محمدصادق جنان صفت نوشت:
- رسانهنگاران ایرانی مانده در سرزمین مادری روزهای سختی را که تا امروز تجربه نکرده بودند سپری میکنند. رسانهنگاران در انتخاب موضوعی که باید درباره آن خبر تهیه کنند، گزارش بنویسند یا یادداشت و سرمقاله آماده کنند با شمار قابلاعتنایی محدودیت روبهرو شدهاند.
- آنها با درون خود در نبردند که آیا باید رخدادهای جانفرسای دیماه را نادیده بگیرند و درباره پیامدهای این رویدادهای غمانگیز چیزی ننویسند؟ بدون چونوچرا همه رسانهنگاران باور دارند باید راهها باز باشند تا بتوانند از دریچههای گوناگون به این مقوله پرداخته و در اندازه و بضاعت دانش و بینش خود بر تاریکیها نور بیندازند.
- محدودیت دیگر در این مسیر احتیاط بیش از اندازه نهادهای نظارتی است که باور دارند هر خبر و گزارش باید در چارچوب کلان راهبرد روایتی تهیهشده بگنجد. با این همه به هرحال باید کاری کرد و نوشت.
- بهنظر نگارنده در این وانفسا هیچ چیزی جز زندگی و روزگار مردم نمیتواند و نباید در کانون توجه و پله نخست پردازشها بنشیند. میلیونها میلیون شهروند ایرانی از زن و مرد و پیر و جوان و پولدار و بیپول و حتی مدیران میانی و پایینتر دستگاههای بزرگ دیوانسالاری اداری و نظامی این روزها سرسام گرفته و نمیدانند سرنوشتشان چه خواهد شد.
- شهروندان ایرانی این روزها علاوهبر اینکه سرسام و دلهره جنگ را دارند به این هم میاندیشند که آیا باید خود را در ابهام نه جنگ نه صلح آماده و روزها و ماههای آینده را بدون اینکه تکلیف شان روشن باشد دنبال کنند و همچنان با رفتارهای زیگزاگی روبهرو شوند. این وضعیت بدترین حالتی است که میتوان تصور کرد و آسیبهای آن را دیده و مزه تلخ آن هنوز زیر زبان ایرانیهاست.
- رسانهنگاران باید درباره مردم بنویسند و درباره هرچه جز مردم باید بنویسند با درنگ برخورد کنند. باید از دردهای مردم نوشت و بازتاب داد تا نهادهای حاکمیتی بدانند روزگار و کسبوکار و معیشت آنها در چنین وضعیتی چیست؟
بیان دیدگاه