بسوی همگرائی و اتحاد هرچه گسترده تر کارگران و زحمتکشان
ترامپ: ایران را به عصر حجر بر میگردانم!
خبرهای روز ||| در حالی که شعلههای جنگ در خاورمیانه پس از یک ماه همچنان زبانه میکشد، نطق نوزده دقیقهای دونالد ترامپ از کاخ سفید، بیش از آنکه نقشه راهی برای خروج از بحران باشد، به بیانیهای مملو از تناقض بدل شد. رئیسجمهور آمریکا در شرایطی مدعی تحقق اهداف نظامی و نزدیکی به پایان جنگ است که همزمان با تهدید به بازگرداندن ایران به «عصر حجر»، بر طبل تشدید حملات در هفتههای آتی میکوبد. اردوی کار در این گزارش به واکاوی سخنان ترامپ و پیامدهای فوری آن بر بازارهای جهانی انرژی و شکافهای سیاسی در واشنگتن میپردازد.
اردوی کار – دونالد ترامپ در یک سخنرانی شبانه از کاخ سفید کوشید جنگ یکماهه با ایران را عملیاتی موفّق و «نزدیک به پایان» معرفی کند، اما محتوای سخنان او نه تنها به پرسشهای اصلی درباره چگونگی پایان دادن به این جنگ پاسخ روشنی نداد، بلکه بر نگرانیها درباره ادامه درگیری، شدت گرفتن حملات، بحران انرژی و پیامدهای اقتصادی آن افزود. رئیسجمهور آمریکا در این نطق نوزده دقیقهای گفت ایالات متحده «در آستانه پایان دادن به تهدید شوم ایران» قرار دارد و مدعی شد تقریباً همه ی اهداف نظامی آمریکا محقق شده است، اما همزمان اعلام کرد که ایران در دو تا سه هفته آینده نیز «بهشدّت» هدف حملات قرار خواهد گرفت؛ موضعی که امیدها به پایان سریع جنگ را بهطور محسوس کاهش داد.
ترامپ در سخنانش از یکسو گفت عملیات آمریکا در ایران به «تکمیل اهداف اصلی» نزدیک شده و از سوی دیگر با لحنی تهدیدآمیز تأکید کرد که واشنگتن حملات خود را در هفتههای آینده ادامه خواهد داد. او مدعی شد نیروی دریایی و نیروی هوایی ایران تقریباً نابود شدهاند و جمهوری اسلامی دیگر تهدیدی برای آمریکا و جهان نیست، اما در همان حال گفت اگر لازم باشد، آمریکا باز هم دست به حملات سنگین خواهد زد. او حتی با ادبیاتی خشن گفت ایران را به عصر حجر بازخواهند گرداند، هرچند در همان سخنرانی از ادامه گفتوگوها نیز سخن گفت. ادعای نزدیک بودن پایان جنگ و تهدید به تشدید حملات، یکی از مهمترین محورهای انتقاد منتقدان داخلی و نیز یکی از دلایل اصلی واکنش منفی بازارها بود.
بازارهای جهانی بلافاصله پس از سخنرانی ترامپ به این ابهام واکنش نشان دادند. قیمت نفت برنت نزدیک به پنج درصد جهش کرد و به حدود صد و شش دلار و شانزده سنت در هر بشکه رسید؛ حرکتی که نشان میداد سرمایهگذاران نه تنها از احتمال فروکش کردن بحران مطمئن نشدهاند، بلکه همچنان بسته ماندن تنگه هرمز و تداوم اختلال در عرضه انرژی را یک خطر جدی میدانند. همزمان بازارهای سهام در آسیا و معاملات آتی در آمریکا و اروپا افت کردند. این واکنشها در شرایطی رخ داد که ترامپ در سخنانش توضیح قانعکنندهای درباره نحوه بازگشایی تنگه هرمز ارائه نکرد و تنها بار دیگر از سایر کشورها خواست برای باز کردن این گذرگاه حیاتی اقدام کنند. او حتی با لحنی تحکمآمیز گفت کشورهایی که به نفت منطقه نیاز دارند باید خودشان به تنگه بروند و آن را بگیرند.
