اتحاد کارگران انقلابی ایران ||| شدّتیافتن سرکوب و اعدامهای شتابزده را باید در راستای بحران ساختاری رژیم و پیامد شکاف و چنددستگی درونی حکومت تحلیل کرد. این اعدامهای برنامهریزیشده، پیشدرآمدی بر بحرانهای عمیق اقتصادی و نه نشانهی قدرت، و بازتاب هراس رژیم از اوجگیری مطالبات معیشتی مردم و ناتوانی در پاسخگویی به آنهاست. در شرایطی که جامعهای جنگزده در چنگال ددمنشی حاکمیت اسیر شده، جستجوی راهکارهای عملی برای توقف این ماشین کشتار، یک ضرورت حیاتی است.
شیوهای که استبداد دینی در پیش گرفته، پیشینهای دیرینه دارد. بهیاد داریم که در تابستان ۱۳۶۷ نیز پس از نوشیدن «جام زهر» توسط خمینی، کشتار سازمانیافتهی زندانیان سیاسی و عقیدتی رقم خورد. امروز نیز نشانههای آن فاجعه در سکوت خبری، قطع ارتباطات اینترنتی و نبود اطلاعرسانی شفاف، بهوضوح بازتولید شده است. حذف زندانیان بیدفاعی که در شرایطی ناهنجار بهسر میبرند، استمرار همان روش مزوّرانهای است که برای اشاعهی وحشت و عقب راندنِ معترضان به شرایط طاقتفرسای زندگی طراحی شده است.
وظیفهی ما در خارج از کشور، فریاد زدن این هشدار به هر طریق ممکن است. باید با تحت فشار قرار دادن استبداد دینی و با همراهی تمامی نیروهای آزادیخواه و مدافعان کرامت انسانی، کارزارهای اعتراضی گستردهای را علیه صدور و اجرای حکم اعدام به هر بهانهای سازمان داد. این کنشگری، گامی هرچند کوچک اما ضروری برای جلوگیری از وقوع یک فاجعهی انسانیِ دیگر در این دورانِ ویرانی و دهشت است.
چنانچه این تلاشها با همبستگی جهانیِ انسانهای آزاده همراه شود، میتوان امیدِ بهارگونه را در دل این جغرافیای اسیر در چنگال ددمنشی و جنگافروزی جهان خواران زنده نگاه داشت. امیدا که این جرقه های همیاری جهانی با همتی همگانی در هم آمیزد و جوانه های زائیده از آن از میان خون و خاکستر به بار بنشیند و ثمری شود. زیرا که جلوه های این همیاری و همراهی از همین امروز بازتاب پژواک های همبستگی در جای جای جهان ملتهب ما، اینجا و آنجا، به گوش جان می رسد. چنین بادا!
که به قول حضرت حافظ:
از این سَموم که بر طَرْف بوستان بگذشت
عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی
به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند
چنین عزیز نگینی به دست اهرمنی
دوشنبه هفدهم فروردین ماه هزار و چهارصد و پنج
جنگ ارتجاعی و موج جدید اعدام ها در ایران
اعدام در سایه جنگ؛ جان زندانیان سیاسی در خطر است

بیان دیدگاه