کارگران؛ هم از موشک‌های بیگانه خوردیم، هم از بی‌مهری‌های داخلی؛ کابوسِ بیمه‌ی بیکاری

ایلنا نوشت: برخلاف امیدواری‌ها و همبستگی موجود در شرکت فجر، اوضاع در مجتمع‌های دیگر رنگ و بوی دیگری دارد. پتروشیمی رازی یکی از مجتمع‌هایی است که به‌دلیل قطع برق منطقه‌ای و آسیب به زیرساخت‌های تولیدی، تولید آن متوقف شده است. پای صحبت‌های یکی از کارگران پیمانکاری این مجتمع نشستیم که به‌دلیل ترس از برخورد کارفرما، تمایلی به فاش شدن نامش در این روایت نداشت. گفته‌های او پرده از فشارهای مضاعفی برمی‌دارد که در سکوت پس از بحران، گلوی کارگران را می‌فشارد.

این کارگر پتروشیمی که روز حادثه بیرون از مجتمع بوده اما لحظه‌به‌لحظه اخبار را از همکارانش پیگیری می‌کرده، ماجرا را این‌گونه شرح می‌دهد: «من آن روز سرِ کار نبودم، اما همکارانم داخل مجتمع بودند و تقریباً از همه‌شان ـ هرکدام به‌نوعی ـ وضعیت را پرسیدم. یکی از همکاران، بر اثر موج انفجار به‌شدت به یکی از لوله‌های تیز برخورد کرد و دستش از ناحیه‌ی آرنج شکست. چند نفر دیگر از همکاران هم موج انفجار گرفتند و هنوز ناخوش‌احوال‌اند؛ یعنی بیشتر حالت موج‌گرفتگی و به‌هم‌ریختگی جسمی و عصبی دارند. حس و حال غالب، ترس بود. من که بیرون بودم، از دور دود و آتش را می‌دیدم و تمام هم و غمم این بود که همکارانم چه شدند. همان لحظه‌ها نه تلفن‌ها جواب می‌دادند، نه اگر هم تماس وصل می‌شد، کسی در آن وضعیت روحی و شوک، حواسش بود که جواب بدهد.»

او می‌افزاید: «در مجتمع ما هیچ جای مشخصی برای این‌جور مواقع وجود نداشت؛ نه سنگری، نه پناهگاهی. برای چنین اتفاقاتی اصلاً جایی از قبل دیده نشده بود. برای همین هم در لحظه‌ی حمله، سردرگمی مطلق حاکم بود و همه فقط دنبال جایی برای پنهان شدن می‌گشتند. خیلی‌ها اولین بار بود که از نزدیک چنین وضعیتی را تجربه می‌کردند. واقعاً تجربه‌ی سخت و سنگینی بود.» گروه اتحاد بازنشستگان

بیان دیدگاه