اهمیت تنگه هرمز در این بحران در مرکز توجه قرار دارد، زیرا ایران از آغاز جنگ عملاً این گذرگاه راهبردی را بسته و همین امر باعث جهش قیمت نفت و افزایش هزینه انرژی در سطح جهانی شده است. در آمریکا نیز بهای بنزین به بالاترین سطح خود از سال دو هزار و بیست و دو رسیده و فشار اقتصادی ناشی از جنگ، به یکی از موضوعات اصلی بحث داخلی تبدیل شده است. ترامپ در سخنرانیاش کوشید افزایش قیمت سوخت را موقتی جلوه دهد و آن را به اقدامات ایران نسبت دهد، در حالی که نهادهای بینالمللی از جمله صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی و آژانس بینالمللی انرژی هشدار دادهاند که آثار این جنگ گسترده، جهانی و نامتقارن است و ممکن است نیازمند پاسخ هماهنگ و حتی حمایت مالی از کشورهایی باشد که بیشترین آسیب را دیدهاند.
در داخل آمریکا سخنرانی ترامپ با واکنشهای تند و متناقض روبهرو شد. دموکراتها این نطق را نامنسجم توصیف کردند و گفتند رئیسجمهور به ابتداییترین پرسشهای افکار عمومی پاسخ نداده است. مارک وارنر، سناتور دموکرات، تأکید کرد ترامپ باید درباره جنگی که قیمت بنزین و کالاهای ضروری را بالا برده و اثرات آن برای مدت طولانی در اقتصاد باقی خواهد ماند، توضیحات بیشتری به مردم بدهد. کریس مورفی، دیگر سناتور دموکرات، نیز گفت پس از شنیدن این سخنرانی هیچکس در آمریکا نمیداند که کشور در مسیر تشدید تنش حرکت میکند یا کاهش آن. در اردوگاه جمهوریخواهان اما واکنشها یکدست نبود. تد کروز از ترامپ حمایت کرد و گفت او کاملاً درست سخن گفته است، اما مارجری تیلور گرین، چهره جنجالی جمهوریخواه، گفت آنچه از این سخنرانی شنیده فقط جنگ بوده و هیچ حرفی درباره کاهش هزینههای زندگی آمریکاییها در آن وجود نداشته است. این شکاف نشان میدهد که حتی در میان نیروهای سیاسی نزدیک به ترامپ نیز درباره هزینهها و اهداف این جنگ تردیدهای جدی وجود دارد.
یکی دیگر از محورهای مهم این بحران، ابهام درباره اهداف واقعی آمریکا در جنگ است. ترامپ پیشتر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای را یکی از توجیهات اصلی این عملیات عنوان میکرد، اما اکنون نگرانیها درباره ذخایر اورانیوم با غنای بالا را کماهمیت جلوه میدهد و میگوید این مواد آنقدر در اعماق زمین مدفوناند که اهمیتی ندارند. این تغییر لحن، پرسشهای تازهای درباره منطق اولیه ورود آمریکا به جنگ ایجاد کرده است؛ بهویژه آنکه تحلیلگران نیز ادعای ترامپ درباره نزدیک بودن ایران به ساخت سلاح هستهای را محل مناقشه دانستهاند. از همین رو، نطق تازه او به جای رفع ابهام، بیشتر این تصور را تقویت کرد که دولت آمریکا هنوز تعریف روشنی از نقطه پایان جنگ و معیار موفقیت آن ارائه نکرده است.
در سوی دیگر، ایران نیز روایت واشنگتن را ردّ کرده است. ترامپ مدعی شد مقامهای ایران خواهان آتشبس شدهاند، اما تهران این ادعا را دروغ و بیاساس خواند. یک منبع ارشد ایرانی نیز گفته است هیچ گفتوگویی از طریق میانجیها درباره آتشبس موقت انجام نشده و تهران برای توقف حملات خود، خواهان یک آتشبس تضمینشده است. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، نیز در نامهای خطاب به مردم آمریکا پرسید دقیقاً کدام منفعت مردم آمریکا با این جنگ تأمین میشود و آیا اصلاً تهدید عینی از سوی ایران وجود داشته که چنین رفتاری را توجیه کند. او همچنین این دیدگاه را مطرح کرد که آمریکا به خواست اسرائیل وارد جنگ شده و حملات ایران را پاسخی سنجیده و مبتنی بر دفاع مشروع توصیف کرد.
