شبِ درازِ تهران

در لحظه‌ای که بمب‌ها بر شهری فرود می‌آیند که سال‌ها زیر سایهٔ بن‌بست سیاسی زیسته است، سیاست ایران عریان‌تر از همیشه رخ می‌نماید. جامعه‌ای فرسوده از اقتدارگرایی به‌ناگاه خود را در میانهٔ آتشی می‌یابد که از بیرون زبانه کشیده است. همین تقارنِ هولناک است که توهم نجات بیرونی را می‌زداید. جنگ نه دری به اصلاح می‌گشاید و نه افقی به رهایی. برعکس، میدان را برای خشن‌ترین نیروها و بی‌مهارترین قدرت‌ها فراخ‌تر می‌کند. معنای این لحظه چیزی جز فشردگی هراس‌آور تاریخ نیست: زمانی که ثانیه‌ها فشرده و نفس‌ها کوتاه می‌شوند و مردمی که در دل آتش، میان خوف و خشم، ایستاده‌اند و پایان این شب دراز را انتظار می‌کشند.

بیان دیدگاه