امیرجواهری لنگرودی ||| به آنانی که برای جنگ و تهاجم خارجی به ایران هُورا میکشند باید بدانند جنگاوران متجاوز، سفیر دمکراسی و آزادی برای ایران نیستند.
کلیپی که ازکرمانشاه دریافت کردم، دلم را به درد آورد. مردمی که زیر فشارتورم، بیکاری و سرکوب کمرشان خم شده، حالا باید صدای کسانی را هم بشنوند که ازهزاران فرسخ دورتر فریاد میزنند: بزن و تمامش کن.
و هرکس که بگوید نه به جنگ، نه به دخالت خارجی، بلافاصله با سیلی از توهین و اتهام روبهرو میشود. گویی مخالفت با بمباران ایران، به معنای حمایت ازجمهوری اسلامی است.
این همان دوگانهٔ فریبکارانهای است که سالهاست تبلیغ میشود: یا باید زیر سایهٔ استبداد داخلی زندگی کرد، یا به بمباران خارجی دل بست.
اما این دوگانه دروغ است. تاریخ منطقه ی ما بهروشنی نشان داده است که هیچ جنگ خارجی، آزادی به ارمغان نیاورده است. افغانستان، عراق، لیبی و سوریه شاهدان زنده ی این حقیقت تلخاند.
جنگ نه دموکراسی میآورد و نه عدالت؛ جنگ تنها ویرانی، ناامنی و فروپاشی اجتماعی را به جا میگذارد.
جنگ، فقط حکومتها را هدف نمیگیرد بلکه جنگ، زندگی مردم را هدف میگیرد. خانهها و بیمارستانها، مدارس و دانشگاهها، کارخانهها و صنایع سبک و سنگین، زیرساختهای حیاتی یک کشور، نخستین قربانیان جنگاند. جنگ شبکههای آب و برق ، نفت و گاز را از کار میاندازد، اقتصاد را فلج میکند و نسلها را با زخمهای روحی و اجتماعی تنها میگذارد.
اما عجیب آن است که برخی از کسانی که در کانادا، آمریکا، اروپا و استرالیا، (سوئد) زندگی آرامی دارند، از دور برای موشکهایی که به ایران شلیک می گردد، هُورا میکشند که در واقع قرار است برسرهمان مردمی فرود آید که خود را مدافعشان مینامند.
آیا واقعاً میتوان آزادی را با موشک و بمب به یک ملت هدیه داد؟
حقیقت سادهتر از آن است که پنهان بماند: قدرتهای جهانی هرگز برای آزادی ملتها جنگ به راه نمیاندازند. جنگها برای منافع ژئوپولیتیک، بازار سلاح و گسترش نفوذ سیاسی شکل میگیرند. در این میان، ملتها فقط هزینهٔ جنگ را میپردازند.
مردم ایران امروز در دو آتش گرفتارند: از یک سو استبداد و سیاست های بحرانآفرین حکومت اسلامی، و از سوی دیگر تحریمها، تهدیدها و سایه ی جنگ خارجی.
امّا راه رهایی از این بنبست، نه در تداوم استبداد است و نه در آغوش کشیدن جنگ. راه رهایی، راه مردم است. هیچ نیروی خارجی نمیتواند آزادی را به یک ملت هدیه کند. آزادی تنها زمانی به دست میآید که خود مردم، با سازمانیابی، همبستگی و مبارزهٔ آگاهانه، سرنوشت خویش را در دست بگیرند.
کسانی که میخواهند مردم ایران را میان دو گزینهٔ استبداد داخلی و بمباران خارجی مجبور به انتخاب کنند، درحقیقت راه سوم را پنهان میکنند. راه مبارزهٔ مستقل مردم برای آزادی.
ایران فقط حکومت نیست، ایران فقط مرزهای جغرافیایی نیست، ایران یعنی مردم. و مردمی که زیر فشار جنگ، تحریم و سرکوب زندگی میکنند، بیش از هر چیز به صلح، امنیت و امکان مبارزه برای آیندهٔ بهتر نیاز دارند؛ نه به موشکهایی که شهرهایشان را به ویرانه تبدیل کند.
نتیجه و جان کلام:
آنانی که در تقابلِ با ما مخالفین دخالت خارجی، برای جنگ هُورا می کشند، باید بدانند اگر به ایران فکر می کنند، این جنگ هر روزی که ادامه پیدا کند، به ضرر مردم ماست. یعنی بازنده اصلی مردم ایرانند، خشم ما از رژیم نباید به ادامه ی جنگ منتهی گردد.
منطقی این خواهد بود تا از پیش داوری درحق مردمی که زیرفشارجنگ له می شوند، پرهیز کنند. خوب است زیر آتشفشان سیاست جنگ طلبان داخلی و خارجی به مردم نظرافکند و فریاد آنان را بشنوند. که بر علیه خباثت نظام جنگ طلب -و هرچه جنگ افروز-، نفرت خود را برزبان میرانند و فریاد می زنند: باید هرچه زودتر این جنگ متوقف گردد.
نه به جنگ، نه به مداخله خارجی!
زنده باد آزادی و برابری! در آتش جنگ، جان زندانیان سیاسی و عقیدتی در خطر هر روزه است و هزاران هزار خانواده نگران وضعیت آنان اند.

بیان دیدگاه