نه به جنگ، نه به اعدام: مسئولیت ما در برابر انتقام‌جویی دیکتاتور

بهمن زرّین ||| اعتراضات میلیونی دیماه سال هزار و چهارصد و چهار تابلوئی شجاعانه از مقاومت مردمی بود که در برهه ای کوتاه مدنی‌ترین شکل مبارزه علیه دیکتاتوری را سازمان دادند.

دی‌ماه گواهی شد بر باج‌خواهی اپوزیسیونِ راست؛ جریانی که با موج‌سواری بر خون مردم، تمام بهانه‌های لازم را برای سرکوبِ عریان به دست حکومتی جنایتکار داد. وعده ی اینکه حمایت امریکا و اسرائیل در راه است، با این بشارت که پنجاه هزار نیروی هوادار رضا پهلوی در همراهی و همکاری نیروی نظامی سپاه پاسداران که با وی بیعت کرده اند، آماده اند که وطن را آزاد کنند، بهانه ی سرکوب خشن را فراهم ساخت. این رویکرد، مبارزه مدنی و داخلی مردم را به یک پروژه امنیتی-خارجی فروکاست و باعث شد حکومت با برچسب وابستگی، هزینه‌ی سرکوب را در افکار عمومی پایین بیاورد.

دی ماه امسال مُهرِ دیگری زد بر اینکه دیکتاتور را امیدی به اصلاح نیست. هیجدهم و نوزدهم دیماه به فرمانِ مستقیم علی خامنه ای هزاران نفر با شلیک مستقیم در خیابان ها به قتل رسیدند تا بقای نظام به خطر نیافتد. سردخانه ها از انبوه کشته شدگان مملو شده و مجروحین از بیمارستان ها ربوده و گروگان گرفته شدند. و گروه گسترده ای از جوانان بازداشت شده و به مکان های نامعلومی برده شدند.

دی و بهمن به پایان رسیدند. اسفند آمد. از دی تا بهمن اپوزیسیون راست همه ی تلاش خود را کرد تا شرایط برای حمله ی تجاوزکارانه ی نیروهای امریکائی-اسرائیلی به خاک میهن فراهم شود. علیرغم خواست مردم معترض و در تقابل با مبارزه آنها علیه دیکتاتوری، وطن پرستی را به بهائی ناچیز با خیانت عجین کردند. خیانت عینِ سیاست آنها شد. هوادارانِ مداخله‌ی خارجی، در پوست خود نمی‌گنجیدند و بر طبل جنگ می‌کوفتند. دشمن متجاوز، سران حکومت و فرماندهان را هدف گرفت.

جنگی که قرار بود در مدتی کوتاه ناجی مردمِ اسیر و دربندِ استبداد دینی باشد، طولانی و فرسایشی شد. طرفین زیرساخت های همدیگر را هدف قرار دادند و سقفها را برای مردمان ناامن کردند. بقاء به هرقیمتی در دستور کار فرماندهان دوطرف درگیرِ جنگ قرار گرفت.

حالا اینجا ایستاده ایم. جنگ زیرساخت ها نه تنها زمانِ حالِ مردم ما را، بلکه آینده ی کشور را هدف قرار داده است.

جنگ، مه آلوده‌ترین فضا برای حذف فیزیکی مخالفان داخلی است. اکنون در میانه این ویرانی، جمهوری اسلامی دوباره خدای دهه شصت را به یاری طلبیده است. در سایه‌ی دود و غبار جنگ، احکام اعدام با شدّتی مضاعف صادر می‌شوند و جان زندانیان سیاسی بیش از هر زمان در خطر است.

 امروز مسئولیت ما سنگین‌تر است: نباید گذاشت اپوزیسیونِ خائن با سکوت از کنار این ویرانی بگذرد و خیانتش به فراموشی سپرده شود. امروز مبارزه علیه جنایتِ داخلی و مخالفت با جنگِ تجاوزکارانه، دو روی یک سکه‌اند. باید با تمام توان، صدای زندانیانی باشیم که در سکوتِ جنگ، قربانی انتقام‌جویی دیکتاتور می‌شوند.

دوشنبه هفدهم فروردین هزار و چهار صد و پنج


بازگشت به استراتژی بقا: از اعدام‌های ۶۷ تا جنایات سازمان‌یافته در غبار جنگ

حقِ حیات در مسلخِ سیاست

اعدام در سایه جنگ؛ جان زندانیان سیاسی در خطر است

جنگ بقای دیکتاتوری؛ سلاخی زندانیان سیاسی!

بیان دیدگاه