نقش میانجیها نیز همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد. دو منبع امنیتی پاکستانی به رویترز گفتهاند اسلامآباد پیشنهاد آتشبس موقت داده، اما هنوز از هیچیک از دو طرف پاسخی دریافت نکرده است. همچنین گزارش شده که معاون رئیسجمهور آمریکا، جیدی ونس، تا همین اواخر با میانجیهای پاکستانی درباره بحران ایران در تماس بوده و این پیام را منتقل کرده که ترامپ در صورت برآورده شدن برخی شروط، با آتشبس مخالفتی ندارد. با این همه، شکاف میان پیامهای علنی و تماسهای پشتپرده همچنان برجاست و همین دوگانگی، ارزیابی مسیر آینده جنگ را دشوارتر کرده است.
ابعاد انسانی جنگ همچنان رو به گسترش است. از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، هزاران نفر در ایران و دیگر کشورهای خاورمیانه کشته شدهاند. برآوردهای فدراسیون بینالمللی جمعیتهای صلیب سرخ و هلال احمر از کشته شدن دستکم هزار و نهصد نفر و زخمی شدن بیست هزار نفر در ایران حکایت دارد، هرچند راستیآزمایی دقیق این ارقام دشوار است. در لبنان نیز بیش از هزار و سیصد نفر کشته شدهاند که بیشتر آنان غیرنظامیان لبنانی بودهاند، هرچند حزبالله نیز از کشته شدن حدود چهارصد تن از نیروهای خود خبر داده است. در اسرائیل نیز از آغاز جنگ نوزده نفر کشته و پانصد و پانزده نفر زخمی شدهاند. آمریکا نیز تاکنون دستکم سیزده نیروی نظامی خود را از دست داده و صدها نفر دیگر زخمی شدهاند. همزمان فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرده که از آغاز عملیات خشم حماسی، بیش از دوازده هزار و سیصد هدف در داخل ایران مورد حمله قرار گرفته است؛ آماری که خود نشاندهنده گستردگی کمسابقه این جنگ است.
ترامپ در حالی از موفقیت عملیات و نزدیک بودن پایان آن سخن میگوید که هزاران نیروی آمریکایی همچنان در منطقه مستقرند و این حضور نظامی، امکان گسترش جنگ به یک عملیات زمینی وسیعتر را نیز باز نگه داشته است. او همچنین در روزهای اخیر بارها متحدان اروپایی آمریکا را بهدلیل مشارکت نکردن در جنگ و ناتوانی در بازگشایی تنگه هرمز مورد حمله لفظی قرار داده و حتی از احتمال خروج آمریکا از ناتو سخن گفته است. هرچند او در سخنرانی چهارشنبه شب نامی از ناتو نبرد، اما پیشتر این پیمان را ببری کاغذی خوانده بود. همین مواضع باعث شده جنگ ایران فقط یک بحران نظامی و منطقهای نباشد، بلکه به بحرانی همزمان در مناسبات آمریکا با متحدانش نیز تبدیل شود.
در مجموع، سخنرانی ترامپ نه نشانهای از یک راهبرد روشن برای خروج از جنگ ارائه کرد و نه توانست نگرانیهای اقتصادی و سیاسی ناشی از آن را کاهش دهد. برعکس، تأکید همزمان او بر نزدیک بودن پیروزی، ادامه حملات شدید، مبهم گذاشتن مسیر آتشبس و واگذاری مسئولیت باز کردن تنگه هرمز به دیگر کشورها، این برداشت را تقویت کرد که واشنگتن هنوز در میانه جنگی گرفتار است که پایان آن بسیار دورتر و پرهزینهتر از آن چیزی به نظر میرسد که رئیسجمهور آمریکا در نطق تلویزیونی خود ادعا کرد.
بیان دیدگاه