نیروی سوم: در شرایط بحران و جنگ، فردگرایی نه امنیت می‌آورد و نه بقا!

گسترش همکاری میان نیروهای چپ رادیکال، تمرکز بر تقویت نقش و نفوذ تشکل های مستقل مدنی، صنفی کارگری گامی مبرم در راستای تقویت عمومی نیروی سوم است.

داوطلب – تجربیاتی از جنگ در اکراین ||| آنچه تاب‌آوری می‌سازد، همبستگی استراتژیک، شبکه‌سازی افقی و اعتماد اجتماعی است. در روزهای نخست تهاجم ۲۰۲۲، ایستگاه قطار لویو صحنه‌ای تکرارشونده داشت.

مادرانی با چمدان‌های کوچک، کودکانی که فقط یک کوله‌پشتی داشتند، و داوطلبانی که نه یونیفرم نظامی، بلکه جلیقه‌های ساده زردرنگ پوشیده بودند. آن‌ها سرباز نبودند؛ معلم، برنامه‌نویس، راننده تاکسی و دانشجو بودند اما در همان هفته اول به ستون پنهان بقا تبدیل شدند.

در «لویو» سالن‌های ورزشی و مدارس به مراکز لجستیک بدل شد. گروه‌های تلگرامی محلی هر چند ساعت به‌روزرسانی می‌شد: «پتو کم داریم»، «داروی فشار خون نیاز فوری»، «سه سالمند برای انتقال به مرز آماده‌اند». تصمیم‌ها در همان‌جا گرفته می‌شد؛ بدون امضای چندلایه اداری.

در «کی یف» نیز شبکه‌های محلی، همزمان با تهدید نظامی، کارکرد اجتماعی شهر را حفظ کردند. آشپزخانه‌های عمومی برای نیروهای دفاعی و غیرنظامیان، سامانه‌های مردمی انتقال مجروحان، و حتی تیم‌های پشتیبانی روانی برای کودکانی که شب‌ها صدای انفجار می‌شنیدند.

این فقط «کمک‌رسانی» نبود؛ یک مدل اجتماعی بود

تحلیل‌های منتشرشده از سوی «گروه بحران بین المللی» نشان می‌دهد در هفته‌های نخست جنگ، بخش مهمی از توزیع اقلام حیاتی عملاً توسط شبکه‌های داوطلبانه انجام شد؛ پیش از آن‌که سازوکارهای رسمی فرصت کنند که خود را با شرایط وفق دهند.

اما چرا این شبکه‌ها فرو نپاشیدند؟

زیرساخت اعتماد پیشینی ||| پس از تحولات ۲۰۱۴، جامعه مدنی اوکراین تجربه سازماندهی و بسیج داشت. این سرمایه اجتماعی در لحظه بحران «فعال» شد، نه اینکه از صفر ساخته شود.

ساختار افقی و غیرمتمرکز ||| هر محله یک گره در شبکه بود. اگر یک مسیر مختل می‌شد، مسیر دیگری فعال می‌شد. این همان منطق «تاب‌آوری شبکه‌ای» است: نبودِ مرکزِ واحدِ آسیب‌پذیر.

بیان دیدگاه