اخبار جنبش دانشجوئی در هفته ای که گذشت!

خبرهای روز ||| جنبش دانشجویی اکنون در برابر دو فشار ایستاده است: سرکوب مستقیم جمهوری اسلامی و تلاش برای مصادره سیاسی از سوی جریان‌های قدرت‌طلب. با این حال، تجمع‌ها و بیانیه‌ها نشان می‌دهد دانشگاه همچنان میدان نقد قدرت باقی مانده است؛ نه ابزار حکومت و نه سکوی بازتولید اقتدار گذشته. دانشگاه اگر قرار است معنایی داشته باشد، همان معنای تاریخی خود را حفظ خواهد کرد: سنگر آگاهی، حافظه و مقاومت.


دکتر ریبین مولودی، ورودی ۱۳۸۶ دانشکده دندانپزشکی تبریز، در تاریخ ۱۱ بهمن‌ماه در شهرستان اشنویه و مقابل مطب شخصی خود بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شده است. تا به امروز (۲۳بهمن)، هیچ‌گونه اطلاعات روشنی درباره دلیل بازداشت یا اتهامات احتمالی و محل نگهداری ایشان منتشر نشده است. همچنین علی‌رغم پیگیری‌های انجام‌شده از مراجع ذی‌صلاح، تاکنون پاسخ روشنی در این خصوص دریافت نشده است. براساس شنیده‌ها، آخرین ارتباط وی مربوط به چند روز گذشته بوده و در حال حاضر اطلاع دقیقی از وضعیت ایشان در دسترس نیست.


مهرشاد شفائی به قتل رسید. بنا بر گزارش‌های رسیده به دانشجویان متحد، جاویدنام مهرشاد شفائی، ۲۱ ساله، دانشجوی ترم پنجم رشتهٔ حسابداری دانشگاه آزاد ساوه، در روز ۱۸ دی‌ماه توسط نیروهای سرکوب‌گر جمهوری اسلامی  با گلوله جنگی کشته شد.


جاویدنام سروش صادقی‌زاده، متولد ۱۳۷۸، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر دانشگاه شیخ بهایی و شاغل در حوزه دیجیتال مارکتینگ، روز ۱۸ دی‌ماه در جریان اعتراضات اصفهان به دست سرکوب‌گران جمهوری اسلامی کشته شد.


دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد، روز دوشنبه ۲۰ بهمن، در اعتراض به حکم صادرشده برای امین پورفرهنگ و کشته‌شدن پارسا صفار و محمدمهدی سالاری، مقابل دانشکده داروسازی تجمع کردند. از شعارهای داده‌شده می‌توان به «آزادی، آزادی، آزادی»، «دانشجو می‌میرد ذلت نمی‌پذیرد» و «قسم به خون یاران، ایستاده‌ایم تا پایان» اشاره کرد.


هما تیموری بازداشت شد. هما تیموری فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد اندیشه سیاسی دانشگاه تربیت مدرس با یورش نیروهای سرکوب به خانه‌اش در تهران بازداشت شد.


تشکیل پرونده انضباطی برای دانشجویان دانشگاه بیرجند. بر اساس گزارش‌ دانشجویان متحد، اخیرا کمیته انضباطی دانشگاه بیرجند با تعداد کثیری از دانشجویان تماس گرفته و از تشکیل پرونده انضباطی، شکایت حراست علیه آنان خبر داده است. در برخی موارد، دانشجویان به اخراج و محرومیت از تحصیل تهدید شده‌اند. همچنین کمیته انضباطی این دانشگاه، در اقدامی عجیب و برخلاف شیوه‌نامه انضباطی، از دانشجویان خواسته است تا از خود در حال قرائت دفاعیه، فیلم تهیه کرده و آن را برای کمیته ارسال کنند.


جاویدنام علی‌عباس زورقچیان، فارغ‌التحصیل دکترای مهندسی کامپیوتر از دانشگاه امیرکبیر، دانشجوی پست‌داک دانشگاه علم و صنعت و استادیار مؤسسه آموزش عالی شفق در تنکابن، در جریان اعتراضات دی‌ماه به دست سرکوب‌گران جمهوری اسلامی کشته شد.


اطلاعیه انجمن دانشجویان دانشکده علوم پزشکی تهران: وقتی به تخت بیمارستان هم رحم نمی‌شود. اینجا، سرکوب فقط در خیابان اتفاق نمی‌افتد. اینجا قدرت تا جایی پیش می‌رود که بدنِ زخمی را هم رها نمی‌کند. حتی وقتی آن بدن روی تخت بیمارستان افتاده است. نامه‌ای که اخیراً از سوی نهادهای انتظامی به برخی دانشگاه‌های علوم پزشکی ابلاغ شده، پرده از حقیقتی عریان برمی‌دارد: در منطق حاکم، هیچ حریم امنی وجود ندارد. نه خانه، نه دانشگاه، نه بیمارستان. در این نامه، با بی‌شرمی، از مراکز درمانی خواسته می‌شود مدارک بالینی و تصاویر مجروحان اعتراضات را در اختیار پلیس قرار دهند؛ یعنی جایی که باید آخرین پناه انسان باشد، به ایستگاه شناسایی و تعقیب بدل شود. این دیگر فقط نقض اخلاق پزشکی نیست؛ این ادامه‌ی سرکوب با ابزار درمان است. از همان روزهای نخست آموخته‌اند که بدن، میدان قدرت است. بدن زن، بدن معترض، بدن دانشجو، بدن زخمی. و حالا این منطق به بیمارستان کشیده شده است: اگر زخمت «سیاسی» باشد، دیگر بیمار نیستی؛ پرونده‌ای. اصل محرمانگی پزشکی، در همه‌جای جهان، خط قرمزی خدشه‌ناپذیر است. اما اینجا، خط قرمزها شناورند؛ هرجا که بقا اقتضا کند، اخلاق، قانون و حتی جان انسان تعلیق می‌شود. آنچه در این نامه دیده می‌شود، اعلام رسمی همین تعلیق است:

تعلیق اخلاق پزشکی به نفع امنیت، تعلیق درمان به نفع کنترل.

