اتحاد کارگران انقلابی ایران ||| اکثریت مردم ایران دور شدن خطر جنگ و فوریت آن را حتی اگر فقط یک قدم باشند مثبت می دانند و از آن استقبال می کنند، هر چند طیف راست سلطنت طلب که رویای بازگشت به قدرت از طریق بمباران ایران را در سر داشت اکنون سرخورده شده و برخی از آنها با صراحت از «خیانت ترامپ» سخن می گویند. در پاسخ به چرایی ترجیح مذاکره بر جنگ در مسقط توجه به نکات زیر مهم و روشنگر است:
در ماههای اخیر، همزمان با اوجگیری تهدیدهای نظامی، استقرار ناوها در خلیج فارس و فضاسازی درباره «جنگ قریبالوقوع»، یک تناقض ظاهری شکل گرفته است. جنگ، برخلاف تصور رایج، در حال حاضر، هم برای جمهوری اسلامی و هم برای امریکا پرهزینهتر از مذاکره است.

اول: امریکا جنگ روانی را جایگزین جنگ واقعی کرده است. افزایش فشار روانی، تهدید دائمی، بلاتکلیفی، و القای اینکه «هر لحظه ممکن است جنگ شود» ابزارهایی هستند که بدون هزینه نظامی، میتوانند بازار ارز را ملتهب کنند، سرمایه اجتماعی را فرسوده کنند، دولت را در جمهوری اسلامی در موضع دفاعی دائمی نگه دارند. از این زاویه، اگر جنگ روانی موفق شود، اصلاً نیازی به جنگ واقعی نیست.
دوم: سقوط حدود هشتاد درصدی ارزش ریال در شانزده ماه، و از بین رفتن بیش از پنجاه درصد دارایی واقعی اکثریت مردم (بر اساس الگوی مصرف طبقات پایین)، برای آمریکا یک پیام روشن دارد: تا همین الان فشار اقتصادی، بدون شلیک حتی یک موشک، به نتایجی منجر شده که شاید با جنگ واقعی سالها طول می کشید که این خواست امریکا متحقق می شد.
سوم: جنگ مستقیم، منطقه را از کنترل خارج میکند. جنگ با جمهوری اسلامی، یک جنگ «کنترلپذیر» نیست. برخلاف عملیاتهای محدود آمریکا در دهههای گذشته، اینبار کُلّ خلیج فارس درگیر میشود، مسیرهای انرژی ناامن میشوند، متحدان آمریکا هزینه مستقیم میدهند، قیمت انرژی جهانی جهش پیدا میکند، و برای آمریکایی که همزمان درگیر رقابت با چین، جنگ اوکراین و بحرانهای داخلی است، باز کردن یک جبهه غیرقابلپیشبینی، عقلانی نیست.
چهارم: ترامپ اهل «جنگِ بیبرد» نیست. اگر بشود یک ویژه گی ثابت برای وی متصور شد این است که او جنگ را فقط وقتی میخواهد که پیروزی سریع، نمایشی و کمهزینه باشد. جنگ مستقیم نه سریع است، نه تضمینشده است و نه قابلیت فروش به افکار عمومی ی مردمِ آمریکا را دارد. اما کشاندن جمهوری اسلامی به پای میز مذاکره -حتی اگر بی نتیجه هم بماند-، برای ترامپ ابزار نمایش قدرت است.
پنجم: ترجیح مذاکره نه به معنای عقبنشینی آمریکا؛ بلکه فرصتی برای خرید زمان است. نیاز به زمان برای تشدید فشار اقتصادی، فرسایش امید اجتماعی، و انتقال بحران از سطح سیاسی به سطح معیشتی در مذاکره برآورده خواهد شد. به دیگر سخن مذاکره بخشی از استراتژی فشار ترکیبی امریکا، و نه جایگزین آن است.
آمریکا امروز به جنگ مستقیم احتیاجی ندارد. وقتی ارزش ریال سقوط می کند، دارایی مردم آب میشود و نارضایتی اجتماعی بالا میگیرد. جنگ واقعی میتواند حتی نتایج معکوس بدهد.
شنبه هیجدهم بهمن ماه هزار و چهارصد و چهار

بیان دیدگاه