اتحاد کارگران انقلابی ایران ||| ترکیب متناقض و ناهمراستا میان زبان زور و دیپلماسی غالبا نشانه روشنی از بن بست است. بن بست در این است که زور، توانایی این که گامی در جهت گسترش درگیری بردارد، ندارد؛ و ندارد چون هیچ فرجامی جز شکست ندارد. فراتر گذاشتن گامی دیگر در جنگ کنونی از سوی آمریکا اقتصاد جهان را عمیق تر در رکود فرو می برد، دسترسی بازارها به بیست درصد نفت و گاز و پتروشیمی و کودشیمیایی لازم برای تولیدات کشاورزی جهان را برای مدتی طولانی ناممکن می سازد، و هزینه انسانی جنگ را بشدت افزایش می دهد. اشغال احتمالی جزایری مثل خارک، تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی یا قشم، با توجه به موقعیت طبیعی منطقه، قتلگاه اشتغالگران خواهد شد.
بعلاوه با وارد شدن به این اقدامات یا حتی بمباران مراکز و تاسیسات برق، اقدامات متقابل کل منابع انرژی منطقه را دچار آسیب های شدید خواهد کرد. ضمن این که بن بست جنگ کنونی را عمیق تر، فشار سیاسی بر هیئت حاکمه ی آمریکا را بیشتر، فروپاشی ارتش اسرائیل را عریان تر و نابودی رژیم های عربی را سریع تر خواهد کرد.
تنها راه آمریکا برای فرار از باتلاقی که در آن گیر افتاده دیپلماسی است. ولی دیپلماسی باید با واقعیت های میدان همخوان باشد. وقتی سلاح زیادی برای رهگیری موشک های تهران باقی نمانده، نرخ اصابت موشک ها به اسرائیل به ادعای رژیم به حدود هشتاد درصد رسیده است. و وقتی آمریکا ناچار شده به اوکراین اعلام کند که نمی تواند به خاطر جنگ با ایران موشک های تاد را در مهلت مقرر ارائه دهد، دیپلماسی نمی تواند همان ادعای تسلیم بی قید و شرط را در برابر حریف آمریکا و اسرائیل بگذارد. وقتی در جنگ وارد باتلاق می شوند، نمی توانند در دیپلماسی برای فرار از جنگ، صرفا با تهدید، موفقیتی را نصیب خود کنند که در نزدیک به یک ماه جنگ در برابر آن ناکام مانده اند.
تا زمانی که این تناقض میان دیپلماسی و واقعیت های توازن نیروها در میدان رویارویی های نظامی برطرف نشود، نه گامی به پیش نهادن در جنگ از سوی آمریکا راه خروج از باتلاق است و نه مذاکرات. همین تناقض است که اکنون به شکل برخوردهای آشکارا متناقض از سوی ترامپ بازنمایی می شود.
او از توقف ده روزه حملات به زیرساختهای انرژی، حرف می زند و همزمان حملات به بخشهای تولیدی و هستهای (فولاد، کیک زرد، آب سنگین) ایران صورت می گیرد. در این سو پیام حملات تلافی جویانه به تاسیسات مشابه در شش کشور از سوی جمهوری اسلامی داده شده است. در واقع ضربالاجل در لفظ، و نقض صریح و فوری آن در عمل نشانه همان بن بستی است که آمریکا در آن گرفتار شده است. با چنین رویکردهای متناقضی نه مدیریت افکار عمومی داخلی آمریکا عملی است نه فشار برای مذاکره.
ترامپ شاید با تفکیک میان زیرساخت انرژی (شامل نفت و برق) و زیرساخت تولیدی و صنعتی، سعی کرد از یک سو فشار اقتصادی را به حداکثر برساند و از سوی دیگر، با ژستِ دیپلماتیک، مانع از واکنشهای تند بینالمللی یا تلافیجویانه فوری شود، اما روشن است که چنین رویه ای پاسخ نمی دهد و او باید حساب کند که فشار اقتصادی ناشی از حملات تلافی جویانه موشکی ایران به زیرساخت های تولیدی و صنعتی منطقه بر آمریکا هم متقابلا افزایش خواهد یافت.
گزارشهای مربوط به تلفات انسانی در مناطق مسکونی در شهرری، پردیسان، قم و کرمانشاه نشاندهنده تداوم رویکرد تبهکارانه درعملیات نظامی است که وجهی دیگر از بن بست جنگ در مرحله کنونی را به نمایش می گذارد. حملات به مناطق پرجمعیت و حاشیهای معمولاً با هدف فرسوده کردن تابآوری اجتماعی و تحت فشار قرار دادن بدنه جامعه صورت میگیرد، ولی این حملات هم حالا با ته کشیدن موشک های رهگیری آمریکا دیگر فقط یک طرفه نیست و آمار تلفات در اسرائیل و کشورهای عربی متحد آمریکا رو به افزایش است.
تمرکز حمله روی صنایع سنگین (فولاد مبارکه، فولاد خوزستان، شهرک صنعتی اراک)؛ یک جنگ تمامعیار اقتصادی است. هدف قرار دادن فولاد و واحدهای صنعتی در زمان فعالیت کارگران، علاوه بر خسارت مالی، امنیت جانی کارگران را به طور مستقیم مورد هدف قرار داده است. حمله به مجتمع کیک زرد اردکان و آب سنگین خنداب، خطرناکترین بخش این سناریو است. این حملات عبور از خطوط قرمز پیشین است.
ما با وضعیتی روبرو هستیم که در آن تناقض دیپلماسی و جنگ، صرفا پوششی برای ادامه حملات وحشیانه نظامی شده است. ترامپ با اعلام توقف در بخش انرژی و تشدید حمله در بخشهای مسکونی و صنعتی، سعی دارد ایران را در موقعیت انتخاب بین بد و بدتر قرار دهد و جمهوری اسلامی با حملات تلافی جویانه علیه اهداف مشابه در اسرائیل، قطر، عربستان، امارات، بحرین و کویت همین انتخاب را در برابر متحدان آمریکا قرار می دهد و از این طریق فشار را به آمریکا منتقل می کند.
در حالی که به آستانه یکمین ماه جنگ نزدیک می شویم، هیچ افق روشنی برای پایان فوری درگیری ها و آتش بس پیدا نیست. جنون پیروزی به هر قیمت و فرار از پیامدهای شکست به هر وسیله، تنها با فشار مستقل و نیرومند علیه جنگ و جنگ طلبان در میان وجدان های بیدار و آزادیخواه مردم جهان می تواند مهار شود.
تا همین الان مشخص نیست ادعای ترامپ در رابطه با خوب پیش رفتن گفتگوها یک بلوف سیاسی است یا اینکه مذاکرات در کانال های زیرزمینی ادامه دارد.
تا همین الان خبری از واکنش های بین المللی -که قطعا هزینه را برای ترامپ بالا خواهد برد- علیه کشتارمردم غیرنظامی بویژه کودکان دیده نمی شود.
جنگ در آمیزه ای از تناقضات، دروغ گویی ها، مطالبات غیرواقعی، گسترش تلفات انسانی و افزایش انهدام زیرساخت ها ادامه یافته است.
جمعه هفتم فروردین ماه هزار و چهارصد و پنج

بیان دیدگاه