از سقوط اقتصادی تا حکومت نظامی پنهان: تابلوی کامل فروپاشی

اتحاد کارگران انقلابی ایران ||| عبور قیمت دلار از مرز صد و پنجاه هزار تومان، صرفاً یک شاخص اقتصادی نیست؛ نشانه‌ی فروپاشیِ اعتماد، ثبات و آینده در جامعه‌ای است که سال‌هاست زیر بار سوء‌مدیریت، فساد ساختاری و ماجراجویی‌های سیاسی فرسوده شده است. اقتصادی که در آن تورم از شصت درصد عبور کرده، عملاً به ماشین فقیرسازی توده‌ها تبدیل شده است.

گرانی افسارگسیخته‌ی مایحتاج عمومی، به‌ویژه در حوزه‌ی خوراک، درمان و مسکن، لایه‌های فرودست و حتی بخش بزرگی از طبقه‌ی متوسط را به عقب رانده است. حذف تدریجی اقلام ضروری از سفره‌ی خانواده‌ها، دیگر یک استثنا نیست؛ به قاعده‌ای روزمره بدل شده است. سقوط اجتماعی آرام اما پیوسته در جریان است: هر روز گروه‌های بیشتری از مردم ، به سطوح پایین‌تری از زندگی  انسانی رانده می‌شوند.

این فاجعه‌ی اقتصادی با فضای سرکوب و ارعاب درهم تنیده است. هزینه‌های چندهزار میلیاردی ناشی از قطع اینترنت، که به‌طور مستقیم به ورشکستگی گسترده‌ی مشاغل از جمله در حوزه‌ی توریسم، انجامیده، نمونه‌ای روشن از اولویت‌های حاکمیت است.

سرکوب عزاداری خانواده‌های جان‌باختگان و جلوگیری از سوگواری عمومی، بُعد دیگری از این وضعیت فاجعه‌بار است. جامعه‌ای که از حق سوگ محروم می‌شود، وارد چرخه‌ی ترومای حل‌نشده می‌گردد. مردم ایران در سوگ ده‌ها هزار عزیز از دست‌رفته‌ی خود هستند؛ سوگی که نه مجال بیان دارد و نه امکان ترمیم. گویی گرد مرگ بر فضای عمومی پاشیده شده است.

در عمل، کشور در وضعیت نوعی حکومت نظامیِ اعلام‌نشده قرار دارد. مجروحان از ترس بازداشت به بیمارستان‌ها مراجعه نمی‌کنند؛ پزشکان و کادر درمان به‌دلیل انجام وظیفه‌ی حرفه‌ای خود بازداشت می‌شوند؛ یورش به منازل و ربودن مجروحان، مرزهای ابتدایی امنیت انسانی را درنوردیده است. تهدید اعدام، همچون شمشیری دائمی، بر فراز سر معترضان آویزان است. این سطح از خشونت عریان، نه نشانه‌ی اقتدار، بلکه علامت هراس حاکمیت از جامعه است.

هم‌زمان، بخش بزرگی از مردم ایران—در مقام گروگان سیاست‌های پرهزینه و ماجراجویانه‌ی جمهوری اسلامی—با نگرانی به آرایش جنگی منطقه و احتمال وقوع نوعی عملیات نظامی آمریکا می‌نگرند. این چشم‌انداز، وضعیت تعلیق فراگیری را بر جامعه تحمیل کرده است: نه جنگ، نه صلح؛ نه امید، نه افق.

حاکمیت نه‌تنها برنامه‌ای برای حل بحران‌های انباشته‌شده ندارد، بلکه عملاً جز سرکوب، تولید روایت‌های جعلی، دشمن‌سازی و نفرت‌پراکنی، ابزار دیگری به کار نمی‌گیرد. در چنین شرایطی، خشم اجتماعی به‌جای تخلیه یا گفت‌وگو، متراکم می‌شود.

از کشتار داخلی تا حمله خارجی: هشدار درباره سناریوی فاجعه برای ایران

برخی بحران ها؛ اسمِ رمزِ قتل دهها هزار مردم معترض!

میزان صادرات برق به کشورهای همسایه صفر شد!

بیان دیدگاه