مقصر دانستنِ قربانی!

مسعود فرهیخته ||| روی باومایستر روانشناس شاخه اجتماعی در اواخر قرن بیستم نظریه ی افسانه شیطانی با عنوان (مقصر دانستن قربانیان) را مطرح کرده است. افسانه شیطانی از ویژگیهایِ بارزِ حکومت های دیکتاتوری و استبدادی است. آنان با ترفند و تبحّر، گناهان و اعمال شرورانه و شیطانی خود را به گردن قربانیان خود می اندازند.

در نظریه ی افسانه شیطانی، شیطان هرگز فکر نمی کند که کار اشتباهی انجام داده و همیشه قربانیان خود را مقصر می داند.

تفکرِ شیطانی در بینِ حاکمانِ بیدادگرِ جمهوری اسلامی و طرفداران خشک مغز و متعصبِ آنان، موج می زند. متاسفانه در دی ماه خونین امسال، حاکمانِ شیطان صفتِ جمهوری اسلامی برای حفظ بقا و غارت و چپاولِ بیشترِ اموالِ عمومی، شهروندانِ مطالبه گر و آزادی خواهان این سرزمین را به رغم حضور اعتراضی و میلیونی مردم به جان آمده، به مثابه ی یک دشمن بیگانه معرفی نمود، و با تبحّر و ترفند، خود را در حالِ دفاعِ مشروع در برابر تروریست های مسلح و اشرار معرفی کرده است.

امّا صحنه های خیابان پر از جنازه های متبرکِ بهترین فرزندانِ ایران، به ویژه جوانانی شد که با دست خالی و صرفا به خاطر اعتراض به نظام جبّار و ستمگرِ حاضر، به میدان آمدند، اما حاکمانِ ستمگر با سلاح گرم قلب معصوم آنها را هدف قرار دادند. حاکمانِ ستمکار قصد دارند با حیله و تبلیغِ دروغین، اعمالِ شرورانه و سرکوبگرانه؛ خشونت، بازداشت، زندان، و اعدام و کشتارِ مردم را وارونه جلوه داده، و تمامیِ آزادی خواهان کشته شده ی راه آزادی را مقصر فاجعه نسل کشی ۱۸و ۱۹دی، پنجشنبه و جمعه سیاه دیماه جلوه دهند.

حاکمانِ اختلاس گر و رانت خوار که عامل ۴۷ سال فقر و فلاکت و تیره روزی مردم این مملکت بوده اند، تمام مشکلات ومصائبی را که خود مسبب آنند و از هر سو بر ملت تحمیل کرده اند، به گردنِ مردم انداخته اند.

امیدوارانه و با اطمینان و یقین کامل تاکید می کنم که ملت ایران به زودی معشوقِ آزادی را به آغوش خواهد کشید، و آمران و عاملان این جنایتِ وحشتناک و فاجعه ی عظیم نسل کشی پنجشنبه و جمعه ی سیاهِ دیماه ۱۴۰۴ هم به زودی در دادگاه های صالحه به سزای اعمالشان خواهند رسید.

اما دردناک ترین و هولناک ترین بخش این کشتار عظیم نشانه گرفتن قلبِ بی شمار دانش آموزانِ آینده ساز این سرزمین بود که با هزاران آرزو و امید، با گلوله های جانیانی به قلبشان، برای همیشه خاموش شدند. از جامعه معلمان و کنشگران انتظار می رود در دادخواهی ی خون به ناحق ریخته ی این نوجوانان و جوانانِ پرپرشده، قصور و کوتاهی نکنند. تاریخ گریبان ما را خواهد گرفت که چگونه به خونخواهی فرزندان معصوم و بی گناه کشته شده خود مواجه شدیم.

متاسفانه تعدادی از معلمانِ مبارز هم در این دی ماه خونین به دست شقی ترین ها کشته شدند و برخی دیگر نیز دستگیر و زندانی شدند. بر کنشگران صنفی و تشکل ها فرض است آنگونه که مسئولیت تاریخی و اخلاقی ایجاب می کند، در مسیر دادخواهی، همه ی همت خود را به کار بندند. زمان چندانی برای انتخاب و حرکت در مسیر درست در اختیار ما نیست.

دادخواهی و همراهی در لحظه بی پناهی و مظلومیت این همه جانِ از دست رفته، معنی کنشگری پویا و صادقانه است. آن هنگام که استبداد به کناری رود و زبان ها گشوده شود، حتما از ما خواهند پرسید در آن هنگامه ی خونین برای این همه جان بی پناه کشته شده چه کردید؟ آن روز، روزی است که باید سربلند و سرافراز در پیش وجدان و تاریخ باشیم.

به امید آزادی ایران و میهمانی جشن آفتاب 

زندان مرکزی کرج سالن ۱۶

۹ بهمن ۱۴۰۴


ماشین کشتار حاکمیت؛ از خیابان تا زندان، از گلوله تا دار!

از سقوط اقتصادی تا حکومت نظامی پنهان: تابلوی کامل فروپاشی

بیان دیدگاه