اتحاد کارگران انقلابی ایران ||| در پی وقایع خونبار دیماه، سخنان اخیر رهبر جمهوری اسلامی درباره دستهبندی کشتهشدگان، بیش از آنکه مرهمی بر زخمهای جامعه باشد، نشاندهنده یک «پارادوکس سیاسی» است. حاکمیتی که در اوج اعتراضات دستور برخورد سخت صادر کرده بود، اکنون در جایگاه «مدعی خون» جانباختگان نشسته است. این رویکرد، تلاشی برای سلب مسئولیت و تلطیف چهرهی نیروهای امنیتی تعبیر میشود، اما در نبود شفافیت، تنها به تعمیق بحران اعتماد در میان خانوادهها و صنوف انجامیده است.
تحلیل سخنان علی خامنهای نشاندهنده یک مهندسی اجتماعی در میان قربانیان است. او کشتهشدگان را به سه گروه تقسیم کرد: نیروهای نظامی و بسیج؛ که آنها را «برترینِ شهدا» نامید، رهگذران و کسبه؛ که آنها نیز در زمره ی شهدا قرار گرفتند. معترضان (فریبخوردگان)؛ کسانی که به تعبیر او با دشمن همراهی کردند اما با این حال دستور داده شد «شهید» محسوب شوند. این دستهبندی در حالی صورت میگیرد که بسیاری از ناظران معتقدند شلیک مستقیم به معترضان در خیابانها، با ادعای «فرزند خود خواندن» آنها در تضاد بنیادین است.
یکی از بزرگترین موانع در مسیر حقیقتیابی، عملکرد نهادهای موازی و وابسته است. در حالی که «سکینه پاد»، وکیل و عضو کمیته پیگیری رخدادهای جنبش ژینا، از عدم معرفی اعضای کمیته ی پیگیری حوادث دیماه و نامشخص بودن سازوکار ثبت شکایات انتقاد میکند، سابقه تاریخی نشان میدهد که کمیتههای حکومتی فاقد استقلال لازم هستند.
از سوی دیگر، نقش صداوسیما به عنوان ابزاری برای پنهانکاری و روایتهای یکطرفه، باعث شده است که جامعه به میانجیگریهای قضایی با تردید جدی بنگرد. در غیاب گزارشهای شفاف دولتی، نهادهای مدنی همچون «شورای کانون صنفی معلمان» با پروژههایی نظیر نیمکتهای خالی (مستندسازی نام بیش از ۲۳۰ دانشآموز جانباخته)، بارِ روایتگری صادقانه را به دوش کشیدهاند.
سخنان اخیر مسعود پزشکیان درباره استفاده از «فناوریهای نوین» برای مدیریت ناهنجاریها بدون آسیب به شهروندان، با واقعیتهای میدانی اعتراضات در بیش از یکصد و پنجاه شهر کشور، فرسنگها فاصله دارد. استفاده از ادوات زرهی و شلیک رگبار در کوچه و خیابان، نشاندهنده شکافی صد و هشتاد درجهای میان «ادعای مدیریت سلامت» و «عملکرد سرکوبگرانه» است.
تا زمانی که کمیتههای پیگیری، استقلال خود را از دولتها به دست نیاورند و مستندسازی رخدادها بر پایه حقایق میدانی نباشد، دستهبندی کشتهشدگان به «شهید» و «فریبخورده» نمیتواند شکاف میان مردم و حاکمیت را ترمیم کند. برخورد با معترضان معیشتی به مثابه دشمن، ریشه اصلی تبدیلِ «هنجار به بحران» است که حاکمیت همچنان از پذیرش مسئولیت مستقیم آن سرباز میزند.
پنجشنبه سی ام بهمن ماه هزار و چهارصد و چهار

بیان دیدگاه