فرخ قهرمانی ||| درد و رنجِ جنگ مرز نمیشناسد. هیچ مادری در هیچ نقطهای از جهان، مرگ فرزندش را «کمتر» یا «بیشتر» تجربه نمیکند. اشک از دست دادن فرزند ملیّت ندارد و دلِ شکسته، زبان مشترک همهٔ انسان هاست.
امروز در خبرها دیدم که مادرانی از ملیّت های مختلف از جمله اسرائیلی، فلسطینی، ایرانی در شهر رُم پابرهنه راهپیماییای نمادین انجام دادند برای صلح، برای اعتراض به جنگ، برای یادآوری این حقیقت ساده که رنج انسانها از یک جنس است.
وقتی چنین صحنههایی را میبینی، وقتی میبینی چگونه مادرانِ دست در دست هم میگذارند، فهمیدن این حقیقت چندان دشوار نیست که جنگها هرگز جنگ ملّتها نیستند. جنگها جنگ قدرت ها و دولتها هستند، اما قربانیانش همیشه ملت ها هستند. و همزمان، تصاویر دیگری را هم میتوان دید.
در ایران، جمهوری اسلامی زیر سایه ی جنگ فضای دهه ی شصت را زنده کرده، اعدام های گسترش یافته، بازداشت های دسته جمعی، سرکوب، تهدید و خفقان؛ و از سوی دیگر در اسرائیل نیز می بینیم که پلیس معترضان به جنگ را بازداشت و روانه بازداشتگاه ها میکند. در هر دو سوی میدان، مردماند که زیر چرخ قدرت له میشوند، مردماند که میمیرند، مردماند که بی خانمان و آواره میشوند، مردماند که سکوتشان خریده میشود یا فریادشان سرکوب.
بیش از یک ماه بمباران، بیش از یک ماه موشک پرانی، و بیش از یک ماه ویرانی. میلیونها آواره، دهها هزار زخمی، هزاران کشته و شهرهائی که شاید دیگر شهر نیستند. این ها شاید برای عده ای عدد باشند و برای عده ای خبر اما حقیقت این است که این ها زندگی هائی هستند که از هم پاشیده اند.
با این همه، هنوز کسانی هستند که برای این ویرانی ها هورا میکشند، کسانی که جنگ را «راه آزادی» مینامند، بیآنکه ببینند آزادی هرگز از دلِ گورِ کودکان بیرون نمیآید. بیآنکه بفهمند دولتها جنگ را برای مردم آغاز نمیکنند، برای منافع خود آغاز میکنند و همانها نیز سودش را میبرند.
به قول فریدون مشیری صحبت از مرگ محبت، مرگ عشق، گفتگو از مرگ انسانیت است و واقعاً همین است. جنگ پیش از آنکه خانهها را ویران کند انسانیت را زخمی میکند و ما تنها زمانی میتوانیم از این تاریکی عبور کنیم که بفهمیم رنج انسانها از یک جنس است و هیچ پرچمی، هیچ مرزی، هیچ دولتی حق ندارد این رنج را نادیده بگیرد.
فشار دو لبهی قیچی بر زیستِ مردم؛ میان تهاجم خارجی و استبداد داخلی
کاریکاتور علیه جنگ، علیه اعدام

بیان دیدگاه