اتحاد کارگران انقلابی ایران ||| دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، روز چهارشنبه گذشته پس از آنکه در مواضعی علنی معترضان ایرانی را به ادامه تظاهرات و حتی در مواردی به تصرف نهادهای حکومتی تشویق کرده بود، از مواضع خود عقبنشینی کرد. این تغییر موضع ناگهانی در شرایطی رخ داد که اعتراضات در ایران با هزینهای بسیار سنگین برای مردم همراه بود و بنا بر گزارشهای منتشرشده از منابع مختلف، شمار کشتهشدگان اعتراضات بین ۱۲ هزار تا ۲۰ هزار نفر برآورد شده است.
چند روز پس از این مواضع، ترامپ نهتنها از تصمیم خود عقب نشست، بلکه از علی خامنهای بهدلیل «توقف کشتارها» و عدم اعدام ۸۰۰ نفر قدردانی کرد. این موضعگیری، تناقض آشکار سیاستهای اعلامی ترامپ را نشان داد؛ سیاستی که ابتدا مردم را به رویارویی مستقیم با ماشین سرکوب تشویق میکند و سپس، از عامل اصلی سرکوب تقدیر بهعمل میآورد.
درباره دلایل این عقبنشینی، گمانهزنیهای متعددی مطرح شده است؛ از جمله فشار کشورهای عربی و ترکیه، مخالفت بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل، و هشدارها و ملاحظات نهادهای نظامی آمریکا. با این حال، صرفنظر از اینکه کدام عامل یا مجموعه عوامل در این تصمیم نقش اصلی را ایفا کردهاند، نتیجه سیاسی آن روشن است: یکبار دیگر، اتکا به حمایت یا مداخله قدرتهای خارجی بهعنوان راهبرد رهایی، با شکست مواجه شد.
این شکست، تنها شکست یک سیاست خارجی یا یک تصمیم تاکتیکی نیست، بلکه شکست یک توهم دیرپا در بخشی از اپوزیسیون ایران است؛ توهمی که رهایی مردم ایران را به اراده دولتهای خارجی، از جمله ایالات متحده، گره میزند. در این چارچوب، چهرههایی مانند رضا پهلوی نیز، با چشمدوختن به حمایت خارجی، نهتنها راهحلی واقعی ارائه نکردهاند، بلکه با تشویق تاکتیکهای پرخطر، بر هزینههای انسانی مبارزه افزودهاند.
مردم ایران نه به قیم نیاز دارند و نه به ناجی خارجی. تجربههای مکرر تاریخی نشان داده است که دولتهای خارجی، در نهایت، منافع خود را بر هر ادعای اخلاقی یا حمایتی ترجیح میدهند. رهایی از جمهوری اسلامی، تنها از مسیر اتکا به نیروی مستقل مردم، سازمانیابی از پایین، و انقلابی برخاسته از متن جامعه ممکن است؛ انقلابی که نه با فرمان از بیرون، بلکه با آگاهی، همبستگی و اراده جمعی مردم شکل میگیرد.
یکشنبه بیست و هشتم دیماه هزار و چهارصد و چهار

بیان دیدگاه