برچسب: وریشه مردای
-
قطعه شعری از وریشه مردای – شبِ قبل از بمباران اوین
اگر روزی صدا یم نیامدنپرس کجا رفتهامبعضی صداها پس از خاموشی تازه شنیده میشوندمن جایی نرفتهام.تنها شکل حضورم رابه چیزی بینام بی صدا اما زندهتر سپردماگر در لحظهای مکث کردی،واژهای تو را به سکوت کشاندیا اندیشهای ناتمام ماندو چیزی بیدلیل در درونت نجوا کردشاید من همانجا باشم.نه به عنوان کسی که بود،بلکه چیزی که فهمیده…