کوتاهی از کلمات نیست؛ فاجعه بزرگ است!

نیاید آن روزی که جنایتِ هیجدهم و نوزدهم به فراموشی سپرده شوند. شلیک توحش بر قلب آزادی کوچه را، خیابان را و شهر را معطّر کرد به عطر آنان که سر نهادند به پای آزادی.

یازده جسد ناشناس در حیاط خلوت بیمارستان الغدیر تهران


مقابلِ غسالخانه‌ی کلمات – سیدعلی صالحی

همه …. همه‌ی رفتگان به تا ابد داغدارِ ما بازماندگان خویش‌اند:

پس تو نیز سیاه‌پوشِ پیاده‌گانی باش که برای کنار کشیدن پرده‌ها تنها از جانِ پنهان خود گذشته‌اند.

گذشتند تا آشکار عاشقانه‌ترین ترانه‌ی شاعران شوند.


جنازه در سردخانه ماند؛ اشک‌ها خالیِ یک گور را تر کردند – الهه محمدی

نخستین بار چهل روز پیش با شما آشنا شدم. دوستان پسرتان خبر را آوردند. خبر گم شدن و بعد مرده پیدا شدنش را. خبر مرگ تنها فرزندی که با نان کارگری، در خانه‌ای چهل متری، گوشه‌ نَداری تهران، پاسگاه نعمت‌آبا‌د بزرگش کرده بودید.

از همان چهل روز پیش، محله شما پر از حجله بود؛ در هر کوچه چند حجله و در هر حجله، عکس‌های رنگی و در هر عکس، صورتی زیبا و در هر صورت، چشم‌هایی درخشان و این‌ها همه، حجله جوانانی که «بسیاری‌شان هنوز صورت عشق را بر سینه نفشرده» بودند و «موهای صورتشان هنوز درنیامده بود».

شما را، پدر و مادر عزیز آن جوان گمشده که مرده پیدا شد اما شرایط تحویل گرفتن بدنش، در توانتان نبود، چهل روز پیش شناختم؛ درست از هجدهم دی‌ماه که تاریکی بر جهانمان سقوط کرد.

گفته بودید «نمی‌توانیم» و قرار گذاشته بودید سر یک گور خالی گریه کنید. سر یک گور خالی گریه کردن، گویی اشارتی بود بر پذیرنده و آرامنده بودن خاک که از چهل روز پیش، سروهای جوان ایران را در دلش جای داد.

این می‌توانست یک داستان کوتاه یا هایکویی ژاپنی باشد درباره پدر و مادری که در درازای بی‌انتهای فقرشان، حتی نتوانستند روزها بدن بی‌جان پسرشان را تحویل بگیرند، روی شانه‌هایشان تشییع کنند و قامتش را در میان گودالی از خاک، دراز کنند: «جنازه در سردخانه ماند؛ اشک‌ها خالیِ یک گور را تر کردند.اما واقعی است….


سوگنامه‌ی بوئنوس آیرس – لارنس تورنتون

آرژانتین [بخوان ایران] پر از نام است. خاطرات ما پر از نام است. نام‌ها هم همچون درختان و پرندگانی که نفس می‌کشند، واقعی‌اند. نام‌ها حق انسان‌ها هستند. ولی هستند کسانی که معتقدند می‌توانند آدم‌ها و نام‌هایشان را بگیرند. اتفاقی که نباید بیفتد. نام‌ها دیگر هرگز، هرگز نباید دزدیده شوند.

بیان دیدگاه