نتیجه روشن است. بیماری که بداند مراجعه به بیمارستان می‌تواند به بازداشت، احضار یا پرونده‌سازی منجر شود، مراجعه نمی‌کند. این یعنی افزایش مرگ‌های خاموش، زخم‌های درمان‌نشده و ترسی سیستماتیک که تا عمق جامعه نفوذ می‌کند. بدنی که از درمان هم می‌ترسد. دانشگاه‌ علوم پزشکی‌ای که به چنین دستوری تن دادند، دیگر نه دانشگاه است و نه ارتباطی با اخلاقیات پزشکی دارد؛ بلکه بخشی از ماشین سرکوب خواهد بود. پزشکی که به جای محافظت از بیمار، اطلاعات او را تحویل می‌دهد، از سوگند خود عبور کرده است. و نظامی که بیمارستان را به بازوی امنیتی بدل می‌کند، رسماً اعلام می‌کند که هیچ ارزشی بالاتر از بقای قدرت ندارد. این نامه فقط یک سند اداری نیست؛ سند فروپاشی مرز میان انسان و دشمن است. جایی که زخمی‌ها پیش از انسان بودن، دشمن‌اند. و شاید باید این را بلند و روشن گفت: کسانی که بیمارستان را ناامن می‌کنند، نه فقط معترض، بلکه زندگی را سرکوب کرده‌اند.


بیانیه جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران. در پی انتشار محتوایی مبنی بر ادعای حمایت دانشجویان ایران از رضا پهلوی، لازم می‌دانیم به‌عنوان جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران، موضع خود را به‌صورت شفاف و مسئولانه اعلام کنیم. دانشجویان ایران، به‌ویژه در دانشگاه تهران، از حافظه تاریخی و آگاهی سیاسی برخوردارند. دانشگاه، نهادی بی‌ریشه یا فاقد حافظه نیست که بتوان آن را با روایت‌های جعلی یا مصادره نمادین به نام جریان‌های قدرت بازتعریف کرد. دانشگاه تهران به‌عنوان سنگر آزادی، دقیقاً در تقابل با سرکوب شکل گرفته است؛ سرکوبی که یکی از خونین‌ترین نمونه‌های آن در دوران حکومت محمدرضا پهلوی و با شلیک مستقیم به دانشجویان رقم خورد. همان واقعه‌ای که مرز روشنی میان دانشگاه و دیکتاتوری ترسیم کرد و ۱۶ آذر را به سنگر آزادی دانشجویی بدل ساخت. از این منظر، ادعای حمایت دانشجویان از یک جریان مبتنی بر قدرت موروثی و فردمحور، نه‌تنها نادیده‌گرفتن تاریخ دانشگاه، بلکه تحریف آگاهانه معنای جنبش دانشجویی است. دانشگاه ایران هرگز محصول لطف قدرت نبوده، بلکه همواره در برابر آن ایستاده است؛ چه قدرت دینی، چه قدرت سلطنتی. ما تأکید می‌کنیم که دانشجویان ایران، با درک تجربه‌های تاریخی قرن گذشته، از هر شکل فاشیسم، فردپرستی و بازتولید اقتدار موروثی فاصله گرفته‌اند. فاشیسم، پیش از آن‌که به ابزار سرکوب متوسل شود، خود را در زبان حذف، تقدس‌سازی از فرد، و مصادره اراده جمعی نشان می‌دهد. دانشگاه نمی‌تواند و نخواهد توانست چنین منطقی را نمایندگی کند. ما هرگز اجازه نخواهیم داد دانشگاه، که سنگر آگاهی، نقد و تکثر است، به‌واسطه تبلیغات جعلی و ادعاهای بی‌پایه، به تریبون جریان‌های پادشاهی‌خواه و فردمحور تبدیل شود. تصاحب نمادین دانشگاه، همان‌قدر نامشروع است که تصاحب سیاسی آن. دانشگاه و پادشاهی، در منطق سیاسی و تاریخی، در تقابل با یکدیگر قرار دارند. پیوندزدن این دو، نه نشانه وحدت، بلکه بی‌احترامی به شعور دانشجو و انکار معنای دانشگاه به‌عنوان نهادی منتقد قدرت است. دانشجویان ایران، آگاهانه و مسئولانه، راه آزادی را نه در تکیه بر منجی، بلکه در ساختن ساختارهای دموکراتیک، نقدپذیر و کثرت‌گرا جست‌وجو می‌کنند. از تمامی دانشجویان کشور خواستاریم بیانیه‌ها و مواضع خود را صرفا با آرم دانشگاه محل تحصیل منتشر کنند تا از هرگونه سوءاستفاده، مصادره یا تحریف مطالب به نام  فاشیسم پهلوی  از جامعه دانشگاهی جلوگیری شود. حفظ استقلال، هویت و اعتبار صدای دانشجو، مسئولیتی جمعی است.


جاویدنام احسان جعفری، دانشجوی میکروبیولوژی دانشگاه آزاد کرمان، روز جمعه ۱۹ دی ماه بر اثر اصابت گلوله جنگی توسط سرکوب‌گران جمهوری اسلامی زخمی می‌شود و به کما می‌رود. او پس از حدود یک ماه، جان خود را از دست می‌دهد.


بیان دیدگاه