اتحاد کارگران انقلابی ایران ||| مذاکرات صلح میان آمریکا و جمهوری اسلامی در اسلامآباد بدون دستیابی به نتیجه نهایی پایان یافت و طرفین به کشورهای خود بازگشتند. با وجود این شکست، جی.دی. ونس، مقام آمریکایی، هنگام خروج از پاکستان مذاکرات را «سازنده» توصیف کرد. از سوی دیگر، وزارت خارجه ایران نیز پیشتر اعلام کرده بود که انتظار نمیرود این مذاکرات در دور اول به نتیجه برسد.
از مهلت آتشبس دو هفتهای، هنوز نُه روز باقی مانده است. عواملی که طرفین را به پذیرش آتشبس وادار کرده بودند، همچنان به قوت خود باقی هستند. اگرچه ترامپ بلافاصله تهدیدهای تازهای مطرح کرده که اجرای آنها می تواند آتشبس شکننده فعلی را با خاک یکسان کند، ، اما مستقل از این تهدیدها، دو گزینه محتملتر از سایرین به نظر میرسد:
یک: طرفین پس از رایزنی با مقامات کشورشان به دور دوم مذاکرات تن دهند.
دو: مهلت آتشبس را برای اعمال فشار بیشتر تمدید کنند.
در واقع، با ادامه یک آتشبس شکننده، ظرفیت بازگشت به درگیریها همچنان بالاست.

چرا ترامپ به آتشبس تن داد؟
علیرغم تهدیدهای تازه ترامپ، فشارهایی که او را به پذیرش آتشبس مجبور کرد، نه تنها از بین نرفتهاند، بلکه لحظه به لحظه تشدید میشوند. ترامپ در طول بیش از چهل روز حملات موشکی و بمباران گسترده به این نتیجه رسید که آمریکا از طریق حملات هوایی نمیتواند بر جمهوری اسلامی چیره شود. بنابراین، برای فرار از تحمل خفّت ناتوانی، به گزینه ی اعزام نیروی زمینی روی آورد. امّا حمله زمینی به ایران -آن هم با تعداد محدود نیروهای آمریکایی- مترادف با خودکشی است.
ترامپ همچنین تهدید به محاصره دریایی تنگه هرمز کرده است، اما با توجه به توانایی ایران در استفاده از پهپادهای شلیکشونده از قایقهای تندرو، پهپادهای زیردریایی، مینگذاری و موقعیت دفاعی مناسب ساحل، این گزینه نیز برای آمریکا معقول به نظر نمیرسد.

فشارهای جهانی و داخلی بر آمریکا
ادامه فشار تورمی و بحران در تولید صنعتی و کشاورزی -ناشی از افزایش قیمت نفت، گاز طبیعی، کمبود هلیوم و کود شیمیایی در اثر انسداد تنگه هرمز- آمریکا و اسرائیل را به عنوان عاملان اصلی این وضعیت بیش از پیش در کانون اعتراضات جهانی قرار می دهد. آنها جنگی را آغاز کردهاند که هزینه آن را مردم جهان میپردازند.
علاوه بر این، آرای موافق ترامپ در میان مردم آمریکا رو به کاهش است. بسیاری از مردم او را دنبالهرو سیاستهای تجاوزکارانه نتانیاهو میدانند. حتی پاپ فرانسیس (که خود شهروند آمریکایی است) به تهدیدات ترامپ درباره «نابودی تمدن ایرانی» اعتراض کرده است. نظرسنجیها نشان از سقوط شدید آرای ترامپ دارند و ادامه این روند در یک جنگ فرسایشی، تأثیر منفی بر انتخابات نوامبر خواهد داشت.

وضعیت آشفته ایران؛ از توان موشکی تا تابآوری اقتصادی
در طرف مقابل، اوضاع جمهوری اسلامی نیز آشفته است. هیچ کس به درستی نمیداند توان موشکی باقیمانده تا چه مدت برای دفع تجاوز کفایت میکند. همچنین مشخص نیست شرایط تولید موشکهای جدید پس از بیست و پنج هزار حمله موشکی و بمباران مراکز و پایگاههای مختلف توسط آمریکا و اسرائیل چگونه است.
اقتصاد ایران که پیش از جنگ نیز از رکود مزمن تورمی رنج میبرد، در طول جنگ چهلروزه به شدت آسیب دیده است. صدمات وارده به صنایع پایه مانند فولاد و پتروشیمی، زنجیره بحران را در بخش صنعت به حرکت درآورده و ظرفیت بازسازی اقتصاد را بشدت کاهش داده است. تأمین غذا، دارو، سوخت، راههای ارتباطی، اشتغال، بازگشایی مدارس و دانشگاهها همگی نیازمند وقفه در جنگ و فرصتی برای تنفس هستند. ناتوانی دستگاه مدیریتی در رفع سریع اختلالات زیرساختی نیز یکی از عوامل اصلی کاهش تابآوری است.

شکاف در حاکمیت و مسئله جانشینی
خودداری از مذاکره بدون دلایل قانعکننده، ممکن است از یک سو مردم را به عصیان بکشاند و از سوی دیگر شکاف میان جناحهای حاکم بر سر «مذاکره یا ادامه جنگ» را جایگزین همسویی کنونی کند. در این میان، وضعیت نامشخص سلامتی مجتبی خامنهای نیز مزید بر علت شده است. مشخص نیست که حضور او تا چه حد میتواند اختلافات داخلی را بپوشاند.

نتیجهگیری: عقلانیت در تمدید آتشبس است صرف ادامه جنگ بدون استراتژی روشنی برای پایان آن، توانایی ادامه جنگ را کاهش میدهد و دیپلماسی را ناگزیر میسازد. همچنین، امکان سوختن کارتهای برنده ایران در چهل روز رویارویی با آمریکا و اسرائیل در ادامه جنگ، بسیار بیشتر از مذاکرات صلح است. مذاکرات صلح، هرچند دشوار و پرافتوخیز، خواهناخواه تثبیتکننده ی توازن جدید برآمده از جنگ است. هیچ صلحی نمیتواند کاملاً به این توازن بیاعتنا باشد.
یکشنبه بیست و سوم فروردین هزار و چهارصد و پنج
پایان بینتیجه ماراتن مذاکرات اسلامآباد؛ بنبست دیپلماتیک میان تهران و واشینگتن

بیان دیدگاه