میراث جنگ؛ سفره‌های خالی و اینترنتِ مسدود

اتحاد کارگران انقلابی ایران ||| شرایط زندگی تحت آتش بس موقت برای اکثریت مزد و حقوق بگیران چندان تغییری نسبت به شرایط جنگی نداشته و کماکان در هاله ای از ابهام قرار دارد. چند روزی بیش از برقراری آتش بس موقت بین طرفین جنگ -نیروهای متجاوز امریکائی-اسرائیلی از یکسو و استبداد دینی از سوی دیگر- نمی گذرد. مذاکرات صلح در اسلام آباد بدون هیج توافقی تمام شد و طرفین مذاکره به کشورهای خود برگشته اند.

در داخل کشور و در میان حامیان حکومت، بحث و درگیری ها حول مواضع و منافع باندهای مافیائی شریک در قدرت جریان دارد. عده ای در صف موافقان ادامه ی جنگ خانمان سوز آن دیگران را خیانتکار نامیده و ادعا دارند که باید ریشه ی دشمن را با شلیک موشک و بمباران خشکاند. جناح دیگر در پی حمایت از مذاکره کنندگان برطبل پیروزی کوبیده و سعی می کنند امضای دشمنِ شکست خورده را پای ورقه ی توافق داشته باشند.

در خارج از کشور شبَحِ شوک ناشی از برقراری آتش بس، اپوزیسیون راست طرفدار حمله ی نیروهای متجاوز امریکائی- اسرائیلی را دچار سردرگمی کرده است. در رده بالائی آنها همه در پی تکذیب دعوت اشان از متجاوز برای حمله به کشور هستند، و در بین پائینی ها شور و شوق پهن کردن فرش قرمز از سوی متجاوز برای رضا پهلوی، جای خود را به سکوت محض و عدم علاقه مندی به صحبت در این باره داده است.

طعم آتش بس در همه جا یکسان نیست. آتش بس در کشور استبدادزده همه ی امنیت نیست. زندان ها انباشته شده از جوانان مردم -فرقی نمی کند با کدام اتهام ادعائی- سفره ها خالی و آینده نامطمئن، واژه ی امنیت را تعریفی دیگر باید. درختان سرو دوباره از ریشه کنده می شوند، تا دارها برافراشته شود.

آتش بس برقرار شده، نود میلیون نفر با تردید تحققِ رویایِ پایان یافتن کابوس جنگ را انتظار می کشند. پنجره ها به روی صلح و درب های خانه های مردم به سوی خیابانِ همدلی و همدردی با یکدیگر گشوده می شوند. تنفس در هوای آتش بس وقتی که چهل روز آوار بمب و موشک را تحمل کرده باشی، معنای دیگری دارد. زندگی امّا باید ادامه داشته باشد.

ساختارهای اجرایی و حمایتی نه‌تنها نتوانسته‌اند متناسب با شرایط جنگی واکنش نشان دهند، بلکه همچنان در چارچوب‌های بوروکراتیک و رویه‌های پیشین عمل می‌کنند. در حالیکه در شرایط کنونی ضرورت دارد از همین امروز تامین امنیت غذائی و روانی مردم در الویّت قرار بگیرد. بیش از یک میلیون نفر با انسداد اینترنت شغل خود را از دست داده اند. دسترسی به اینترنت مسیر دستیابی به نانِ شب را برای آنها هموار می کند. در جنگ اخیر با هدف قرار گرفتن کارخانه‌ها و مراکز اقتصادی، موجی از بیکاری گسترده شکل گرفته و بسیاری از کارگران، علاوه بر از دست دادن شغل، با آسیب‌های جانی، روانی و خسارت‌های مالی نیز مواجه شده‌اند. در این شرایط یکی از مهم‌ترین موانع موجود، ساختار بوروکراتیک بیمه بیکاری است. بیکارشدگان باید حمایت شوند. خسارت وارده به کسانی که به شکل مستقیم و -غیر مستقیم- از جنگ آسیب دیده اند، اعم از مادی و روانی، باید ارزش گذاری شده و جدّی گرفته شوند. به رسمیت شناختن این خسارات اولین قدم برای یاری رسانی به آنهاست. عادی سازی عوام گرایانه آسیب هائی ناشی از جنگ، راه را برای فرار حکومت از پذیرش مسئولیت باز می کند.

دوشنبه بیست و چهارم فروردین هزار و چهارصد و پنج


شکست مذاکرات اسلام‌آباد؛ عقلانیت در تمدید آتش بس است

آتش‌بس برقرار شد؛ حالا نوبت صورت‌حساب مردم است!

بیان دیدگاه