای “ضرورت گره خوردن اعتراضات مردمی در حوزه محیط زیست”.

برای ضرورت گره خوردن اعتراضات مردمی در حوزه محیط زیست | سایت سیاسی،خبری خاوران پاسخی بگذارید لغو پاسخ